امام علی (ع) - صفحه 2

ریحانه جعفری نوجوان محله امیرالمؤمنین(ع)، با بالیدن در فضای معنوی خانوادگی، توانسته در مسابقات استانی نهج البلاغه، مقام اول را به دست بیاورد و حالا در هفده سالگی خودش را برای رقابت های کشوری آماده می کند. او تنها دختر خانواده است و در فضایی مذهبی بزرگ شده، کنار مادربزرگ هایی که هر سال ماه رمضان، مراسم دوره قرآن و هر ماه محرم، جلسه روضه دارند.
سید محمد نوربخش نوه صدیقه خانم، دختر سوم آقا بزرگ است. می‌گوید: پدربزرگ خوش‌چهره بود و با اینکه سنش زیاد نبود اما محاسنش سفید شده بود. صورت مهربان و اخلاق خیلی خوبی داشت. بسیار معتقد و مؤمن بود. دو پسر و هشت دختر داشت و برای همین نوه و نبیره زیاد دارد. بعد از فوت مادربزرگم فاطمه امیدوار که به «شاه باجی خانم» معروف است دخترها به نوبت پیش پدر می‌رفتند تا از او مراقبت کنند. ما چشم می‌کشیدیم کی نوبت مادر ما می‌شود تا پیش پدربزرگ باشیم و به ما خوش بگذرد. رفتار پدربزرگ برای آقای نوربخش درس زندگی بوده و از ایمان و صداقت تا مردم داری را از او الگو گرفته است.
زهرا سادات حسینی بحر از همان هجده‌سالگی که به حاج‌آقا محمد انور حسینی بحر بله می‌گوید، حافظ کل قرآن بوده و دلش می‌خواسته است آموزه‌های این کتاب آسمانی را در محله‌ای که زندگی می‌کنند جاری و ساری کند. این می‌شود که تصمیمش را با همسرش که طلبه‌ای جوان اما شناخته‌شده در محله بوده است در میان می‌گذارد و با استقبال او روبه‌رو می‌شود. حاج‌آقا محمد سرور، پدر همسرش که روحانی و معتمد محله بوده است، نیز کمکشان می‌کند. هردو کمر همت می‌بندند که پا در را‌هی سخت اما شیرین بگذارند. این‌طور می‌شود که در سال 91، وقتی دو فرزند هم دارند، توفیقاتشان بیشتر و موفق می‌شوند فعالیت قرآنی را در مسجد امیرالمؤمنین در خیابان کشمیری، بین کشمیری42 و 44 شروع کنند.
کمی بالاتر از چهارراه کوشش، گاراژی قدیمی در محله کوشش به چشم می‌خورد با نمای ورودی آجری‌شکل و کاشی‌کاری‌هایی روی سر در که در گذر سال‌‌ها شکسته و بخشی از آن نیز از بین رفته است. مرحوم «محمد برج‌علی» مالک قبلی این گاراژ یکی از معتمدان محله گاراژدارها (کوشش کنونی) بوده است که با خرید زمین مقابل گاراژ خود و ساخت مسجد امام علی(ع) نامش را برای همیشه زنده نگه داشته است.
در کنار ورزش باستانی که جثه‌ای قوی‌پیکر برایش ساخته، سید جواد، روحی لطیف دارد. او ۱۸۰۰ بیت شعر در حال و هوایی که ورزش زورخانه‌ای به او الهام کرده، سروده است.
از آن دوران خوش، نمای بنا و کاربری آن تغییرات زیادی کرده است و تنها راه تشخیص این بنا با بنا‌هایی که در ابتدا ساخته شد، فقط طاق و در و پنجره‌های چوبی ورودی آن است. سری به جوادیه‌ای زده‌ایم که روزگاری در زمان آتش گرفتن مهدیه، پاتوق شمار زیادی از شاگردان این بزرگ‌مرد محسوب می‌شد و درِ آن هرساعتی از شبانه‌روز در خیابان طبرسی به روی مردم باز بود.