حاجعباس فراهانی از اهالی محله کلاته برفی میگوید: نمیدانم چندسالهام فقط میدانم که مال دوره احمدشاهم، در دوره رضاشاه، برای جنگ با او به صولت و بقیه یاغیها پیوستم، اما صولت که مُرد ما هم فراری شدیم.
احمدمهدی حقیقیراد معلم بازنشسته میگوید: یک روز سرهنگی با چند سرباز وارد هنرستان شد. سرهنگ مستقیم به سمت دفتر هنرستان آمد و با عصبانیت به سربازها دستورداد که مدیر را دستگیرکنند. اما معلمها مانع کار شدند.
محمداسماعیل حیدری یکی از ساکنان خیابان طلوع در محله رسالت است که در نبرد ظفار حضور داشته است. او روایتی متفاوت از آن روزها دارد.
حسن محمودآبادی که برادرش در چهارده سالگی شهید شد میگوید: مردم حرفهای زیادی درباره شهدای حادثه دی خونین مشهد میزدند. یکی میگفت: برای اینکه این عمال پلید شاه، رد پای جنایتهای خود را پاک کنند، جسد آنها را در چاههای حاشیه شهر انداخته و رویشان خاک ریختهاند.
مروری بر مطبوعات سال ۱۳۲۵ و تلاش مسئولان شهری برای راهاندازی دستگاههایی که به اتصال از طریق تلفنخانه نیاز نداشته باشد.
بیشتر قربانیان خودکشی در دوره قاجار، زنان و دختران هستند که پس از برخوردن به یک مشکل عاطفی مانند عشق یا اختلافهای خانوادگی به زندگی خود پایان میدادند.
این گزارش درباره معبر امیرالمؤمنین ۸ است که در قدیم راهی بوده بین کوچه قراولخانه تا محوطه سبزهمیدان کهنه.
سابقه تأسیس نخستین میدانبار مشهد که با هدف عرضه مستقیم کالا بهوجود آمد، به دوره قاجار میرسد. برابر اسناد، آصفالدوله در سال ۱۳۰۲قمری (۱۲۶۳ خورشیدی) اولین میدانبار را راهاندازی کرد.
در دوران قاجار و پهلوی اول، کشت و صادرات تریاک در ایران آزاد بود، اما بهدلیل مبتلا شدن بسیاری از مردم ایران به اعتیاد، مصرف این ماده مخدر در چند دوره ممنوع میشود.
۱۸ آذر سال ۱۳۵۷ به میدان جلوی شهرداری رسیدیم که ملاحظه شد مجسمه رضاشاه که مدت چهل سال در میدان، سوار بر اسب همچنان استوار بود، با همه استحکامش همچون موم، به دست مردم خرد شد.
کمیتهای ۸۰ سال پیش در مشهد تأسیس شد تا به آسیبدیدههای جنگ جهانی دوم کمک کند.
بیبیکبری ثابتی، همسر شهید و آزاده سیاسی، محمدتقی مؤذنیزاده (شاپوری)، از بانوان فعال انقلاب اسلامی است که دوشادوش همسرش از هیچ تلاشی در کمک به تحقق انقلاب اسلامی دریغ نکرده است.
بهلول گنابادی در خاطراتش نوشته است: فرار نواب احتشام راه را برای سربازها باز کرد و داخل ایوان مقصوره شدند و به نزدیک منبر رسیدند. بنده یقین کردم که ماندن در مسجد تا طلوع آفتاب برایم ممکن نیست. فورا از منبر پایین آمدم و به اطرافیان خود گفتم: «این سگها را از مسجد بیرون کنید.»
در این عکسها میتوانید روایتی از روزهای پرشور انقلابی مشهد و راهپیماییهایی مردم این شهر را مرور کنید.
برابر اسناد و اخبار مطبوعات قدیمی، مشهد در بسیاری از رشتههای نوین ورزشی پیشگام بوده است و این پیشگامی را در چند عامل میتوان جستوجو کرد.
این گزارش روایتی درباره مشهد و شعار معروف مشهدیها در ۲۶ دی ۱۳۵۷ است که تقویمها آن را با نام روز «فرار شاه از ایران» ثبت کردهاند.
عدهای از زنان انقلابی در ۱۷ دی ۱۳۵۶ وقتی میشنوند که جمعی از زنان بدون حجاب، راهی میدان مجسمه هستند، عزم جزم میکنند تا مقابل آنان بایستند.
خانه تاریخی داوودی به سبک ساختمانهای اواخر قاجار و اوایل دوره پهلوی اول به دوبخش اندرونی و بیرونی تقسیم میشود که راه ورود به آنها از هم جداست. حیاط سرا در مرکز قرار گرفته و سهبنا در اطراف آن سربرافراشتهاند.
خاندان داوودی از خانوادههای بزرگ محله بالا خیابان بوده است. خاندانی که بزرگ آنها کربلایی محمدحسین داوودی خباز، نانوا بوده و به همین «خباز» همنشین نام فامیل این خاندان شده است.
آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی، نخستین مرجعی بود که در زندانهای پهلوی دوم و زیر شکنجه ساواک به شهادت رسید.