زهرا موسوینژاد از ساکنان محله انقلاب، جزو شاهدان عینی حادثه نهم دی ۱۳۵۷ است. او در این واقعه، جانباز میشود و مادرش نیز پس از تحمل جنایت خونین رژیم طاغوت، به شهادت میرسد.
قاسم صفریان در خاطراتش مینویسد: «به باغ ملی که رسیدیم، صدای گلولهها نزدیک بود و صدای مسلسل قطع نمیشد. همه را به گلوله میبستند. یک کشتار وحشیانه، مقابل نانوایی چهارراه لشکر شد».
هفت شماره تماس در اختیار داریم که همه از خانواده شهدای دهم دیماه هستند. شهدایی که اکنون خانوادههای آنها در منطقه یک مشهد ساکن هستند.
۲۹ آبان تا ۱۰ دی ۵۷، انقلابیترین روزهای مشهد رقم خورد. در فاصله ۲ تا ۹دیماه اتفاقهای زیادی در مشهد رخ داد. ۳ دی کارکنان دادگستری به مردم پیوستند.
پری حشمتیفر، مادر شهید نوجوان «مهدی دهستانی» است که فرزندش در نهم دی سال ۵۷ و در روزی که به شنبه خونین معروف است، به شهادت رسید.
در کوچه ما زنی با دو فرزند پسرش به کار تولید بُرس کفش مشغول بود. صبح دهم دی، شاهد بودم که یکی از پسران این خانواده برای شرکت در راهپیمایی عازم مرکز شهر میشد و بعدازظهر نامش در فهرست شهدا بود.
بسیاری از شهیدان دوران پهلوی غریبانه در آرامستان خواجه ربیع دفن شدهاند و علتش نیز واضح است. مخالفت با حکومت وقت و مبارزه تا سر حد شهادت جایی برای نام بردن از آنها در آن روزگار باقی نمیگذارده است، اما امروزه بر تاریخنگاران و پژوهشگران این شهر فرض است که تا فرصت باقی است و والدین و نزدیکان این شهیدان در قید حیات هستند به سراغ آنها رفته و قصه پرالتهاب مبارزات و شهادت آنها را تدوین کنند. این تاریخ نگاری آینهای خواهد بود که هویت تاریخی ما در آن بازتاب داده میشود.