قلمِ حسن دادکریمی نذر حرم رضوی است
وقتی قدم به خانهاش میگذارم، در اولین نگاه، چشمم به تابلوهای زیبای خطاطی میافتد که زینتبخش دیوارهای منزل هستند. تابلوهایی که همه با هنر دست صاحبخانه تهیه شدهاند. علاقه به خط و خوشنویسی از دوران مدرسه در این هنرمند به وجود آمد و بهتدریج بیشتر و بیشتر شد و به قول معروف، بین او و هنر خوشنویسی پیوندی ناگسستنی به وجود آمده است. پیوندی که سرنوشت و مسیر زندگی او را در سالهای بعد رقم زده است.
استاد حسن دادکریمی طی بیشاز چهلسال خطاطی در مقام معلم نهضت سوادآموزی و معلم آموزشوپرورش، از این هنر برای تعالی، وحدت و پیشرفت جامعه بهره برده است. این خوشنویس هنرمند که افتخار نوشتن دو قرآن خطی را دارد، این روزها بهدنبال چاپ و انتشار قرآنی است که سالها برای خوشنویسی آن زحمت کشیده و هزینه کرده است.
پلاکاردنویسی در روز دانش آموز و دهه فجر
حسن داد کریمی متولد سال ۱۳۴۶ در شهر سلامی شهرستان خواف است. خطاطی و خوش نویسی از همان زمان که پا به مدرسه گذاشت و اولین کلمات را هجی کرد، برای او جذابیت خاصی پیدا کرد. معلمان مدرسه که علاقه و استعداد او را دیدند، به او تمرین و سرمشق میدادند. اما این آموزشهای پراکنده، عطش او را برای یادگیری خطاطی کم نکرد و حسن مدام به دنبال فرصتی بود که بتواند با اصول هنر خطاطی آشنا شود.
حسن داد کریمی با اشاره به اولین دوره آموزشی که در دوران راهنمایی شرکت کرد، میگوید: دوران راهنمایی، معلمی به نام سید محمد حسینی داشتیم که عضو انجمن خوش نویسان شهرستان خواف بود. او در کنار معلمی، برای دانش آموزان علاقهمند به خوش نویسی در مدرسه، کلاس برگزار میکرد.
من در این کلاس با اولین اصول خوش نویسی و انواع خطوط نسخ، ثلث و نستعلیق آشنا شدم. سالهای بعد نیز با همان شوروحال در کلاسهای خوش نویسی که اداره فرهنگ و ارشاد برگزار میکرد، شرکت کردم. در این دوران، چون هنوز مهارت کافی در خوش نویسی پید ا نکرده بودم، بیشتر فعالیتم به نوشتن چند خط نوشته و تابلو به مناسبت روز دانش آموز یا مراسم دهه فجر در مدرسه خلاصه میشد.

تبلیغاتچی روزهای دفاع مقدس
حسن داد کریمی شانزده ساله که بود، برای رفتن به جبهه آرام و قرار نداشت. او با موافقت خانواده راهی جبهههای دفاع مقدس و در بخش تبلیغات تیپ ویژه شهدا مشغول خدمت شد.
حسن آقا با یاد آوری آن روزها میگوید: آن سالها عشق همه بچههای خراسان، تیپ ویژه شهدا و فرمانده آن، سردار شهید محمود کاوه بود. زمانی که خودم را به لشکر معرفی کردم، یکی از مسئولان لشکر، از تازه واردها خواست که اگر مهارت یا شغلی بلدند، بیان کنند تا بر همان اساس در بخشی که لازم است، مشغول شوند. من اعلام کردم که خطاط و خوش نویس هستم و مسئول بلافاصله من را به واحد تبلیغات قرارگاه که در مهاباد بود، معرفی کرد. آنجا پرچمهایی با محتوای روحیه بخش مینوشتم.
اعلام کردم خطاط هستم و مسئول بلافاصله به واحد تبلیغات قرارگاه که در مهاباد بود، معرفیم کرد
رزمنده خوش نویس دوران دفاع مقدس در کنار پارچه نوشتههای روحیه بخش برای نیروهای لشکر، نوشتن تابلو و اعلامیههای شهادت رزمندگان را نیز انجام میداد. دادکریمی با یاد آوری روزهای خون و شهادت، نوشتن اعلامیه شهادت بچههای لشکر را لحظات سخت آن دوران میداند و میگوید: به دلیل سابقه آشنایی و دوستیای که با برخی از شهدا داشتم، در زمان نوشتن اسم و فامیل شهید روی پارچه، به یاد خاطراتی میافتادم که با آن شهید داشتم و ناخودآگاه اشک از چشمانم جاری میشد.
