بیشتر شهرهای شمال کشور، ماهی قرمز تولید میکنند و هر ماهیفروشی با یکی از این شهرها کار میکند. در مشهد هم تعداد محدودی مرکز پرورش ماهی قرمز وجود دارد.
دو هفته قبل از عید نوروز مادرم «دانو» میپخت. گندم، نخود، عدس و ادویه، دانوی مادرم را تشکیل میداد. پس از آماده شدن دانو، مادرم مهرهای آبیرنگ را داخل ظرف دانو میانداخت.
اهالی قدیم مشهد خردهفرهنگهای نوروزی خاصی دارند؛ آداب و رسوم زیبایی که امروز یا به دست فراموشی سپرده شده است یا کمتر دیده میشود و تنها در نزد برخی خانوادههای قدیمی بهطور کامل به اجرا گذاشته میشود.
روابط همسایگی در این مجتمعها پررنگ نیست و مستأجرها شناخت کافی از بقیه ندارند.
مردی بهنام خواجه روشنایی که باخدا، مردمدار و اهل ادب بود. سلوک خاصی داشت و بیش از آنکه شبیه کاسبها باشد، به اهل عرفان شبیه بود. او حسینیه و مسجدی را در اختیار بابامسجدی گذاشته بود.
یلدا در خراسان به «شب چله» یا «چله نشینی» معروف است و دور هم نشستن در این شب و خواندن شاهنامه فردوسی و گرفتن فال حافظ از سنتهایی است که در گذر زمان سینه به سینه محفوظ مانده است.
نخستین پزشکان نوین مشهد، عموما خارجی هستند اما وجود مجهزترین و بزرگترین بیمارستان آن روزها، ایجاب میکند که اقداماتی نیز برای تأسیس دانشکده پزشکی و آموزش علم طب در مشهد انجام بگیرد.
پدر و مادرم گفتهاند آنهایی که به شهرمان میآیند، برای سوغاتی مهر و تسبیح تبرک میبرند. میخواهم با ساختن این مهر و تسبیح، خاطره زیارت مشهد همیشه در ذهنشان باشد.
محمد نیازی از کارگردانان تئاتر مشهد است. خیلیها او را به عنوان صاحب سبک تئاتر موزیکال در شهرمان میشناسند.
حاج حسن حشمتینیا، از بزرگان و ریشسفیدان قرقی از رسمی قدیمی اینطور میگوید: اگر گوسفند در سال گردش بیرون از آغل باشد، سال آینده که بیاید دیگر لازم نیست برایش علوفه تهیه کنی.
هرکس که دل در گرو مثنوی معنوی جلال الدین بلخی داشته باشد به یقین نام یکی از بزرگترین شارحان خراسانی این کتاب به گوشش رسیده است.
حسن قادری سال ۶۶ به صورت جدی به بازیگری در تئاتر کودک مشغول میشود و همان سال در تئاتری با موضوع جنگ روی صحنه میرود اما درست وسط اجرای نمایش صدای آژیر قرمز به گوش رسید.
بامداد ۶ شهریور، صدور فرمان تَرک مقاومت لشکرها ازسوی دولت، این امکان را میدهد که قوای موتوریزه و پیاده و سوار و آتشبارهای شوروی، خود را به مشهد نزدیکتر کنند.
در میانههای بلوار رسالت شمالی یا همان جادهسیمان معروف، درست وسط آن همه تعمیرگاه و گاراژ و ضایعاتی، یک بنای کوچک با دیوار کاهگلی که به سبکوسیاق شصتهفتادسال پیش یک در چوبی دارد، بهطرز عجیبی خودنمایی میکند.
عدهای فکر میکنند که نامهایی که برای معابر و خیابانها انتخاب شده است، صرفا یک اسم است و بهراحتی میشود آن را تغییر داد اما این طور نیست. مردم هم بیشتر مواقع درمقابل چنین تغییراتی مقاومت میکنند.
ذهن زیبای هوشنگ سیحون معماری، طراحی، نقاشی وتندیسسازی را با هم درآمیخت تا از دل آن به ایدههای نابش پیراهن حیات بپوشاند.
مهدی عسکری میگوید: در طول این سالها یاد گرفتم برای به سرانجام رساندن موضوعی مداومت بسیار داشته باشم، زیرا لازمه ختم به خیر شدن معضل یا مشکلی، پیگیری در قالب تکرار انتشار گزارش است.
دو تانک سبک با جمعی از اوباش و درجهداران، خیابانهای شهر را درنوردیدند. عدهای از آنها به اشاره گردانندگان کودتا، دست به غارت چند مغازه و سینما زدند.
خانه اردکانیان دارای دو قسمت تابستاننشین در جنوب و زمستاننشین در شمال است. در قسمت زمستاننشین پهنای اتاقها کم است و علتش این است که آفتاب تا انتهای عمق اتاق نفوذ کند.
محمد تقی هوشیار، معمار پیشکسوت ۸۳ سالهای است که در پروژههای مهمی از جمله ساخت راهآهن، سینما آفریقا، بلوار وکیل آباد، قاسم آباد، بولوار پیروزی و... نقش داشته است.