حفظ قرآن، ثمره تلاش یکساله صدیقه سادات شریفی
فرقی نمیکند ماه مبارک رمضان باشد یا نه، بودن کنار افراد قرآنی همیشه آدم را آرام میکند؛ حسی که ما از همکلامی با صدیقهسادات شریفی گرفتیم. افتخارش این است که قرآن تعلیم میدهد؛ میگوید: فکر میکنم خدا دوستم داشته که حلاوت و برکت کلامش را در زندگیام قرار داده است و امیدوارم این حلاوت و شیرینی را تا آخرین لحظه دریغ نکند. صدیقهسادات شریفی، متولد ۱۳۶۴ و حافظ کل قرآن است.
حفظ را پس از دوران متوسطه شروع کرده و با تشویق و حمایت اطرافیان بهویژه خواهرش، در مدت یکسال حافظ کل قرآن میشود؛ هرچند برای ماندگاری و تثبیت آیات در ذهن، ممارست و تمرین را فراموش نمیکند. شریفی سال ۸۸ بدون داشتن گواهی مقطع کارشناسی، از طریق سهمیه حافظان قرآن، در کنکور ارشد پذیرفته میشود و بعد از آن رشته علومقرآنی را در دانشگاه الزهرای تهران ادامه میدهد.
همیشه عاشق تدریس علومقرآنی بودهام
تحصیلات آکادمیک به همراه بار معنوی که از کلام خدا بر دل دارد، او را آماده انتقال این مفاهیم میکند؛ «همیشه عاشق تدریس علومقرآنی بودهام.» شریفی مدتی بعد بنا به درخواست اداره اوقاف، تدریس در دو مجموعه را قبول میکند و به همین دلیل است که حالا قرآنآموزان زیادی در مرکز بهرمان، حفظ، ترجمه و تفسیر را آموزش میبینند.
گنجینهای بزرگ در سینه
شریفی اهل محله طلاب است و دو روز از هفتهاش را اختصاص داده به مرکز بهرمان در محله ثامن و علاوه بر آن در موسسه امامرضا (ع) هم حضوری فعال و پررنگ دارد. گفتوگو با او در واپسین روزهای گرم تیرماه و در سایهسار کلامی آغاز شد که حتی گفتن از آن نیز آهنگ خاصی به حرفهایش میدهد. شریفی خوشحال است که این گنجینه بزرگ را در سینه دارد و میتواند با تکیه بر آیات آن، زندگی را ادامه دهد.
- برای اینکه هرچیزی را راحتتر انتقال دهیم، باید در ابتدا به دل خودمان نشسته باشد، بهعبارتی باورپذیری آن برای خودمان اتفاق افتاده باشد تا بتوانیم راحتتر بیانش کنیم. این موضوع درباره قرآن هم صدق میکند؟
دقیقا همینطور است. خیلیوقتها خودمان حرفی را که میخواهیم بگوییم، خوب نمیفهمیم. وقتی خوب نمیفهمیم و هضمش نکردهایم، نمیتوانیم دیگران را هم آماده کنیم که آن را بپذیرند و باور کنند. به اعتقاد من، قرآن باید در نوع نگاه ما، در نوع دریافت ما، در باور ما، در قدم زدن ما، در صحبت کردن ما و در زندگی ما خودش را نشان دهد و بعد ما بگوییم دوست داری بدانی خدا در اینباره چه گفته است، با همین لحن ساده. لازم نیست آیاتی را انتخاب کنیم که در حد فهم بزرگان ما هم نیست.
- حالا بیایید بگوییم چرا ما به این کلام و این کتاب نیازمندیم؟
قرآن متعلق به هر اصل و نسل است. برای همه است؛ از ابتدا تا انتها. ما تشنهایم و اگر بلد نیستیم این آب گوارا را در زندگیمان جاری کنیم، تقصیر خودمان است.
قرآن لازمه زندگی ماست، نه برای طاقچهها و مراسم مذهبی. باید این کتاب آسمانی را به جریان زندگی وارد کنیم
- شما چقدر تاثیر این کلام را در زندگی شخصی خودتان دیدهاید؟
قرآن سراسر آرامش است و با همین آرامش، نسخه همه گرهها و مشکلات است و این مرا مطمئن میکند و بیشتر از آن آرام.
- این یعنی اینکه علاوه بر متن قرآن باید به مفهومش هم دقیق شد و آن را مدنظر داشت؟
اصل اول همان است؛ اصلا لازمه عمل به قرآن، رجوع به ترجمه و مفهوم آن است و من در همه کلاسهایم به این نکته توجه کردهام که هرچه توجه به متن و مفهوم بیشتر باشد، حفظ سادهتر میشود و عجیب است که ترجمه این کتاب همه مفاهیم را داراست؛ از سیاست و اقتصاد گرفته تا درسهای زندگی.
