موفقیت نقاشی دختر پشت پنجره فولاد، لطف امام رضا(ع) بود
از یک طرف قسمت خانمها شلوغ بود و از طرف دیگر حتما باید جلو میرفت. با التماس فراوان از خادمی که مانعش میشد، اجازه خواست تا خود را به پشت پنجره فولاد قسمت برادران برساند. این بار گره زدن دستها به پنجره برایش با همیشه فرق داشت. به یکباره بغضش شکست. نفس حبس شدهاش آزاد شد و اشکهایش جاری...
سلامش را که داد، گوشی همراهش را به شبکههای فولاد نزدیک کرد تا از زائرانی که آن سوی پنجره و داخل حرم مشغول زیارت بودند، عکس بگیرد. این عکسها قرار بود سوژه نقاشی او شوند. قصدش فقط آزمودن خود در مسابقه بود و اینکه قدمی برای امام هشتم (ع) برداشته باشد.
روی همین حساب بود که وقتی به خانه رسید، روی کاغذ نقاشی دختری را پشت پنجره فولاد کشید که چادر آبی رنگ با گلهای نارنجی به سر داشت. بعد کارش را برای مسابقه نامها و نشانههای رضوی سال ۹۱ ارسال کرد.
اولین تجربه جدی نقاشی بود و تصورش را هم نمیکرد که این اثر به کشف استعدادش منجر شود. اما خدا خواست که نتیجه این شود؛ کسب مقام اول کشوری در بین هزاران نفر شرکتکننده. فاطمه قدرتی حالا با خودش فکر میکند که همه این موفقیتها از لطف آقایش بوده است و هربار با این فکر اشک در چشمانش حلقه میزند.

از کاردستی تا سفال گری و رسیدن به نقاشی
۱۵ سال دارد و محل تولدش شهرستان کلات است. هفت ساله بوده که ساکن محله آزادشهر شدهاند و از ۹ سالگی نیز هممحلهای ما در منطقه قاسم آباد و خیابان استاد یوسفی. همسایهشدنشان با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (مرکز ۵) بر حسب اتفاق بوده است.
کانونی که درست روبهروی خانهشان قرار داشت و بعدها دلیل خوبی شد برای پرداختن او به هنر. مدرسهاش چند کوچه آن طرفتر از محل زندگیاش است و همه چیز دست به دست هم داده تا فاطمه قدرتی هنرمند افتخارآفرین محلهمان راحت و بدون هیچ دغدغهای به هنر بپردازد.
ورودش به کانون به ۹ سالگیاش برمیگردد و حضورش در کلاس کاردستی. مربیاش خانم حزیری که فاطمه ارتباط عاطفی عمیقی با او برقرار کرده، استعداد او را در زمینه سفال گری در هنگام درست کردن آدمکهای نخودی با پارچه کشف میکند، زیرا فاطمه برجستهکاری و چیدمانش را بسیار خوب انجام میداده است.
اینطور میشود که او در ۱۲ سالگی به پیشنهاد مربیاش، به صورت تخصصی کار با سفال را نیز شروع میکند. این هنرمند سفالگر، سه سال بعد با موفقیت در مسابقات نامها و نشانههای رضوی به خاطر خلق اثر نقاشیاش، به دنیای این رشته هنری نیز پا میگذارد. فاطمه که حالا هنر سفالگری و نقاشی را با هم مرتبط میداند، دراینباره میگوید: بعضی تکنیکهای رشته نقاشی، تقویتکننده هنر سفالگری است و برعکس.
افتخارات
کسب مقام اول ناحیه در مسابقات دانشآموزی رشته سفالگری در سال ۹۱، کسب رتبه اول ناحیه و سپس استان در مسابقات دانشآموزی رشته سفالگری در سال ۹۲ و راهیابی به مرحله کشوری از افتخارات فاطمه است. همچنین او امسال در مسابقات کشوری نقاشی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزیده شده است.
راهيابي به مرحله کشوری مسابقات سفالگری از افتخارات فاطمه است
ناگفته نماند که هنرمند محله ما در زمینه درسی نیز موفق بوده است. او در مقطع دوم راهنمایی (سال ۸۹) به همراه دوستش سویدا سپاهیلایینی رتبه دوم استانی را در کار گروهی جشنواره نوجوان خوارزمی در رشته علوم آزمایشگاهی به دست آورد.
همین علاقه زیادش به کار آزمایشگاهی باعث شد که او رشته تجربی را برای سال دوم دبیرستان انتخاب کند. او که به کار با موادشیمیایی و کشف ترکیبات داروها علاقه دارد، از این داروها برای تزیین اتاقش نیز استفاده میکند.
ارمغان سفر
این روزها سفالگری و کشیدن نقاشی جزو کارهای روزمره فاطمه به شمار میروند و او از هر فرصتی برای پیادهکردن نقوش ذهنیاش روی گِل سفال یا کاغذ نقاشی استفاده میکند. حتی در هنگام مسافرت هم با نگاه تیزبینش به دنبال طرحی برای خلق اثر جدید میگردد.
در واقع هر سفر برای او یک دنیا سوژه به ارمغان میآورد. خودش میگوید: وقتی به مسافرت میروم، همه چیز را با دقت نگاه میکنم، به همین خاطر هنگام برگشت به خانه با دست پر برمیگردم و تصور ذهنیام را درآثار نقاشی و سفالم پیاده میکنم. این نگاه دقیق را از مربیام، خانم حزیره آموختهام که همیشه این موضوع را به ما گوشزد میکند.
خودمانی با فاطمه
- یک ویژگی خوب و یک ویژگی بدت را بگو؟
همه میگویند خیلی مهربانم، اما ویژگی بدم این است که زودرنج و حساس هستم.
- چه آرزوهایی داری؟
دوست داشتم خانهمان در همسایگی حرم بود تا هر روز از نزدیک به امامرضا (ع) سلام کنم. آرزوی دیگرم این است که در آینده داروساز شوم. چون مادرم بیماری تیروئید دارد و من از هزینههای زیاد درمان و کمیابی برخی داروهایش اطلاع دارم و دلم میخواهد بتوانم روزی با تولید این داروها به بیماران کمک کنم.
آرزوی دیگرم این است که بتوانم در زمینه هنر نقاشی نیز اثری ماندگار از خودم بر جا بگذارم. فاطمه دوست دارد وقتی که بزرگ شد، در زیرزمین خانهشان آزمایشگاهی داشته باشد و دو اتاق مجزا که یکی را به کارگاه نقاشی و دیگری را به کارگاه سفالگری اختصاص دهد.
- کدام اثر هنریات را بیشتر دوست داری؟
یکی ازکارهای سفالم که در مسابقات کتابخوانی ارائه داده بودم و عنوانش رستم و سهراب بود را خیلی دوست دارم.
* این گزارش چهارشنبه، ۳۰ مرداد ۹۲ در شماره ۶۷ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.