کوثر قرایی مدال برنز مسابقات «ناگویا» را به دختران میناب تقدیم کرد
۱۸ تیرماه ۱۴۰۴ بود که گزارشی با عنوان «با صبر، امید را زنده کردم» درباره کوثر قرایی، بانوی ورزشکار محله کوثر نوشتیم. او مشغول تمرین برای مسابقات پاراالمپیک در رشته پرتاب صفحه دیسک بود.
کوثر در گفتوگویش با شهرآرامحله گفت که هدف بعدیاش، کسب موفقیت در مسابقات پاراآسیایی «ناگویا» است. او ۲۹ مهرماه وقتی مدال برنز این مسابقات را بر گردن انداخت، به این هدفش رسید و آن را تقدیم دانشآموزان دختر میناب کرد.
درخشش مدال به یاد کودکان میناب
کوثر به رشته تکواندو و دوومیدانی علاقه داشته است و مقامهای استانی و کشوری در این رشتهها دارد؛ اما ششسال پیش در پانزدهسالگی دراثر یک بیماری ژنتیکی، بینایی خود را از دست داد و به رشته پرتاب دیسک روی آورد. این ورزشکار محله کوثر با وجود نابینایی، گوی سبقت را از رقیبانش ربود و سال۱۴۰۳ در مسابقات بینالمللی در امارات متحده عربی، مدال نقره را کسب کرد.
او که بهتازگی با افتخاری بزرگتر، از ژاپن برگشته است، درباره این مسابقات میگوید: یک رقیبم، قهرمان جهان و دیگری رکورددار جهان بود، اما خداراشکر توانستم پرچم کشورم را بین کشورهای آسیایی بالا ببرم. این دختر ورزشکار ادامه میدهد: تاجاییکه میدانم، من اولین دختر از خراسان رضوی هستم که توانسته است در رشته دوومیدانی مسابقات پاراآسیایی بزرگسالان مقام کسب کند.
کوثر زمانیکه مدالش را گرفت، آن را تقدیم کودکان میناب کرد. او تعریف میکند: تیم ما با شعار «جانفدای ایران قوی» به مسابقات رفت. «آناجهانگرد» تنها بازمانده و جانباز مدرسه میناب، نیز همراهمان بود. برای همین مدالم را به کودکان میناب و رهبر شهیدمان تقدیم کردم.
«آنا» انگیزهبخش تیم
او آنا را نماد امید و مقاومت میداند و با اشاره با تأثیر خوب حضورش میگوید: بهخاطر شرایط جنگی، سفر ما برای رسیدن به ژاپن خیلی طولانی شد، اما حضور آنا تحمل این سختیها را برایمان آسان کرده بود.
کوثر ادامه میدهد: آنا را بهعنوان سرپرست معنوی تیم آورده بودند. به نظرم کار جالبی بود. حضورش خیلی به ما انگیزه میداد که هرچه در توان داریم، خرج کنیم تا پرچم ایران را بالا ببریم و با گرامیداشتن یاد شهدای میناب، بار دیگر به جهانیان گوشزد کنیم که چه ظلمهایی در حق این کودکان و مردم وطنمان شده است.
این قهرمان مسابقات پاراآسیایی تعریف میکند: در مراسم بدرقه، چنددقیقهای آنا صحبت کرد و یکی از حرفهایش که خیلی در ذهنم مانده، این است که گفت امیدوارم جنگ تمام شود و هیچ کودکی در شرایط جنگی نباشد.
آمادهشدن برای پاراالمپیک
او به چالشهایی که در این مسابقات داشته است، اشاره میکند و میگوید: مربی من اعزام نشده بود و این خیلی برایم سخت بود. رشته من تکنیکی است و توصیههای مربی خیلی اهمیت دارد. ازطرفی به خاطر نابینایی نیاز به کمکش داشتم. اگر مربی خودم همراهم میبود، شاید نتیجه بهتری میگرفتم.
بهدلیل آمادهشدن و حضور در این مسابقات، کوثر یک ماه از خانوادهاش دور بود. او در این مدت خیلی دلتنگ آنها شده بود و میگوید: در فرودگاه که به استقبالم آمده بودند، برای دیدنشان لحظهشماری میکردم.
کوثر حالا دارد برای مسابقات جهانی که سال بعد در ازبکستان و مسابقات پاراالمپیک که دو سال آینده در لسآنجلس برگزار خواهد شد، آماده میشود. او میگوید: با تجربیات خوبی که در مسابقه ژاپن کسب کردم، امیدوارم بتوانم در مسابقات پاراالمپیک مدال طلا بگیرم.
* این گزارش چهارشنبه ۱۳ آبانماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۳ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.