کد خبر: ۱۵۷۹۰
۱۷ آبان ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۰

عکس تاریخی مادام باتستی از فلکه جنوبی مشهد

مروری بر جزئیات یک عکس ناب و تاریخی از دهه ۱۳۴۰ خورشیدی که از قاب دوربین مادام ترزا باتستی یک مردم‌شناس فرانسوی، گرفته شده است.

عکس یک سند دست‌اول و قابل مطالعه در حوزه مطالعات تاریخی شناخته می‌شود. تصاویر، همیشه آیینه تمام‌نما و بی‌نقصی هستند که انسان را به سفر در زمان دعوت می‌کنند. شما با دیدن یک عکس تاریخی، می‌توانید اجزایی را ببینید که ممکن است دیگر وجود خارجی نداشته باشند، با این حال تصاویر هم برای نقش‌آفرینی در مطالعات تاریخی، نیازمند تحلیل و بررسی هستند.

این تحلیل‌ها، به بررسی اجزای موجود در عکس و مطالعه تطبیقی آنها با دوره‌های گوناگون، ازجمله روزگار حال مربوط می‌شوند. به‌عنوان مثال، شما ممکن است در یک تصویر با ساختمان یا نمادی روبه‌رو شوید که در گذر زمان، تغییر کرده یا حتی نابود شده است.

این تغییرات یا نابودی، اگر بر بستر اطلاعات تاریخی بررسی شود، نه‌فقط قادر به بیان علت تغییرات میدانی است، بلکه می‌تواند پرده از راز‌های ناگفته و وقایع ازیادرفته بردارد؛ موضوعی که در این نوشتار، سعی کرده‌ایم درباره قطعه عکسی از سال‌۱۳۴۹ خورشیدی مورد توجه قرار دهمی؛ تصویری که «مادام باتستی» مردم شناس معروف فرانسوی آن را درمشهد ثبت کرده است.

 

یک عکس خاص با نگاه مردم‌شناسانه

عکس مورد مطالعه ما، تصویری منحصر‌به‌فرد از زاویه‌ای خاص است. عکاس، بر فراز ساختمانی در جنوب‌غربی حرم مطهر امام هشتم (ع)، جایی در ضلع بیرونی ابتدای فلکه جنوبی (از سمت بالاخیابان) ایستاده و نمایی بسیار ویژه را از حاشیه داخلی فلکه و تأسیسات حرم مطهر ثبت کرده است.

عکس، اجزای فوق‌العاده دیگری هم دارد؛ برای نمونه برخی برند‌های فعال کالا، مدل‌هایی از خودرو‌های فعال در آن ایام، اصناف مستقر در حاشیه فلکه و.... این تصویر، درواقع روح حاکم بر فرایند زیست اجتماعی و فرهنگی را در ۵۶ سال پیش به تصویر می‌کشد و به بیننده اجازه می‌دهد از دریچه دوربین عکاس، به ارزیابی اطلاعات خود از این دوره بپردازد.

به همین دلیل، برخلاف نمونه‌های مشابه، ترجیح دادم به این عکس درقالب یک نوشتار مفصل‌تر بپردازم تا بتوانم موضوعات ریزتری را بررسی کنم. عکسی که مورد مطالعه قرار گرفته، از آثار «ترزا باتستی»، مردم‌شناس فرانسوی، است که مرور زندگی خود او، می‌تواند در فهم ساختار عکس و شاخص‌های موجود در آن، مؤثر باشد. سطر‌های بعدی به احتمال، نخستین معرفی‌نامه‌ای است که از ترزا باتستی در رسانه‌های ایران منتشر می‌شود.

 

فضای تاریخی عکس

مشهد در سال‌۱۳۴۹ خورشیدی، شهری در حال گذار کامل از ساختار سنتی به مدرن بود. بعد از تغییرات عمده مربوط‌به ساخت فلکه شمالی و جنوبی، خیابان‌های طبرسی، «طهران (امام‌رضا (ع) فعلی)»، شاهرضا و ارگ، الگو‌های ساختمان‌سازی سنتی به‌تدریج کنار گذاشته شد. با وجود آنکه به‌دلیل شرایط اقلیمی، مشهد به‌سمت غرب توسعه پیدا کرد، در سال‌۱۳۴۹ خورشیدی هنوز حرم رضوی مرکزیت اقتصادی خود را حفظ کرده بود. این مرکزیت اقتصادی به‌دلیل تمرکز بازار اصلی شهر و تراکم گسترده جمعیت زائران در این منطقه به‌وجود آمد و دست‌کم تا چند دهه بعد از برداشته شدن این تصویر پابرجا بود.

