موکب مسجد شهیدحنظله، پایگاهی برای رشد نوجوانان است
مهدی افتاده - موسوی| شب که میشود، بعد از اذان مغرب، در خیابان طبرسی محله پایینخیابان، مسیری که میتوانی بایستی و رو به گنبد طلایی سلام و عرض ارادتی داشته باشی، نوجوانهایی را میبینی که هرکدام در تکاپو هستند برای پذیرایی از زائران که قرار است یک چای گرم مهمان موکب آنها باشند. هرکدام گوشهای از کار را گرفتهاند؛ یکی مشغول آمادهکردن صندلیهاست، یکی سراغ سیستم صوتی میرود، دیگری فیلم میگیرد و آن یکی چای میریزد.
اینجا کسی منتظر دستور نمانده است. هرکس کاری از دستش برمیآید، انجام میدهد. بچههای مسجد شهیدحنظله، بین طبرسی ۱۸ و ۲۰، از ابتدای جنگ تحمیلی سوم، سنگر خیابان را در یکی از مهمترین مسیرهای شهرمان حفظ کردهاند و دوماهی میشود که برنامههای فرهنگی، هیئت، موکب و فعالیتهای پایگاه بهصورت ثابت در آن برگزار میشود. موکب دائمی را با کمک مردم راه انداختهاند و بخش اصلی کارهای آن با نوجوانانی است که از مدرسه به مسجد آمدهاند و با دیدن فضای خودمانیاش، در اینجا ماندگار شدهاند. هر شب با پای پیاده یا اتوبوس و موتور خودشان را به این پایگاه میرسانند تا ساعاتی را به زائران خدمت کنند و سنگرشان مستحکم بماند.
اینجا «باید» نداریم
سیدمحمد علوی، مسئول عقیدتی پایگاه شهیدحنظله، از شبهایی میگوید که بعد از آن اتفاق تلخ ۹اسفند۱۴۰۴، مسجد برای خودش و بچههای پایگاه به «خانه اول» تبدیل شد. به گفته او، از همان روزهای ابتدایی، نوجوانها یکییکی آمدند و حضورشان ادامه پیدا کرد. اما آنچه در روایت خادمان مسجد بیشتر از همه به چشم میآید، شیوه ارتباط با همین نوجوانهاست.
او ادامه میدهد: اینجا خبری از اجبار و امر و نهی نیست. اطلاعرسانی در کانال و گروه انجام میشود و هرکس وقت و علاقه داشته باشد، خودش میآید.
این «خودجوش بودن» را میتوان در گوشهوکنار مسجد دید؛ یاسین محمدینژاد بیسروصدا لیوانهای چای را میشوید و ابوالفضل اکبرزاده چای را دم میکند. ابوالفضل ذبیحی و مهزیار شیرخانی مشغول آمادهکردن فضای برنامه و چیدن صندلیها و تجهیزات فیلمبرداری هستند. سیدامیرحسین حسینی، نوجوان پایه یازدهم، میگوید که ازطریق مدرسه با مسجد آشنا شده و در پایگاه هم هرکاری که لازم باشد، انجام میدهد.
مسئولیتپذیری از مدرسه تا مسجد
این ارتباط فقط به مسجد محدود نمانده است. محمدرضا پاشایی، از فعالان فرهنگی و اجتماعی مسجد، مسئول دروس پرورشی چندمدرسه است و ۱۰سال قبل مسئولیت پایگاه این مسجد را برعهده گرفت. این روحانی جوان که از همان زمان برای جذب جوانان برنامههایی در ذهن داشت، میگوید: بچهها اینجا درکنار کارهای فرهنگی، کار و مسئولیتپذیری را یاد میگیرند. بعضی نوجوانها از همین جمع، وارد کارهای فنیوحرفهای شدهاند؛ یعنی خودمان برایشان کار پیدا کردیم و آنها را معرفی کردیم تا در مسیری که علاقه دارند، قرار بگیرند.
یکی سراغ سیمکشی رفته، دیگری در کار فنی مشغول شده و چند نفر هم در زمینه فیلمبرداری، تدوین و تولید محتوا فعالیت میکنند. سیدسجاد قدیری، نوجوان پایه یازدهم که از همین مسیر به مسجد رسیده است، حالا مسئولیت بخشی از فیلمبرداری و فعالیت رسانهای را برعهده دارد و کار با تجهیزات تخصصی این بخش را هم یاد گرفته است.
