گرههای عشق بر تارو پور فرش
روزی و روزگاری قالیبافی برای زنان این سرزمین همه چیز بود. آنها با گرهها و نقشی که بر دار قالی میآفریدند، زندگی میکردند و جدا از اینکه قالیبافی برایشان شغل و منبع درآمد باشد، رج به رج قالی تجربه و فرهنگ و هویتشان را نشان میداد.
گرچه امروز کمتر مادران و مادربزرگها را میبینیم که پای دار قالی نشسته باشند و همین موضوع باعث شده تا بخشی از این هویت به دست فراموشی سپرده شود، اما هنوز هم کسانی هستند که خاطرات صدای شانههای قالی را از یاد نبردهاند و برای زنده نگه داشتن این هنر اصیل ایرانی تلاش میکنند. فاطمه عادلی، یکی از همین افراد است که راه کسب درآمد را از قالی یافته است.
او اولین زنی نیست که در زمینه قالیبافی کار میکند، اما به جرئت میتوان گفت که جزو قالیبافان زنی است که با پشتکار و همت خود توانسته در مدت ۷ سال بیش از هزار نفر را آموزش رایگان دهد تا آنها نیز دار قالی برپا کنند و یا کارگاهی برای خودشان راه بیندازند. این بانوی کارآفرین از چالشهای پیشروی این هنر ایرانی و از شیوههای احیای این صنعت میگوید.
دار قالی
فاطمه عادلی متولد ۱۳۵۵ در مشهد و دانش آموخته رشته روانشناسی است که ۲ سالی را در بیمارستان ابنسینا به عنوان روانشناس کار کرده، اما داشتن بچههای کوچک دوقلو باعث میشود تا برای مدتی کار را کنار بگذارد و به مراقبت از فرزندانش بپردازد.
چند سالی که به این شکل میگذرد از آنجایی که فردی اجتماعی بوده که اکنون باید وقتش را در خانه میگذراندهاست، احساس رخوت میکند بنابراین تصمیم میگیرد تا با گذراندن دورههای آموزشی در زمینههای مختلف از جمله گلسازی، جعبهسازی و ... بتواند در کنار نگهداری از کودکانش، فعالیتی نیز در منزل داشته باشد.
با ذوق و شوق و علاقه دورههای گلسازی و جعبهسازی را میگذراند و در خانه مشغول به کار میشود، اما مدت زیادی نمیگذرد که احساس میکند این کار آنطور که باید او را جذب نمیکند. در همین هنگام متوجه آموزش قالیبافی در یکی از مدارس حاشیه شهر میشود و با حضور در آن کمی از گرههای هنر قالیبافی وگلیمبافی را یاد میگیرد.
اما علاقه او به نقش و نگار قالی چنان گره میخورد که دیگر نمیتواند دست از این علاقه خود بکشد بنابراین در آموزشگاهی ثبتنام میکند و مرحله به مرحله نقشهای مختلف قالیبافی و گلیمبافی تا تابلو فرش را یاد میگیرد.
آموزش استاد شاگردی
عادلی، قالیبافی را شغلی آمیخته با هنر میداند و از انگیزهاش برای آموزش هنر قالیبافی اینگونه برایمان میگوید: زمانی که مهارت لازم را به دست آوردم شروع به بافتن تابلو فرش و گلیم کردم، هر گلیم یا تابلوفرشی که میبافتم هنوز به پایان نرسیده بود که اطرافیانم با دیدن ظرافت و تمیزی بافت آن علاقهمند به این هنر میشدند.
برخی نیز تابلو را پیش خرید میکردند اینگونه بود که با وجودی که ساعتها پای دار قالی مینشستم، اما هیچگاه احساس خستگی نمیکردم و با پایان هر طرح و نقش اگر ساعتها به هنرم خیره میشدم باز هم احساس لذت و شیرینی اول را میکردم.
