هیچ همسایهای در کوچه شهیدمعقول ۶۴ تنها نیست
کوچه شهیدمعقول۶۴ در محله شهیدمعقول از آن معابری است که هنوز رد پای همدلی و همسایگی قدیم در آن دیده میشود؛ کوچهای با بافتی متعلق به دهههای قبل و خانههایی که سالهاست ساکنانشان درکنار هم زندگی میکنند و خاطرات مشترک زیادی دارند.
بیشتر خانوادههای اینجا همسایههایی قدیمیاند و همین باعث شده است رابطهشان فراتر از یک سلام و احوالپرسی ساده باشد؛ بهویژه در ماههای محرم و رمضان، در شادیها و غمها و حتی در گرفتاریهای روزمره، اهالی کوچه کنار هم هستند و همین همراهی، حالوهوای اینجا را متفاوت کرده است.
خانهای که همیشه مهمان دارد
یکی از چهرههای شناختهشده این کوچه رقیه قابل است؛ زنی خوشبرخورد که درِ خانهاش همیشه به روی همسایهها باز است. رقیهخانم بیشاز سیسال از زندگیاش را در کوچه شهیدمعقول۶۴ گذراندهاست. او به مهماننوازی میان همسایهها معروف است. خانهاش همیشه محل رفتوآمد اهالی کوچه است؛ گاهی برای یک چای عصرانه، گاهی برای گپوگفتی کوتاه و گاهی هم برای دورهمیهای ساده زنانه.
او میگوید: قدیمترها بیشتر دور هم جمع میشدیم، اما هنوز هم سعی میکنیم این رفتوآمدها را حفظ کنیم. آدم وقتی همسایههایش را ببیند، دلگرم میشود.
رقیهخانم خودش سفرهدار است، اما در بیشتر مراسم مذهبی محله هم حضور دارد. در ایام محرم همراه دیگر بانوان محله برای آمادهکردن نذری در مسجد امامحسین (ع) کمک میکند و معتقد است همین مشارکتها باعث شده است پیوند میان اهالی کوچه حفظ شود.
او از راحله مرادی بهعنوان یکی از زنان پرتلاش کوچه یاد میکند؛ زنی که با وجود سختیهای زندگی، همیشه روی پای خودش ایستاده است.
دوستیهای عمیق در مسجد
راحله مرادی سرپرست خانوار است. سالهاست با پاککردن سبزی، تهیه ترشی و انجام کارهای خانگی برای دیگران، هزینههای زندگی خود را تأمین میکند. هرچند زندگی برایش آسان نبوده، هیچوقت از تلاش دست نکشیده است.
اینجا هیچکس احساس غریبی نمیکند. اگر مشکلی داشته باشی، چندنفر هستند که قبل از درخواست کمک، خودشان سراغت میآیند
همسایهها هم او را تنها نگذاشتهاند. گاهی برای پاککردن حجم زیادی از سبزی به خانهاش میروند و کمکش میکنند. راحلهخانم با لبخند میگوید: اینجا هیچکس احساس غریبی نمیکند. اگر مشکلی داشته باشی، چندنفر هستند که قبل از درخواست کمک، خودشان سراغت میآیند.
او هم در برنامههای مسجد محله حضوری فعال دارد و در پختوپز و آمادگی مراسم پای کار است و معتقد است بسیاری از دوستیهای عمیق میان همسایهها از همین فعالیتهای مسجدی شکل گرفته است.
یکی از افرادی که همیشه از او حمایت کرده، بتول رستمپور است؛ زنی که خودش هم سالهاست دلگرمیاش را از همین همسایهها میگیرد.
همسایههایی مثل خانواده
بتول رستمپور همسرش را چندسال پیش از دست داده است و فرزندی هم ندارد. او بیشتر روزهایش را تنها در خانه سپری میکند، اما میگوید هیچوقت احساس تنهایی نکرده است؛ «اگر همسایهها نبودند، زندگی برایم خیلی سخت میشد. اینجا همه حواسشان به هم هست.»
بتولخانم از خاطرهای میگوید که این همدلی را نشان میدهد؛ «چندسال پیش که کرونا آمدهبود، من به این بیماری دچار شدم و مدتی طولانی در خانه ماندم. همسایهها هرروز به من سر میزدند و برایم غذا و دارو میآوردند و گاهی شب تا صبح هم کنار من میماندند. اگر آنها نبودند زنده نمیماندم!»
او هم به سهم خودش همیشه در کنار اهالی کوچه بوده است. در ایام محرم از نخستین افرادی است که برای آمادهسازی مسجد محله حاضر میشود؛ از سیاهپوشکردن مسجد گرفته تا شستن ظروف و کمک در پخت نذری، هر کاری باشد انجام میدهد.
* این گزارش دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۷۶ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.