- از بین همه سورهها و آیهها، کدام سوره تاثیر بیشتری بر احوال و زندگی خودتان گذاشته است؟
همه سورهها خوب، کاربردی و تاثیرگذار است و نمیتوان فصل مشخصی را تعیین و تفکیک کرد، اما من خودم سوره نور را خیلی دوست دارم؛ آنجا که درمورد حجاب حرف میزند یا آیه ۲۱۶ سوره بقره که همیشه آرامم کرده است و میگوید: «چهبسا چیزهایی که شما دوست داشته باشید و بهضررتان باشد و بسا چیزهایی که دوست ندارید و به نفع شماست»؛ البته این آیه از سوره انشراح را هم همیشه مدنظر داشتهام که میفرماید:
«فاذا فرغت فانصب» هنگامی که از کاری فارغ شدی، حتما به کار دیگری اهتمام کن. این آیه به انسان، انگیزه تکاپوی بیشتر را میدهد.

- برای حفظ، شیوه تدریس خاصی دارید؟
تکرار و ممارست. گرفتن هر درس تازه نیازمند مرور داشتهها و نکات قبلی است.
- رفتن شما سراغ حفظ قرآن علت خاصی داشته است؟
در ابتدا بهدلیل همان علاقه قلبی بود و بعد هم گفته مقام معظم رهبری که خواسته بودند طرحی اجرا شود تا حافظان قرآن زیاد شوند.
- فکر میکنید برای حفظ کردن از چه سنی شروع کنیم، بهتر است؟
بچهها بهخاطر درگیریهای کمتری که دارند، همیشه برای دریافت و پذیرش آمادهتر بودهاند، اما کلا فرقی ندارد. من قرآنآموزان زیادی داشتهام که در بزرگسالی هم پیشرفت خوبی کردهاند. استادان حفظ کلا بین ۱۲ تا ۳۵سال را پیشنهاد میکنند.
- اشتباهی که خیلی از خانوادهها انجام میدهند، اصرار به حفظ است؛ اینکه آیات را به بچهها سنجاق میکنند و میخواهند این آیات را تکرار و حفظ کنند، بهاعتقاد شما این اشتباه نیست؟
من فکر میکنم باید کنار بچهها درباره مفاهیم قرآن با آنها صحبت کنیم. ما در عمل به قرآن، شعارزده شدهایم. ما نگاهمان را به قرآن عوض نکردهایم، شما میتوانید نگاه بچهها را به عنکبوت، یعنی همان پشهای که در قرآن از آن یاد شده است، عوض کنید. شما خیلی راحت میتوانید بچهها و حتی دیگران را به این کتاب علاقهمند کنید. ما میتوانیم آیات را مثل یک شکلات شیرین در دهان بچهها بگذاریم، اما متاسفانه آن را به میوهای کال و نارس تبدیل میکنیم که افراد را به جای ترغیب میگریزاند.
- این همراهی با قرآن چه تاثیری در نوع ارتباطات و تعامل شما در زندگی اجتماعی و محلی گذاشته است؟
قطعا وقتی هر روز در کلام خدا مرور کنی که خاسران کسانی هستند که قطع صلهرحم میکنند، در ارتباطات بیتاثیر نخواهد بود. ما باید باور کنیم و ایمان بیاوریم که قرآن لازمه زندگی ماست، نه برای طاقچهها و مراسم مذهبی. باید این کتاب آسمانی را به جریان زندگی وارد کنیم. آن وقت همهچیز درست میشود. قرآن همیشه و همهجا بوده است. گاهی ما بلد نیستیم از آن درست استفاده کنیم.
- در محلهای که مشغول به تدریس هستید، استقبال از کلاسها چگونه است؟
خوشبختانه اشتیاق به یادگیری، حضور در کلاسها و ادامه آن بین مخاطبان قرآنی این محله، خوب و دلگرمکننده است.
- و کلام آخر؟
بیاییم قرآن را از خاکگرفتگی نجات دهیم و بدانیم کلید خیلی از مشکلات، در خانهها و روی طاقچههای ماست، حتی اگر برای ساعتی هم که شده، آن را برداریم و مرور کنیم.
* این گزارش در شماره ۱۵۸ شهرآرا محله منطقه ۴ مورخ ۵ مردادماه سال ۱۳۹۴ منتشر شده است.