سه دوست قدیمی گروه سرود «منازلالشهدا» را راهاندازی کردند
احمد پورمنفردی| اسم گروه سرود که میآید، یاد گروهی از پسرهای نوجوان با لباسهای یقهسفید میافتم که به حرکت دست معلمشان سرود «ای ایران،ای مرز پُر گُهر...» را میخوانند و هر از گاهی یکی شان مصرعی را جا میزند و در نتیجه صدایش از جمع خارج میزند. این تصور من تا دیروز که به ملاقات سه جوان که همین جمع سهنفرهشان میشد یک گروه سرود، رفتم همچنان ادامه داشت.
نوید، حامد و سجاد سه جوان موفق محله شهید بهشتی مشهد هستند که اول از همه دوستان خوبی برای یکدیگرند و همین دوستی هم بهانه آن شده تا در درس و مشق، ورزش و از همه مهمتر در داشتن گروه سرود با هم شریک باشند. گروه سرود این بروبچهها هنوز جوان است و کارش را هم با اجرای سرود برای برنامههای محلی آغاز کرده است. یکی از همین جشنهای محلی با عنوان «عید تا عید» بهانهای برای آشناییمان شد. شما هم بفرمایید در جمع خودمونی ما.
حنجرهطلاییهای ورزشکار
نوید حبیبی ۱۸ سال دارد و فرزند آخر یک خانواده پنجنفری است. چند روزی میشود که شاخ کنکور را آن هم در رشته تجربی، شکسته و حالا چشم میکشد برای اعلام نتایج. دلش میخواهد در رشته تربیت بدنی رتبه بیاورد و بشود یک ورزشکار تمام عیار.
او که مدیریت گروه سرود «منازلالشهدا» را بر عهده دارد، میگوید: از زمان تحصیل در مدرسه به همراه سجاد و حامد عضو گروه سرود بودیم، اما الان ما سه نفر گروه سرودی مستقل را برای خودمان تشکیل دادهایم. او که کار مداحی را نیز دنبال میکند این را هم میگوید که با حمایت شهرداری در برنامههای محلی به اجرای سرود و همآوایی میپردازند که این موضوع باعث افزایش اعتمادبهنفسشان شده است.
نوید علاوه بر فعالیت در گروه سرود، یک ورزشکار حرفهای هم به حساب میآید. او حتی به خاطر علاقه زیادش به ورزش اولویت اول انتخاب رشته دانشگاهیاش را تربیت بدنی قرار داده است. نوید، فوتسالیست محله ما هم مانند خیلی دیگر از ورزشکاران از نبود امکانات برای آموزش و تمرین گلایه دارد و میگوید: نبودن زمین مناسب و زیاد بودن هزینه اجاره سالنها از مشکلات اصلی بر سر راه ورزش کردن ماست.
امکانات نباشد، استعدادها میسوزند
اما سجاد صباغ که ۱۷ سال سن دارد و امسال دوم دبیرستان را پشت سر گذاشته است نیز از دیگر اعضای گروه سرود منازلالشهدا و البته تیم فوتسال شهید جهانآراست. او هم میگوید: علت اینکه ما سه نفر با هم یک گروه را تشکیل دادیم، هممحلهای بودن و رفاقت طول و درازمان است.
علت اینکه ما سه نفر با هم یک گروه را تشکیل دادیم، هممحلهای بودن و رفاقت طول و درازمان است.
او که فعال بسیج مدارس محله ما نیز هست، در گروه تئاتر پایگاه بسیج مدرسه عضویت دارد و با اینکه در رشته ریاضی و فیزیک تحصیل میکند، میگوید: آرزو دارم یا بازیکن فوتبال شوم یا بازیگر سینما و تئاتر. او هم گلایه دارد از نبود امکانات و بسترهای آموزشی سینما و تئاتر در محلهشان و میگوید: نبود اینگونه مراکز باعث میشود تا استعدادهای بچههای محل فرصت بروز پیدا نکند و بسوزد.
برای رشد جوانها، پله بسازید
حامد تهرانی، ضلع سوم این مثلث هم با ۱۹ سال سن به نوعی ارشد گروه سرود است. او که در رشته کامپیوتر دیپلم گرفته، مانند دوستانش هم عضو تیم فوتسال است و هم گروه سرود. این جوان جهانآرایی در پایگاه بسیج مسجد پنجتن نیز عضویت دارد و همراه با سجاد و نوید در اجرای برنامههای محلی همکاری میکند.
حامد نیز از خانوادهها میخواهد تا به جوانان اعتماد کنند و با اعتماد و درک متقابل برای رشد فرزندانشان پله بسازند. او هم از این رفاقت دیرینه میگوید و اتفاقهای خوبی که زیر چتر آن افتاده است. وی بیان میکند: راستش را بخواهید این روزها دیگر دوست خوب و بیرنگ و ادعا یعنی کیمیا. اگر آدم بیرنگ دیدید، از او دل نکنید. رفیق، بیرنگش عشق است.
*این گزارش سه شنبه، ۲۰ تیر ۹۱ در شماره ۱۲ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
