مردم، بخشی از محله خواجهربیع را در گذشته به شهرک سیمان میشناختند؛ زیرا حدود پنجاهسال قبل کارخانه سیمان مشهد، برای کارکنانش در این محله، زمین خرید و برایشان خانه ساخت.
محله
خواجه ربیع
آرامگاه خواجهربیع یکی از زیارتگاههای معروف مشهد است و دومین آرامستان عمومی شهر نیز در آن قرار دارد. این آرامگاه که از زمره پرزائرترین زیارتگاههای شهر است، در اراضی روستای حسینآباد خواجهربیع قرار دارد. این روستا جزو موقوفه مزار خواجهربیع است. این محدوده پیش از انقلاب یکی از مکانهای تفریحی مشهد بود.
میلاد قاینی از معلمش تعریف میکند که به او میگوید «تو روزی از مدالآوران بزرگ این رشته میشوی و برای ما افتخار میآفرینی.»
محمدطاها بهشتی، ووشوکار یازدهساله میگوید: ورزش نهتنها به درسهایم لطمه نمیزند، بلکه در یادگیری آنها بیشتر کمکم میکند.
سجاد هزاره میگوید: وقتی من در اردوی تیم ملی بودم، درست در وزن من ورزشکار شناختهشدهای به نام سعید رحمتی حضور داشت که بسیار توانمند بود.میخواستند تنها او را به مسابقات اعزام کنند.
غلامرضا زعفرانیه میگوید: هر روز همدرد کسانی هستم که عزیزی از دست دادهاند. خودم عزیزان زیادی از دست دادهام که همینجا آرام گرفتهاند؛ پدر و مادرم و معصومه، همسرم.
روستای حسینآباد خواجهربیع جزو موقوفه مزار خواجهربیع بوده و اکنون مجموعه باغ خواجهربیع توسط آستان قدس رضوی اداره میشود.
حاجمحمدعلی غلامی نوده بعد از اعزام به جنوب کشور مأمور رساندن غذا با کامیونهای آلفا به مناطقی مثل سوسنگرد و دزفول میشود.
در محله خواجهربیع خبری از آدمهای خوشپوش سیگار به دست نیست و قماربازی در کف خیابان و جلوی چشم مردم اتفاق میافتد. آدمهایی هم که پای این بساط نشستهاند، خیلی عجیب و غریب نیستند.
عدهای فکر میکنند که نامهایی که برای معابر و خیابانها انتخاب شده است، صرفا یک اسم است و بهراحتی میشود آن را تغییر داد اما این طور نیست. مردم هم بیشتر مواقع درمقابل چنین تغییراتی مقاومت میکنند.
خرید قبر ۲۰-۱۰ میلیونی در آرامستان خواجه ربیع کمی عجیب و سؤالبرانگیز است. آیا نمیتوان این هزینه را صرف رفع گرفتاریِ گرفتاران و یاریرساندن به محرومان و ثوابش را به روح درگذشته هدیه کرد؟
خاطرۀ شیخ احمد کافی برای بیشتر آنهایی که او را درک کردهاند و میشناسند، خلاصهشده در نوارکاست سخنرانیهایش که آن روزها حسابی طرفدار داشت و دست به دست بین مردم میچرخید.
خیابان خواجهربیع۲۹ بهدلیل آرامگاهی که محل زیارت زائران و مجاوران است، همیشه شلوغ و پرتردد است و بسیاری از افراد که برای زیارت اهل قبور به آرامستان میآیند.
در گشتوگذاری ساده، نوشته روی یک سنگ قبر در آرامستان قدیمی خواجه ربیع توجه ما را به خودش جلب کرد: میرحسین حسینی؛ فرزند میرزاکوچک خان جنگلی! درحالیکه شنیده بودیم که میرزا اصلا هیچ بچهای نداشته است.
هفدهم شهریور سال ۵۷، که مرحوم آیتالله قمی از تبعید کرج برمیگشتند، محمد جمال فریدزاده هم همراه خیل عظیمی از مردم برای استقبال از او به بولوار فرودگاه رفته بود که ناگهان تیری به سمت شهید رها شد.
حدیثه سلمانیطاهر تا قبل از اینکه وارد میدان مسابقات شود، از آسیب دیدن میترسیده، اما یک تجربه تلخ، این ترس را در او از بین برده است.
شیخ احمد کافی یزدی از روحانیان و خطیبان نامدار پیش از انقلاب بود. سخنرانیهای وی پرشور و با مخاطبان زیاد برگزار میشد.
کتابخانه امام خمینی (ره) در آخرین کوچههای خیابان خواجهربیع و نزدیک به آرامگاه که تمام فصلهای سال به ویژه فصل امتحانات و کنکور با ۲ سالن مجزا میزبان دختران و پسران نوجوان است.
حبیبالله حاصل هنرمندی هندی بود که به عشق حافظ و سعدی در جوانی به ایران آمد و با وجود سفرهای زیاد در نهایت ساکن مشهد شد.
همه مهدی کاظمی را به باغداری و درختکاری میشناسند. مردی که در گوشه گوشه منطقه سه لحظه لحظه نهال سبز کرده است.
معصومه خلخالی از ۲۵ سالگی پا به عرصه ورزش میگذارد و با برس و عصا و ویلچر مقامهای قهرمانی بسیاری را در کشور به دست میآورد.