منطقه ثامن - صفحه 9

منطقه ثامن

قلب شهر مشهد

فلسفه وجودی شکل‌گیری منطقه ثامن، بارگاه منور رضوی است. شوق زیارت حضرت رضا (ع) است که در طول سال چندین میلیون زائران ایرانی و خارجی را به منطقه ثامن می‌کشاند. کسب‌وکارهایی، چون واحد‌های اقامتی، رستوران‌ها، فروشگاه‌های سوغات و... در پاسخ به نیاز‌های زائران در این منطقه شکل گرفته است. ۷۰ درصد خانه‌های تاریخی مشهد همچون: خانه داروغه، توکلی، کوزه‌کنانی، پریشانی، اکبرزاده و... در این منطقه قرار دارد و برخی از آن‌ها در گذر زمان و با طرح‌های نوسازی از بین رفته‌اند و برخی دیگر مرمت شده یا در دست احیا هستند.  بسیاری از ساکنان این منطقه در گذر سال‌ها و به‌دلیل تغییرات به‌وجودآمده، به مناطق شهری دیگر کوچ کرد‌ه‌اند؛ به همین دلیل این روز‌ها بخش تجاری بسیاری از پلاک‌های این منطقه را به خود اختصاص داده است. یکی از مسائلی که در منطقه ثامن مشهود است، ترافیک سنگین خودرو‌ها در بیشتر ساعت روز بوده که به مشکلی بزرگ برای ساکنان تبدیل شده است. شهرداری منطقه ثامن سال ۱۳۷۸ شکل گرفته و در مساحت ۳۶۶ هکتاری آن  (با احتساب حرم مطهر رضوی)  ۱۴ هزار نفر زندگی می‌کنند.

مسجد پل سنگی، طبق روایتی که اهالی از پیش‌نماز قدیمی، مرحوم حاج‌سیدمحمدرضا بختیاری، نقل می‌کنند، نام خود را از سنگ بزرگی گرفته است که برای عبور مردم از گذرگاه آبی نوغان قرار داده شده بود. این سنگ، پایه‌ای برای هویت تاریخی مسجد شد.
ماست حاج‌اکبر آوازه داشت و صف آن مثل یک دورهمی محلی بود. وارد که می‌شدیم، بوی فراورده‌های مختلف دماغمان را پر می‌کرد. گاهی هم آب‌راهه باریکی از آب ماست لابه‌لای موزائیک‌ها جاری بود.
در کوچه‌های وحدت همسایگانی زندگی می‌کنند که پیوند همسایگی‌شان نه کوتاه است و نه گذرا، بلکه به بلندای یک عمر است. آن‌ها از احوال هم باخبرند و در اتفاق‌های کوچک شریک می‌شوند.
۲‌مهر‌۱۳۹۴، هم‌زمان با عید قربان در مراسم رمی‌جمرات در منطقه منای شهر مکه اتفاق تلخی رخ داد که منجر به جان باختن دست‌کم ۲ هزار‌و‌۲۳۶ زائر خانه خدا شد.یکی از آنها «محسن حاجی‌حسنی‌کارگر»، قاری مطرح مشهدی بود.
این خیابان‌های تمیز اطراف حرم‌رضوی حاصل تلاش شبانه‌روزی ۴۷۰ نفر از نیرو‌های خدمات‌شهری و ۷۰ نفر نیروی انضباط شهری در سه شیفت پیاپی است تا زائران خاطره‌ای خوش از سفر داشته باشند.
قصابی حسین پوراسحاق در کوچه حمام‌باغ، جایی برای زنده‌کردن خاطرات اهالی بالاخیابان است.جایی که مشتری‌ها علاوه بر خرید، دور هم می‌نشینند، از خاطرات شهر و دیارشان می‌گویند.
طوبی خانم می‌گوید: خانه داروغه ملکی بود که غلامرضا داداللهی، پدر بزرگ من، آن را خریده بود. وقتی هم که فوت کرد این خانه به ورثه که یکی‌شان مادر من بود رسید و بعد هم به هیئت یزدی‌ها فروخته شد.