بعضی نوجوانها از همین جمع وارد کارهای فنیوحرفهای شدهاند
پاشایی، نایبرئیس شورای اجتماعی محله هرچه در توان دارد برای پیشبرد اهداف مسجد به کار میبرد و میگوید: با همکاری شهرداری بخشی از دیوار مسجد را برداشتیم و کرکره برقی نصب کردیم تا ارتباط فضای مسجد با خیابان بیشتر شود و بتوانیم در مناسبتهای مختلف موکب دائمی داشته باشیم. در یکی از همین برنامهها، تصویری که از فضای مسجد منتشر شد، بهدلیل طراحی خاص پرچم و محتوای آن، در فضای مجازی بازتاب پیدا کرد. این اتفاق برای بچههای مسجد فقط یک تصویر منتشرشده نبود؛ نشانهای بود از اینکه کاری که خودشان انجام دادهاند، دیده شده است.
کار فرهنگی خانوادگی
رضا اخلاقی، یکی از اعضای فعال پایگاه که از ۱۰سال قبل همراه با پاشایی بوده است، میگوید: موکب مسجد در مناسبتهای مختلف فعال است؛ از شبهای ولادت و شهادت گرفته تا چهارشنبههای امامرضایی و یکشنبههای قرآنی. هیئت نیز برنامه هفتگی دارد و هر یکشنبه فعالیتهای نوجوانان و برنامههای فرهنگی ادامه پیدا میکند.
اخلاقی که همراه با همسر و فرزندانش به مسجد میآید و پای خانواده همسرش را هم به این جمع معنوی باز کرده است، ادامه میدهد: بخش پشتیبانی را خانمها برعهده دارند. همسر من و آقای پاشایی و حسن قربانی و بقیه آقایان همگی زودتر میآیند و در پخت غذا، بادکردن بادکنکها، فضاآرایی، بستهبندی جایزهها و تدارکات کمک میکنند.
رقیه احسانمنش همسر آقارضا درحالیکه داخل آشپزخانه مسجد، پای دیگ سوپ ایستاده است، میگوید: ۱۰سال است که همه جا همراه شوهرم هستم؛ سه فرزندم را هم در همین هیئت بزرگ کرده و به آنها یاد دادهام در کارهای گروهی کمک کنند.
ادامه میدهد: این شبها انواع غذاها را درست میکنیم، پوره سیبزمینی، سوپ و عدسی، هر غذایی که وسعمان برسد، چون همه هزینهها مردمی است، غذاها هم ساده و خودمانی است.

حمایت بزرگ ترها از جوانها در مسیر درست
اعضای ثابت این موکب حدود ۲۵نوجوان هستند که خودشان برنامه را جلو میبرند، تجهیزات را مدیریت میکنند، برای شام و پذیرایی پول جمع میکنند، صندلی اجاره میکنند و گاهی حتی هزینه برنامه را از جیب خودشان میدهند. البته افرادی هم هستند که وقتی کار مخلصانه این جوانان را میبینند، از آنها حمایت مالی میکنند و برای دلگرمیشان در برنامههایشان هم شرکت میکنند.
افرادی هم هستند که وقتی کار مخلصانه این جوانان را میبینند، از آنها حمایت مالی میکنند
حسین آگشته، یکی از کسبه قدیمی طبرسی، وقتی کار دلی این جوانان را دید، هرجا که نیاز به کمک داشتند، آنها را حمایت کرد. حسینآقا میگوید: خیلی وقتها برای راهاندازی موکبشان میآیند و چای و قند را از ما میگیرند. خیلی خوب و ارزشمند است که این جوانها در مسجد مشغول کار فرهنگی هستند و به راههای بد کشیده نمیشوند.
ساعتی که از اذان میگذرد، دیگر صندلیها بیرون از مسجد چیده شده و مردم کمکم جمع میشود. نوای حماسی در سراسر خیابان طبرسی میپیچد. فاطمه فرشچیان دختر پانزدهسالهای که از اعضای ثابت مسجد و مسئول گروه سرود دختران است، روی صورت بچهها پرچم ایران را نقاشی میکشد.
درکنار پسرهای جوان که هرکدام بخشی از کار را انجام میدهند، حسن قربانی، مسئول خدمات هیئت و ابراهیم غلامپور از هیئتدارهای قدیمی پایینخیابان، کارهایی مانند جابهجاکردن سماور را خودشان انجام میدهند. شاید راز ماندگاری این مسجد در همین تصویر ساده باشد؛ نوجوانی که بعد از مدرسه راهی مسجد میشود، جوانی که دوربین را روی دوش میاندازد، مادری که برای پشتیبانی غذا آماده میکند و مردی که با یک عمر تجربه هیئتداری، آخرین صندلی را سر جایش میگذارد. اینجا چراغ مسجد را آدمهایی روشن نگه داشتهاند که تصمیم گرفتهاند هرکدام، هرقدر میتوانند، سهمی در مسیر رشد معنوی داشته باشند.
* این گزارش پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۰ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.