وی ادامه میدهد:
زمانی که متوجه علاقه بانوان محله به هنر قالیبافی شدم صحبتی با یکی از خواهران بسیجی محله کردم که اگر فردی علاقهمند به یادگیری بود میتواند به من مراجعه کند تا از این طریق هم هنری بیاموزد و هم بتواند کمک خرجی برای خانوادهاش باشد.
او ابتدا آموزشها را در اتاقی از خانه شروع میکند.
اما مدت زیادی نمیگذرد که تعداد افرادی که برای آموزش مراجعه میکردند بیشتر و بیشتر میشود و بنابراین تصمیم میگیرد تا پارکینگ خانه را به کارگاه تبدیل کند تا مکان بهتر و مستقلی در اختیار هنرجویان قرار گیرد و با آسودگی بهتر آموزش ببینند.
آموزشها در کارگاه عادلی به صورت استاد شاگردی است و فرد میتواند در مدت ۶ ماه به مهارت کافی برسد: «برای افراد علاقهمند آموزشها به صورت رایگان است، اما فرد بعد از مهارت میتواند در کارگاه باقی بماند و کار کند آن زمان است که مبلغی به عنوان آموزش از دستمزد او کم میشود.»افرادی که ابتدا برای آموزش قالیبافی و یا فقط گلیم به کارگاه مراجعه میکنند بعد از پایان دورهشان آنقدر علاقهمند میشوند که دوره دیگر را آغاز میکنند.
وی معتقد است که هر دستبافتهای به انسان آرامش میدهد: «تحصیلاتم در حوزه روانشناسی است و به جد میگویم که از نظر علمی نیز ثابت شده که کارهایی که با دست انجام میشود آرامش خاصی به فرد میدهد و هنرجوهایی داشتهام که به دلیل مشکلات زندگی دچار افسردگی شده بودند، اما با یادگیری قالیبافی توانستند ذهن خود را آرام کنند.»
حل مشکل قالیبافان نابینا
او همچنین توانسته در بحث آموزش همراه با یکی از شاگردانش که اکنون به استادی تبدیل شده و کارگاهی برای خود برپا کرده است به نابینایان علاقهمند هنر قالیبافی را یاد دهد: «ابتدا که موضوع آموزش به نابینایان مطرح شد تصور نمیکردیم که از عهده این کار بر آییم البته برخی از شرکتها نخ و نقشه صوتی را در بازار برای نابینایان میدهند، اما این صوتها برای نقش و نگارهای سخت با رنگهای زیاد است که روشندل قالیباف را پس از مدتی مأیوس میکند.»
عادلی ادامه میدهد: «چون تصمیم ما جدی بود و از طرفی علاقه بانوان نابینا و کم بینا را به این هنر میدیدیم طرحهای ساده در حد ۵ رنگ را از بازار تهیه کردیم و نقشه آن را خودمان خواندیم و ضبط کردیم.
سپس با جذب چند نفر از قالیبافان نابینا آموزشها را شروع کردیم و خوشبختانه نتیجه خوبی از این کار گرفتیم به طوریکه الان بعد از گذشت مدتی این قالیبافان آمادگی بافتن نقشههای با رنگهای بیشتر را دارند.»
وی میگوید: «با دیدن موفقیت این نوع از آموزش با اداره بهزیستی صحبتی انجام دادیم تا بتواند ادامه بحث آموزش به افراد نابینا و کم بینای علاقهمند را پیگیری کند.»
اکنون ۲۰ هنرجو و ۵۰ نفر بافنده با کارگاه همکاری دارند که سفارشها را تحویل میدهند و همچنین ۸۰ نفر به صورت غیرمستقیم مشغول به کار شدهاند که شامل رنگرز، تولیدکننده نخ، پرداختکار، برجستهکار و ... میشوند.
