١٨سال بیشتر ندارد اما شرح فعالیتهایش طولانی است. همهچیز از دوره دبستان آغاز شد؛ وقتی که ریحانه موسوی در زنگهای تفریح دست معلمش نخ و کاموا و میل بافتنی میدید. او با دقت به دستهای معلمش نگاه میکرد و مجذوب هنر بافتنی شد. مادر برای ریحانه میله و کاموا خرید و او خیلی زود شال، کلاه و... میبافت. کمی که گذشت، ریحانه به هنر سینما و تئاتر هم علاقهمند شد؛ هنری که برای اطرافیانش ناآشنا بود، اما او تصمیمش را گرفته بود.
محله تلگرد قدمتی باستانی دارد و با نام تیرگرد یا تیرآباد در دوره اشکانیان ساخته شده است. بااینحال، نام این روستای تاریخی از سده دوازدهم قمری در وقفنامهها به چشم میخورد. این مزرعه که اکنون در میان عموم مردم «تلگرد» خوانده میشود، متعلق به طاهر احمدزاده (نخستین استاندار خراسان پس از انقلاب اسلامی) بوده است. محله تلگرد از دیرباز قطب جاروبافی مشهد بوده است.

بازگشت آزادگان بعد از سالها اسارت و تحمل شکنجههای فراوان یکی از باشکوهترین و پرشورترین برگههای دفتر خاطرات مردم ایرانزمین است. عباسعلی بنیادی یکی از آزادگان محله تلگرد است که 2375 روز طعم اسارت را در زندانهای بعثی چشیده است.
شیرمحمد شیرمحمدی جزو اولین ساکنان محدوده میدان عسکریه بوده است. حجره عطاریاش هم درست جایی بوده که الان فلکه است. آن زمان شهر به همین محدوده ختم میشد و بعد از آن دیگر آبادی نبود.
راویان قصههای متفاوتی دارند. هرکدام بخشی از تاریخ را خواسته یا ناخواسته به تصویر میکشند. عکسها عهدهدار بخشی از این مسئولیت هستند و با اینکه کمتر گوشه آلبومی ماندهاند، اما روایتشان عینیترین و شیرینترینِ روایتهاست.
قرار است چشم در چشم همین عکسها، گذشته کوچه و خیابانهایی را به تصویر بکشیم که نام خاصی دارد و در مشهد به محله جاروبافها شهره است.