با همه فراز و فرودها در نهایت سال۱۳۳۵ صدای سوت قطار در ایستگاه مشهد شنیده شد و رؤیایی که سالها زیر خاک سیاست مانده بود به حقیقت پیوست. این قطار باری ایستگاه به ایستگاه گذشت و در حالی به ایستگاه وارد شد که اهالی آن بیصبرانه منتظر بودند.
بعد از دستگیری آیتالله هاشمینژاد در مسجد فیل، تلگرافات خیلیخیلی فوری از مشهد به تهران ارسال شد مبنی بر اینکه بهترین مجازات برای هاشمینژاد که از چند روز پیش از گرگان به اینجا آمده، آن است که بهسربازی اعزام گردد.
شربتخانه یکی از نهادهای پذیرایی در حرمرضوی بود که آشکارترین مسئولیت آن، تهیه و توزیع شربت و نوشیدنیها محسوب میشد. همچنین شربتخانه مسئولیتهای دارویی هم داشته و باید ادویه موردنیاز دارالشفای حضرتی را هم تأمین میکرده است.
اسناد میگویند که وضع مساعد پرورش گوسفند در خراسان و روابط نزدیک با افغانستان سبب شد کارگران ایرانی این هنر را از مهاجران افغان بیاموزند و بهاینصورت خراسان به یکی از مراکز مهم پوستیندوزی تبدیل شود.
قبل از انقلاب کوی ژاندارمری، محل سکونت نیروهای ژاندارمری بود؛ محلی در محدوده محله شیرودی امروزی. آن دسته از نیروهای درجهدار ژاندارمری که خانهای نداشتند میتوانستند چندسالی در این خانهها زندگی کنند.
مشهور است که زیر این گنبد، سنگاب قدیمی و مشهور «خوارزمشاهی» قرار داشته است که امروزه بهعنوان قدیمیترین سنگاب حرمرضوی در موزه آستانقدس نگهداری میشود.
محمدتقی دارالضیافه هنوز وقتی کسی فامیلیاش را میشنود و با تعجب از او درباره ارتباطش با «دارالضیافه» حرم میپرسد، با فراغبال برای سؤالکننده از ارتباط خاندانش با یکی از رواقهای حرم میگوید.
سال ۱۳۲۰ هیئتیها بهشکرانه سرنگونی حکومت دینستیز رضاشاه تصمیم گرفتند در همان محلی که خیمه هیئت برپا میشد، مسجدی تاسیس کنند و نام آن را گذاشتند «ابوالفضلی».
در نخستین رای محکمه دیوان حرب قشون شرق، با سختگیریهایی که سرهنگ خلعتبری به خرج میدهد، ۹ نفر از ۲۷ نفر بازداشتشده در زندان شهربانی به اعدام محکوم میشوند.
هنوز دقایقی از نیمهشب نگذشته بود که ماموران با تمام توان به مسجد حمله میکنند. اینگونه بود که از همه طرف به متحصنان در مسجد گوهرشاد حمله شد تا یکی از سیاهترین روزهای دوران حکومت پهلوی اول رقم بخورد.
نخستین اقدامها برای آسفالت خیابانهای مشهد توسط «دکتر ابوالقاسم شیخ احیاءالدوله» صورت گرفته که در آن دوران، ریاست بر بلدیه مشهد را بر عهده داشته است.
در روز ۱۵خرداد، سربازها و تانکها شهر مشهد را اشغال کرده بودند و ژاندارمها با اسب به مردم کوچه و بازار حمله میکردند؛ زیرا در شب ۱۵ خرداد، نزدیک به ۲۰ هزار نفر از مردم در منزل آیتالله قمی گرد آمده بودند.
کوچه توحید ۱۷ که در گذشته به سرآسیا معروف بود، محل سکونت شخصیتهای برجسته بود و مردم آرزوی سکونت در آن را داشتند. روزگاری این کوچه محل سکونت میرزامهدی خدیوگیلانی بوده است.
احسان شریعتی درباره پدرش میگوید: شریعتی، شرایطی را که یک محقق و پژوهشگر آکادمیک با بودجه مشخص حرفهای میرود، نداشت و در زمانی اندک، حجم انبوهی از مطالب را نوشته است.
استاد محمدتقی شریعتی زمانی که دید، بهواسطه سیاستهای حکومت، تبلیغ دینی سخت است و پس از آنکه دانست در مصاف با ایدئولوژیهای غربی ضددینی کار تشکیلاتی لازم است، «کانون نشر حقایق اسلامی» را تأسیس کرد.
حسینآقاخان خزاعی بهعنوان رئیس قزاقخانه به مشهد میآید، اما رضاخان، به او مأموریت دیگری داده است. او که بهعنوان فرمانده لشکر۶ شرق به مشهد میآید، ساختار ارتش نوین خراسان را در مشهد شکل میدهد.
نود سال پیش، سکونت شهروندان مسلمان، یهودی و مسیحی در شهر مشهد، سبب شده بود بازار در سه روز اول هفته تعطیل باشد تا شهروندان ادیان مختلف بتوانند به مناسک مذهبی خود بپردازند.
گذر «حوضلقمان» که بعدها به «کوی سعادت» رسید، قدیمیترین کوچه خیابان عبادی است که مشهدیها آن را با نام «محمد قصاب» میشناسند.
حسن میرزایی که در آن زمان یک نوجوان انقلابی بوده میگوید: گاهی اوقات عدهای میگویند زمان شاه خیلی خوب بود! همه چی روبهراه بود. من زندگی در آن دوران را لمس کردم. با اینکه آن موقع کم سن و سال بودم ولی مسائلی دیدم که فطرتم میگفت کار زشتی است.
شهریور۱۳۴۹؛ دکتر محمدابراهیم باستانیپاریزی یکی از اساتید مدعو در کنگره بیقهی، یک ماه بعد در مقالهای با نام «هزاره بیهقی» اطلاعات بسیار ارزشمندی از شهر مشهد ارائه میدهد.