دسترنج قالیبافان بازار فروش ندارد
او که فروش هنرش را به صورت جدی از نمایشگاههایی که شهرداری و یا اتحادیه تعاونی بانوان برپا میکنند، شروع کرده است، میگوید: «برای معرفی تابلو فرشها ابتدا در نمایشگاههای صنایع دستی، فرش و ... شرکت میکردم تا مشتری ظرافت کارها را از نزدیک ببیند، بعد از برپایی نمایشگاه بود که سفارشها از راه میرسید.»
این بانوی کارآفرین بیان میدارد: «قالیبافان به خوبی میدانند که نباید خودشان دنبال مشتری باشند بلکه باید مشتری به سراغ فرش و کارشان بیاید. اگر نتوانستند مشتری پیدا کنند، باید در همان محله خودشان نمایشگاهی برپا کنند و از این طریق مشتری جذب کنند.
آنها میتوانند از طریق همان نمایشگاههای کوچک و از محله خود شناخته شوند و گوش به گوش کارشان را تبلیغ کنند. البته میتوانند چند بافنده در کنار یکدیگر کارشان را وسعت ببخشند.»
او درباره مشکلاتی که قالیبافان دارند، میگوید: «برخلاف سایر تولیدکنندگان مشکل ما در تولید نیست، بسیاری از بانوان علاقهمند هستند تا در خانههایشان کار کنند تا هم بتوانند به امور منزل رسیدگی کنند و هم از طرف دیگر درآمدی داشته باشند که میتوان با سر و سامان دادن آنها تحت یک پوشش کارگاهی از ظرفیتهایشان برای تولید استفاده کرد.»
آیا قالیبافی سود دارد؟
میگوید که برخی گمان میکنند مشاغل خانگی سود کافی ندارد در حالی که اگر هزینههای پنهان مشاغل دیگر مانند هزینه رفت و آمد، مهد کودک و... را در نظر بگیریم میزان دستمزد و مزایای در خانه کار کردن بیشتر به چشم میآید.
پس با این پیش فرض متوجه میشویم رشته فرش و قالیبافی در منزل رشتهای است که هیچ چیز از وظایف خانهداری کم نمیکند، اما باعث میشود تا یک خانم در کنار وظایف خانهداری و همسرداری در منزل از اوقات فراغت خود برای تولید فرش استفاده و در کنار فرزندانشان به اقتصاد خانواده کمک کند.
این بانوی کارآفرین مشکل اصلی صنعت قالیبافی را در بازار میداند: «هر یک از قالیبافان نمیتوانند قالی و یا تابلو فرشی که بافته است را به دست بگیرند و در کوچه و بازار برای آن مشتری پیدا کنند، ضرورت دارد تا با ساماندهی و کمی حمایت از سوی سازمانهای دست اندرکار از این هنر ایرانی حمایت شود، هنری که دیگر دارد رنگ و روی خود را در زیر فرش ماشینی از دست میدهد.»
مواد اولیه گران قیمت، موضوع دیگری است که به آن اشاره میکند و میگوید: «با وجودی که مواد اولیه قالیبافی، نخ است که از پشم گوسفند تهیه میشود و میتوان گفت کاملا کالایی داخلی است، اما با نوسانات قیمت دلار قیمت آن تغییر پیدا میکند و برای ما جای سؤال است که چرا کالایی که ارتباطی با واردات ندارد نیز باید تحت شرایط ارزی گران شود.»
عادلی میافزاید: «برخی از مواد اولیه که در بازار وجود دارد؛ نامرغوب هستند و گاهی پیش آمده که بافنده چشم گذاشته و بعد از اتمام کار متوجه شده است که کار نامرغوب است و بازار فروش ندارد.
متأسفانه نظارت خاصی بر این حوزه نشده است و ما باید مواد اولیه را در فرش شناسایی کنیم تا از نظر طبیعی بودن آنها اطمینان پیدا کنیم، همچنین باید از ثبات رنگ خامهها مطمئن شویم تا خامهها با مواد جوهری رنگ نشده باشند. البته صحبتهایی در ارتباط با این موضوع با اداره استاندارد داشتهام که قول همکاری به ما داده شد.»
