محله خواجه ربیع - صفحه 5

محله

خواجه ربیع

محله خواجه‌ربیع

آرامگاه خواجه‌ربیع یکی از زیارتگاه‌های معروف مشهد است و دومین آرامستان عمومی شهر نیز در آن قرار دارد. این آرامگاه که از زمره پرزائرترین زیارتگاه‌های شهر  است، در اراضی روستای حسین‌آباد خواجه‌ربیع قرار دارد. این روستا جزو موقوفه مزار خواجه‌ربیع است. این محدوده پیش از انقلاب یکی از مکان‌های تفریحی مشهد بود.

محله خواجه ربیع
خادمان باید متمایز از دیگران باشند. من همیشه تسبیح یا شکلات همراهم دارم تا به مردم بدهم؛ بچه‌ها بیشتر از همه خوشحال می‌شوند.
کتابخانه زنده‌یاد ملاعباس تربتی جزو قدیمی‌ترین کتابخانه‌های آستان قدس رضوی در محله خواجه‌‌‌‌‌‌ربیع است.
چند ساعت بعد یک خبر مهم مخابره شد: حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید‌عبدالکریم هاشمی‌نژاد ازسوی منافقین ترور شد و به شهادت رسید.
پل کابلی امام حسین (ع) آنقدر خاص هست که بتواند به یکی از نماد‌های مهم شهر مشهد تبدیل شود. آن چنان که اهوازی‌ها و تهرانی‌ها با پل‌هایشان همین‌کار را کردند.
شیخ احمد‌کافی را تقریبا همه مردم ایران می‌شناختند. واعظی خوش‌صحبت و خوش‌منبر که از سال ۱۳۴۲‌و زمان تبعید امام (ره)، هرجا می‌نشست بی‌پروا از فضای حاکم بر جامعه انتقاد می‌کرد.
خواجه‌ربیع قبل از تبدیل شدنش به یکی از قبرستان‌های عمومی شهر، به خاطر سرسبزی بی‌نظیرش از یگانه نقاط جالب حومه شهر مشهد بوده است.
خواهرم در باشگاه رزمی ثبت‌نام کرده بود، اما بعد مدتی از رفتن منصرف شد؛ با هم به توافق رسیدیم که من به جای او به کلاس بروم. از همان اول به نظرم رشته خیلی جذاب و شیرینی آمد و به‌همین‌دلیل مدام تمرین می‌کردم.
از اوایل سال‌۱۳۹۵ پایانه به سمت افول رفت و اعتماد بخش زیادی از مسافرانش را از دست داد. این روند تا آنجا پیش رفت که اتوبوس‌های مشهد به کلات، یکی پس‌از دیگری از مسیر خارج شدند.
تمرین‌های رزمی به مهری‌ماه آموخته است که اخلاق اصل اول در ورزش است و بیشتر از مقام و رتبه می‌تواند آدم را مطرح کند.
شش‌ماه پس از آن زیارت، به مشهد آمدیم و از سال‌۱۳۸۷ در محدوده آرامستان خواجه‌ربیع ساکن شدیم. یک چرخ خیاطی خریدم و از همسایه‌ها سفارش لباس گرفتم. از این کار حس خوبی نداشتم؛ کاری که من را راضی می‌کرد، این بود که به بانوان صفر‌تا‌صد خیاطی و چند رشته هنری دیگر را آموزش بدهم.
شکیبا عزیزی از یک سال پیش، ورزش «کاراته وادوریو» را به‌طور حرفه‌ای آغاز کرده است. این رشته رزمی را به‌خاطر هیجانش دوست دارد. شکیبا ورزش را از ده‌سالگی با رشته رزمی شروع کرده است و بعد‌از یک سال تمرین توانسته مقام اول را در بخش کومیته به دست آورد. شیوع کرونا و تعطیلی مجموعه‌های ورزشی بین تمرین‌های ورزشی او فاصله انداخت اما حالا تازه‌نفس در میدان رقابت‌ها حاضر می‌شود.
سکینه قارداشی، سیزده‌ساله، از دختران مستعد و ورزشکار محله خواجه‌ربیع است. او توانسته است با نمایش توانمندی‌هایش در بخش کاتا خود را به مرزی از آمادگی برساند که در هر رقابتی مطمئن به کسب یکی از عنوان‌های برتر باشد. با این روحیه، پایانی برای زندگی ورزشی‌اش متصور نیست. تا امروز هم پله‌های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته است و حاصل آن کسب عناوین قهرمانی در مرحله کشوری و بین‌المللی است.
کوچه خواجه‌ربیع23 مزین به نام شهید دفاع مقدس محمدرضا بختیاری است که پیش از آن «کوچه باغ‌وحش» شناخته می‌شد. دلیل این نام وجود «باغ وحش خراسان» در این معبر بوده که در فاصله‌ای کوتاه از آرامستان خواجه‌ربیع احداث شده بوده است. در گذر زمان، به جای باغ وحش و نهرهای آب مرکز فرهنگی، تجاری، درمانی و... احداث شده‌است. گفته می‌شود باغ وحش خراسان به همت مرحوم رستمی در سال 1338 پایه‌گذاری شد و پس از تعطیلی در سال 1371، حیوانات آن به باغ‌وحش وکیل‌آباد انتقال یافتند.