یکی از تلخترین خاطرات او از دوران جنگ مربوط به شهادت یکی از دوستان هم کلاسی اش به نام علی اصغر علیزاده بوده است که خاطرات بسیاری با هم داشتهاند.
داد کریمی در کنار حضور در حوزه تبلیغات تیپ شهدا با اصرار خود حضور در مناطق عملیاتی و جنگی را نیز تجربه میکند. او در ادامه بیان میکند: در عملیات والفجر به عنوان کمک تیربارچی همراه دیگر نیروها برای فتح محلهای تعیین شده حرکت کرد یم. متأسفانه در مسیر به میدان مین برخورد کردیم و تعدادی از همراهان ما شهید شدند.
ابتکار خطاطی برای جذب سوادآموزان
حسن دادکریمی بعد از گذراندن خدمت سربازی به زادگاهش، شهر سلامی شهرستان خواف، بر گشت و با توجه به مهارتی که در خوش نویسی کسب کرده بود، مغازه تابلو نویسی باز کرد و سیزده سال به این شغل مشغول شد. وی در این سالها ارتباط خود را با انجمن خوش نویسان حفظ کرد و با شرکت در کلاسهای آموزشی و کسب مهارتهای خطاطی، موفق به دریافت درجه ممتاز شد.
کم کم آوازه مهارت و تبحرش در خوش نویسی در تمام شهر پیچید. در این زمان، مسئولان نهضت سواد آموزی شهر سلامی که به دنبال استخدام معلمی دلسوز و ماهر برای تدریس بودند، از حسن آقا دعوت به همکاری کردند.
او ادامه میدهد: در دهه ۷۰ جمعیت زیادی از بزرگ سالان شهر از سواد خواندن و نوشتن محروم بودند. من با توجه به خوش نویس بودن و تجربهای که در زمان جنگ در زمینه تبلیغات کسب کرده بودم، برای جذب افراد به آموختن سواد، دست به اقدامی ابتکاری زدم؛ با خط خوش، متنها و آیات قرآن و احادیث ائمه (ع) را درباره ارزش سواد مینوشتم و به درِ منازل افراد میرفتم و در کنار نشان دادن این متون خوش نویسی شده، با آنها گفتوگو و به حضور در کلاسهای نهضت سوادآموزی ترغیب میکردم.
دادکریمی توضیح میدهد: هر چند با مقاومتهایی ازطرف برخی خانوادهها روبه رو شدم، این روش سرانجام تأثیر خود را گذاشت و در طول چند سال، جمعیت زیادی از بی سوادی رهایی پیدا کردند. حتی برخی از این افراد بی سواد موفق به گرفتن دیپلم و شرکت در آزمونهای دانشگاه شدند.
او موفقیت هایش در مجموعه نهضت سواد آموزی را مدیون خطاطی اش میداند. این استاد خوش نویس با افتخار به فعالیت هایش در سازمان نهضت سوادآموزی ادامه داد؛ «در بین افراد بزرگ سالی که با سواد شده بودند، پدرهایی بودند که در یادگیری درسها به فرزندانشان کمک میکردند و دیگر به خاطر بی سوادی شرمنده فرزندانشان نبودند.»

خطوط خوش در خدمت وحدت اسلامی
بعد از عملکرد موفقی که حسن داد کریمی در باسواد کردن بزرگ سالان شهر سلامی کسب کرد، در اداره آموزش وپرورش مشغول به کار شد و مرحله دیگری از مسیر زندگی خود را به عنوان فرهنگی شروع کرد.
این خوش نویس در ادامه بیان میکند: بعد از حضور در آموزش وپرورش، اولین اقدامم، تغییراتی بود که در ساختمان مدرسه انجام دادم. بنا را رنگ کردم و جملاتی در فضیلت علم و دانش با خط خوش روی دیوارهای مدرسه نوشتم.
این هنرمند ادامه میدهد: این کار خیلی مورد توجه مراجعه کنندگان قرار گرفت. فعالیتهای فرهنگی ما در این دوره، محدود به مدرسه و فضای آن نبود و با هماهنگی و تشویق دیگر سازمانها مثل اداره فرهنگ و ارشاد، مراسم بزرگداشتی برای هنرمندان و چهرههای برگزیده و ممتاز شهر بر گزار میکردیم. در یکی از این برنامهها که در بزرگداشت خواننده برتر موسیقی مقامی، استاد عثمان محمدپرست برگزار شد، من تابلو شعر نوایی را که خوش نویسی کرده بودم، به پاس سالها تلاش ایشان در خوانندگی و حفظ موسیقی محلی خراسان، تقدیمشان کردم. این برنامهها با حضور شهروندان شیعه و سنی شهرستان برگزار میشد و در ایجاد وحدت و نزدیکی بین آنها تأثیر زیادی داشت.

