به جز آثار بهجایمانده از گوهرشادبیگم در حرم امامرضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونههای آنهاست. پنجرهای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرمرضوی اهدا شده است.
سیدمصطفی مصطفوی که معلم بازدنشسته است بهدلیل آرامش الهیه ساکن این محله شد، میگوید: با ساخت هر بنا در زمینهای خالی، یک اتفاق عمرانی خوب هم در محله میافتاد و همه حوزهها کمکم رشد کرد.
در طول سلسلههای پادشاهی مختلف، حکام وقت و سرداران نظامی و گاهی حتی کارگزاران و... هم به ثروت حرمرضوی چشم داشتند و به آن دستدرازی کردند. آقازادهها یا همان شاهزادگان افشاری نمونههایی از این سارقان تاریخیاند!
بخشی از اصالت و هویت بارگاه منور رضوی را فرشهای به جا مانده از قرنهای گذشته نمایان میکند. مجموعهای چشمگیر از قالیهای پردهای در موزه آستانقدسرضوی به جای پهن شدن سرپا ماندهاند که روایتگر این سنت باستانیاند.
سابقه سانسور فقط مختص امروز نیست و شاید باورتان نشود اگر بشنوید که این موضوع هزارانسال سابقه دارد. زمان قاجار که با جنگ، قحطی و کشتار همراه بود، نامهها پیش از گیرنده، توسط افراد دیگری خوانده میشدند.
کتیبه دورتادور گنبد، به خط ثلثِ زیبای علیرضا عباسی و با قلم طلایی بر زمینهای فیروزهای نگاشته شد؛ کتیبهای که در آن شرح سفر پیاده شاه، منابع مالی طلاکاری گنبد و جزئیات اجرای این کار ذکر شده است.
ثریا مهدوی میگوید: شنیدیم که این زوج قرار است به چند مجموعه خیریه مراجعه کنند؛ همراه بقیه خانمها دور هم جمع شدیم و با خودمان عهد کردیم که این مشکل را در همین محله حل کنیم.
جواد صبوحی میگوید: هر وقت گلریزان برپا کردهایم، پهلوانان و ورزشکاران یاری کردهاند و در این سالها شاید بیشتر از پنجاهمراسم گلریزان برپا کردهایم. از آزادی زندانی تا دستگیری از نیازمندان.
زهره موسوی با دیدن کارهای ونگوگ دلباخته نقاشی شد، با دوستداشتن زمین و خاک انگشتانش را لابهلای گِلها بازی داد و از دنیای نقاشی و سفال به خلق آرتموزائیک رویآورد. این میان کمی هم مجسمهسازی کرد.