آن سال‌ها هرچند خبر مشارکت ارتش ایران در جنگ ظفار منتشرشده بود، اما حرف چندانی از میزان تلفات ایرانی مخابره نشد یا اخبار منتشر شده متناقض بود. این نوشتار در پی روایتی از کشته‌شدگان ظفار است و همچنین ادامه ماجرا را نه در کشور عمان بلکه آرامگاه نام‌آشنای تعدادی از آنان در مشهد یعنی خواجه‌ربیع دنبال می‌کند. وضعیت این بخش از آرامگاه به طور کامل تغییر کرده است و این روز‌ها میزبان کودکان پیش‌دبستانی شده است.
پانزده‌ساله بود که رشته کاراته را در سالن ورزشی شهدای مدافع حرم خواجه‌ربیع آغاز کرد. اول قرار بود فقط برای پرکردن اوقات فراغتش به سالن ورزشی برود، اما خیلی زود چنان شیفته شد که تا قهرمانی پیش رفت. او خیلی زود به این آرزو رسید و حالا مقام‌ها و افتخارات زیادی به کارنامه ورزشی‌اش اضافه شده است. زینب ترغوی اکنون عضو تیم‌ملی است و‌ همچنان می‌خواهد قهرمانی‌هایش را بیشتر کند.
ماجرا از جایی شروع می شود که امام جماعت مسجد امام رضا(ع) در محله خواجه ربیع تصمیم می گیرد چراغ کارآفرینی را در این محدوده روشن کند و چه جایی بهتر از مسجد. هم او و هم دیگرانی که دغدغه محله را دارند، کارآفرینی برایشان مهم است و به همین دلیل یکی از کارآفرین های برتر کشور را دعوت می کنند تا تجربیاتش را در اختیار دیگران بگذارد. به این منظور برنامه ای مهیا می شود و عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر هم به این نشست دعوت می شود.
علی خانزاده متولد 1385 و ساکن محله خواجه‌ربیع است. او از سال1397 ورزش را آغاز کرد و در طول 3سال توانست به افتخارات خوبی در استان دست پیدا کند تا بتواند خود را برای پیوستن به تیم‌ملی نوجوانان کشور آماده کند.اگر تصاویر سال‌های گذشته علی خانزاده را با ظاهر امروز او مقایسه کنیم، به‌سختی می‌توان شباهتی بین آن‌ها پیدا کرد. علی 135کیلوگرم وزن داشت و می‌دانست مسیر دشواری در ورزش پیش رو دارد، اما در سال1397 قدم روی تاتامی تکواندو گذاشت. علی می‌دانست برای تصمیمی که گرفته بود، باید تلاش می‌کرد و این کار را انجام داد.
محمدجمال هفده ساله تصمیم گرفت به‌جای تمرین در زمین فوتبال در صف تظاهرات باشد. او اولین شهید آرامستان خواجه ربیع است. ناصر سیزده‌ساله هم در یکشنبه خونین سال1357 هدف اصابت تیر مزدوران طاغوت قرار گرفت او آخرین شهید آرامستان است. از شهادت آخرین شهید انقلابی که در خواجه‌ربیع به خاک سپرده شد، 43سال می‌گذرد. زمان زیادی است، اما هنوز خانواده و دوستانش دلتنگ او هستند و تقریبا هر هفته به خانه ابدی‌اش سر می‌زنند و پای سنگ مزاری می‌نشینند که رویش حک شده است «شهیدناصر گیوه‌چی».
بسیاری از شهیدان دوران پهلوی غریبانه در آرامستان خواجه ربیع دفن شده‌اند و علتش نیز واضح است. مخالفت با حکومت وقت و مبارزه تا سر حد شهادت جایی برای نام بردن از آن‌ها در آن روزگار باقی نمی‌گذارده است، اما امروزه بر تاریخ‌نگاران و پژوهشگران این شهر فرض است که تا فرصت باقی است و والدین و نزدیکان این شهیدان در قید حیات هستند به سراغ آن‌ها رفته و قصه پرالتهاب مبارزات و شهادت آن‌ها را تدوین کنند. این تاریخ نگاری آینه‌ای خواهد بود که هویت تاریخی ما در آن بازتاب داده می‌شود.
کودکان کار، کودکان دورافتاده از خانه، زنان مستأصل، مادران درمانده؛ آن‌ها که در پس‌زمینه‌های زندگی‌شان جز درد و رنج چیزی نیست. آن‌هایی که عددهای جوانی‌کردنشان به اندازه انگشت‌های دست هم نمی‌شود. حالا گروهی کنار هم کمر به خدمت بسته‌اند تا نگذارند این حس ناامیدی دردآلود کسی را از پا بیندازد. تیرماه سال جاری بود که مجتمع پیشگیری، شناسایی و کاهش آسیب‌های اجتماعی‌ «شوق ‌زندگی» با هدف برر‌سی وضعیت آسیب‌های اجتماعی و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه در بوستان بهار پا گرفت.