نقش قلم بر صفحه برای آیات الهی
این خوش نویس پیشکسوت در طول سالها خوش نویسی و خطاطی، اشعار، جملات و احادیث بسیاری را با خط خوش نوشته و بارها نیز در محافل استادان خط و خوش نویسی مورد تقدیر قرار گرفته است. کریمی در ادامه این راه به فکر خطاطی و کتابت قرآن کریم افتاد و در این راه، مسیری طولانی را طی کرد.
این ساکن محله نقویه ادامه میدهد: یکی از آرزوهای بزرگم، این بود که روزی بتوانم قرآن را با خط خوش کتابت و به موزه آستان قدس رضوی تقدیم کنم. با چند نفر از دوستان خطاط و خوش نویسم مشورت کردم و نظر آنها را درباره کتابت قرآن جویا شدم. آنها نظرهای مختلفی داشتند و مجموع سخن هایشان این بود که باید آمادگی لازم از لحاظ معنوی و تبحر را پیدا کنم و بعد، این کار را شروع کنم.
حسن داد کریمی طی هفت سال پیاپی، در ماه مبارک رمضان، هفت بار سوره یاسین را کتابت و بعد از کسب مهارت و آمادگی لازم، کتابت قرآن را شروع کرد و در مدت یک سال ونیم آن را به پایان رساند.
موفقیت در کتابت اولین قرآن، انگیزهای شد که برای دومین بار کتابت کتاب خدا را انجام دهم
این استاد خوش نویسی ادامه میدهد: با همین قرآن نوشته شده در نمایشگاه بین المللی قرآن مشهد شرکت کردم که خیلی مورد استقبال بازدیدکنندگان قرار گرفت. حتی یک گروه قرآن پژوه که از ترکیه آمده بودند، از من خواستند در قبال پول، قرآن کتابت شده را به آنها بدهم تا آن را در تیراژ بالا در کشورشان چاپ کنند. اما من پیشنهادشان را قبول نکردم و همان طور که قول داده بودم، این قرآن را به موزه قرآن آستان قدس رضوی تقدیم کردم.
کریمی علاوه بر این قرآن تقدیمی به موزه آستان قدس رضوی، قرآن دیگری نیز کتابت کرده است. او بیان میکند: موفقیت در کتابت اولین قرآن، انگیزهای شد که برای دومین بار کتابت کتاب خدا را انجام دهم؛ این قرآن به سبک و روش عثمان طاها در مدت نزدیک دوسال نوشته شد.
به گفته حسن دادکریمی بعد از کتابت، این اثر در مسجد جامع اهل سنت شهرستان خواف، رونمایی شد و مورد استقبال بی نظیر آنها قرار گرفت. بزرگترین دغدغه کریمی در این روزها، چاپ و انتشار این قرآن است.
حسن دادکریمی در ادامه این گفتوگو از نوشتن و کتابت قرآن خطی سومش میگوید؛ قرآنی که قرار است به یکی از حامیان و خادمان میهن در این روزهای سخت تقدیم شود.
هم قدم مرد خوش قلم
اشرف بهلولی، همسر استاد حسن داد کریمی، در طول سالها همراه و مشوق همسرش بوده و از او و هنر خطاطی اش حمایت کرده است. این بانو میگوید: خطاطی و خوش نویسی در خانه، احتیاج به تمرکز زیاد و محیط آرامی دارد و من سعی کردم در طول این سالها به ویژه در زمان کتابت قرآن، این آرامش را ایجاد کنم. شوهرم بعد آمدن از سر کار یکراست به سراغ قلم و دوات میرفت و کتابت قرآن را شروع میکرد. طی یک سال ونیم وقت و زمانی که برای خوش نویسی هر قرآن میگذاشت، حسن آقا فرصت کمی برای تفریح و مسافرت رفتن با خانواده داشت. من بیشتر وقتها خودم بچهها را بیرون میبردم تا نا آرامی نکنند و محیط خانه امن و ساکت بماند.
اشرف بهلولی که در اهدای قرآن کتابت شده به موزه آستان قدس، همسرش را همراهی کرده است، ادامه میدهد: در حرم از خدا خواستم که در ثواب نوشتن این قرآن، من را هم شریک کند. خدا را شکر تأثیرات معنوی و مثبت آن در زندگی ما جاری است.
* این گزارش پنجشنبه ۱۴ آبانماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۹ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.