صادرات به اتریش
اگرچه قالیبافی در گذشته بیشتر در مناطق روستایی و جنبه خود مصرفی داشته و در صورت داشتن مازاد قالی را به فروش میرساندند، اما با توجه به تحولات اقتصادی و اجتماعی امروزه قالیبافی به صورت حرفهای و تجاری انجام میشود و زنان نقش عمدهای در تولید آن دارند.
عادلی برای اینکه بتواند هنر خود را نشان دهد، مدتی است که عضو کانون زنان بازرگان شده است و حدود ۶ ماهی است که کارت بازرگانی دریافت کرده تا بتواند این هنر اصیل ایرانی را که مشتریان جهانی دارد، صادر کند: «زمانی که سفارش تابلو فرش از اتریش، کانادا و سوریه برایم رسید به این فکر افتادم که حیف است اقدامی در راستای معرفی تابلوفرشهای هنر دست بانوان کارگاه نکنم.
بنابراین به اتحادیه تعاونی بانوان مراجعه کردم و آنها نیز من را به کانون زنان بازرگان معرفی کردند و اینگونه بود که کارت بازرگانی گرفتم تا بتوانم در نمایشگاههای خارجی شرکت کنم.»
او با اشاره به اینکه شرکت در نمایشگاههای خارجی نیازمند هزینه زیادی است که در توانم نبود تا در آنها حضور یابم، بیان میدارد: «شنیده بودم اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در این حوزه کمک میکند زمانی که به آنها مراجعه کردم و یکی از تابلوفرشها را نشان دادم به من پیشنهاد ارائه تسهیلات دادند، اما پاسخ من این بود که نیازی به تسهیلات ندارم و تنها برای حضور در نمایشگاههای خارجی از من حمایت شود.»
حدود ۶ ماهی است که کارت بازرگانی دریافت کرده تا بتواند این هنر اصیل ایرانی را که مشتریان جهانی دارد، صادر کند
برندسازی فرش ایرانی
او که اکنون قالیباف ماهری شده است با نشان دادن یک تابلو فرش نیمه کاره میگوید: «اندازه تابلوفرشها متفاوت است، اما از اندازه برگه A۴ تا اندازه یک در یک و نیم بنا به سفارش مشتری تابلو بافته میشود. زمان بافت نیز بسته به نوع کار دارد کارهایی با بافت ابریشم و تراکم و نقش و نگار بیشتر که تعداد رنگ بیشتری نیز در آنها استفاده میشود ممکن است تا ۴ ماه نیز زمان ببرد، اما کار با نخ و نقش و نگار سادهتر یک ماهه نیز آماده تحویل است.»
وی میزان سفارشها در طول ماه را متغیر میداند و بیان میکند: «با وجود اینکه امسال قیمت دلار در تابستان به صورت یکباره افزایش یافت که این موضوع در قیمت مواد اولیه نیز تأثیر گذاشت، اما از میزان سفارشهای ما کاسته نشد شاید علت اصلی آن نوع کار که هنر ایرانی است، باشد.»
او یکی از برنامههای آینده خود را در حوزه برندسازی بیان میکند و میافزاید: «فرش ایرانی در دنیا یک برند شناخته شده است و مشتریهای خاص خودش را دارد بنابراین میخواهم در حوزه برندسازی وارد شوم، چون در صورت انتخاب نام و نشان برای فرش و هنری که روانه بازار میکنید شما را با یک نام واحد میشناسند که این موضوع به ادامه فعالیت حتی کارگاههای کوچک کمک میکند.»
این گزار ش شنبه ۱ دی ۱۳۹۷ در شماره ۳۲۰ در شهرارا محله منطقه ۲ چاپ شده است