در این دوره، اصناف گوناگون، بخشی از نقاط استقرار سنتی خود را حفظ کرده بودند؛ به‌عنوان نمونه، بازار فرش‌فروش‌ها، بازار حجاران و بازار فیروزه‌تراشان هنوز موقعیت پیشین خود را داشت و آن را با اصرار پیشکسوتان هر صنف، حفظ می‌کرد. با این حال، این تمرکز به شکل فزاینده‌ای درحال فروپاشی بود. تهران برای تغییر این ساختار و از بین بردن بافت قدیمی اطراف حرم رضوی اصرار داشت. مرحوم عزیزالله عطاردی در جلد نخست کتاب «فرهنگ خراسان» و ضمن بررسی اتفاقات پیش از تخریب بزرگ بافت اطراف حرم مطهر در دوره استانداری عبدالعظیم ولیان، به تأکید بدون پشتوانه علمی و منطقی شاه برای این تغییر اشاره می‌کند و از مخالفت سیدجلال‌الدین تهرانی، استاندار و نیابت تولیت، در میانه دهه ۱۳۴۰ خورشیدی سخن به میان می‌آورد؛ مخالفتی که به‌ظاهر به برکناری تهرانی هم انجامید.

مقاومت استانداران بعدی با این تغییر، با تکیه بر مطالعات میدانی و آگاهی از شرایطی بود که در این تصویر به‌خوبی مشهود است؛ اطراف حرم رضوی مملو از مغازه‌هایی بود که در هرکدام از آنها، نیاز مالی چند خانوار را تأمین می‌کرد. زمانی که در اواخر سال‌۱۳۵۳ خورشیدی، حدود چهار سال بعد از برداشتن این عکس، کار تخریب توأم با خشونت توسط ولیان -تنها برای جلب نظر شاه- آغاز شد، گزارش‌های ساواک و نهاد‌های رسمی از بیکاری بیش از ۶ هزار نفر و تخریب ۶۶ اثر تاریخی مربوط به دوره تیموری به بعد، سخن گفتند. ساختمان‌های حاضر در تصویر، تا مرز مدرسه «دودر» (دو گنبد کوچک در میانه عکس) به‌کلی تخریب شد و از میان رفت. این فضا را بعد‌ها به صحن جمهوری اسلامی ضمیمه کردند.

 

مشهد در سال‌۱۳۴۹ خورشیدی، شهری در حال گذار کامل از ساختار سنتی به مدرن بود

آنچه در عکس نمی‌بینیم

عکس فوق‌العاده زیبای ترزاباتستی را باید در دو بخش ویژه مورد مطالعه قرار داد؛ بخش نخست، هویت معماری و بخش دوم، سبک زیستی و اجتماعی که در ادامه، گزارشی مختصر از آن را خواهم آورد.

هویت معماری: ساختمان‌های دوطبقه در جلوی تصویر، اواخر دهه ۱۳۰۰ خورشیدی و هنگام ساخت فلکه جنوبی پا گرفتند. این ساختمان‌ها، در دو سوی مسیر فلکه، نقطه تفکیک بافت اطراف حرم رضوی از بافت جدیدالتأسیس محسوب می‌شدند. به دیگر سخن، فضای بیرونی این قسمت، به‌تدریج هارمونی خود را با بافت قدیمی اطراف حرم رضوی از دست داد و بخش درونی تاحدودی، ساختار‌های قدیمی را حفظ کرد. بخش داخلی، در چشم‌اندازی که مشاهده می‌کنید، توانست در کوران تخریب سال‌۱۳۵۴ خورشیدی تاحدی دوام بیاورد.

با وجود تخریب بخش عمده بازار، به‌ویژه سرای وزیرنظام که دیوار‌های جبهه جنوبی آن را می‌توان در سمت چپ عکس مشاهده کرد، مدرسه «دودر» که دو گنبد آن در مرکز تصویر دیده می‌شود، از تخریب درامان ماند و تا روزگار ما نیز، دوام آورد.

مقایسه میان نمای این تصویر، با تصاویر دهه ۱۳۱۰ خورشیدی نشان می‌دهد که با وجود تغییر کاربری مداوم، اسکلت‌بندی معماری حجره‌ها حفظ شده است؛ هرچند که بنا بر ضرورت، الگوی در و پنجره‌ها تغییر کرده و در محدوده پشت مغازه‌ها، ساختمان‌هایی با کاربری‌های گوناگون ساخته شده است.

در این محدوده، روزگاری منازل اجاره‌ای جنب بازار، شهرت فراوانی داشت که در دوره برداشتن عکس، کمتر نشانی از آنها باقی مانده بود. سبک زیستی و اجتماعی: خودرو‌های متنوع فعال در سال‌۱۳۴۹ خورشیدی، مانند خودرو سواری لندرور و جیپ (از نوع شهباز با موتور آریاشاهین) بخشی از حافظه تاریخی آن روزگار مشهد را تشکیل می‌دهد. این دو خودرو، معمولا در ادارات دولتی به کار گرفته می‌شد.

زاویه عکس‌برداری در جبهه‌ای تعریف شده است که در آن، صنف لباس‌فروشان غلبه دارد، با این حال نشانه‌هایی از فعالیت عکاسان که درکنار تصویر مراجع، عکس‌های «تمثال» را هم عرضه می‌کردند، نظر را به خود جلب می‌کند. علاوه‌بر اینها، شماره‌تلفن‌های چهاررقمی ثبت‌شده روی تابلوی مغازه‌ها، سبک لباس‌هایی که افراد در تصویر به تن دارند -و به احتمال زیاد مربوط‌به نیمه دوم بهار است- از نکاتی است که باید در بررسی این عکس مدنظر قرار داد.

 

عکاس فرانسوی

 

درباره «ترزا باتستی»

باتستی در سال‌۱۳۱۳ خورشیدی، جایی نزدیک پاریس در فرانسه، متولد شد. او علاقه بسیار زیادی به مطالعه درباره فرهنگ‌های شرقی داشت. به همین دلیل، برای ادامه تحصیل به ایران آمد و از دانشگاه تهران، دکتری زبان و ادبیات فارسی گرفت.

طبق آنچه در «آرشیو ملی فرانسه» درباره باتستی وجود دارد، او از همان دوران به همکاری با موزه انسان‌شناسی در پاریس پرداخت و بعد‌ها به استادی در دانشگاه این شهر رسید. باتستی بین سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۲ خورشیدی به‌عنوان مربی در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران تدریس کرد و سردبیری بخش فرهنگی روزنامه فرانسوی‌زبان «ژورنال دو تهران» را به‌عهده داشت. باتستی از اواخر دهه ۱۳۳۰ خورشیدی، با حمایت یونسکو، به مطالعات فرهنگی گسترده در ایران، به‌ویژه در خراسان دست زد.

او که به شاهنامه علاقه وافری داشت، به پژوهش درباره «نقش زن در شاهنامه» پرداخت و درنهایت کتابی راجع به آن منتشر کرد. در این کتاب، شاید برای نخستین‌بار، محور پژوهش بر روی تاریخ شفاهی و داستان‌های عامیانه‌ای قرار داشت که بین مردم مشهد و تابران توس درباره قهرمانان زن در شاهنامه رواج پیدا کرده بود. باتستی سپس به تاریخ مشهد و آستان‌قدس‌رضوی علاقه‌مند شد و همین موضوع، او را به مشهد کشاند. او توانست درباره موقوفات آستان‌قدس، پژوهش فرهنگی خوبی انجام دهد.

تسلط باتستی بر علم موزه‌داری در ادامه سبب شد که در سال‌۱۳۵۱ خورشیدی از او برای مشارکت در طراحی موزه آستان‌قدس‌رضوی دعوت شود و باتستی از این فرصت برای مطالعه بیشتر بهره برد و حاصل این مطالعات را در چند مقاله مفصل منتشر کرد.

او تا سال‌۱۳۵۶ خورشیدی روی فرهنگ و معماری مشهد، مطالعه و عکس‌های متعدد و ارزشمندی از این شهر تهیه کرد. این عکس‌ها، به‌دلیل نگاه مردم‌شناسانه و توجه به زیست عمومی و جریان زندگی در مشهد، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردارند. ترزا باتستی بعد از بازگشت به فرانسه، ریاست بخش آسیایی موزه مردم‌شناسی پاریس را برعهده گرفت و تا زمان بازنشستگی در سال‌۱۳۷۶ خورشیدی، این مسئولیت را عهده‌دار بود. این مردم‌شناس عکاس، سرانجام در سال‌۱۳۹۴ خورشیدی، در هشتادویک‌سالگی در زادگاهش درگذشت.

 

* این گزارش یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ در صفحه تاریخ و هویت شماره ۴۹۰۳ روزنامه شهرآرا منتشر شده است.

آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام