فعال فرهنگی - صفحه 9

ابراهیم دادخواه از موضوع تعطیلی کتابخانه گلایه‌مند است و می‌گوید: اگر می‌خواهیم مردمی تأثیرگذار داشته باشیم و جلو آسیب‌های اجتماعی جوانان را بگیریم، باید مردم را به مطالعه علاقه‌مند کنیم.
سیدعلی مومنیان، جوانی ۲۵‌ساله است که حفظ قرآن را از هشت‌سالگی با سوره‌های جزء ۳۰ در موسسه‌ای زیر نظر استاد مشهدی آغاز می‌کند و دوسال بعد، تصمیم به حفظ کل کتاب خداوند می‌گیرد و در ۱۵ سالگی به این مهم نایل می‌شود.
برنامه‌های فرهنگی متنوعی که خدیجه علیزاده و همراهانش باعث و بانی آن شده‌اند، فضای محله کوی‌سلمان را آن‌چنان گرم کرده است که قلب تک‌تک همسایه‌ها برای هم می‌تپد و روزی نیست که از حال هم باخبر نباشند.
سمانه رحیمی در ۱۳‌سالگی به عنوان مربی احکام در کانون فعالیت می‌‏کرد و توانست در چاپ دو نشریه «صراط» و «پرواز» نقش مهمی داشته باشد.
صباغ می‌‌گوید: بچه‌های نوجوان دلشان می‌خواست از آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) تبرکی داشته باشند. لحظه خروج از حرم‌رضوی اتفاقی بسته‌های تبرک برایشان جور شد و بعد هم به صرف شام هیئت دعوت شدند.
مهدی ناظری، نقاش و خوش‌نویس محله بهمن است که به قول خودش نصف زندگی‌اش را درحال نقاشی بوده است. او از سال ۶۹ این هنر را آغاز کرده و ۶۰ اثر برجسته از خودش به جای گذاشته است.
محمد نباتیان نجار قدیمی محله طلاب است. او سال‌ها بعد، درست پس از جانبازی حرفه نجاری را کنار می‌گذارد و خادم افتخاری حرم امام رضا (ع) می‌شود. او درحال حاضر بانی تور‌های زیارتی برای هم محله‌ای هایش است.
خیابان هفتصد‌متری شهید‌مفتح‌۳۴، یکی از خیابان‌های پرتردد محله گلشور است. خیابانی که شهدای بسیاری را در تاریخ خود ثبت کرده است و اکنون پلاک‌هایی از جنس افتخار بر سردر خانه‌های این کوچه نقش بسته است.
بانوان فعال محله جاهدشهر در نوترین اقدام خیرخواهانه خود، آزادی و آبرو را به یک بانوی هم‌محلی هدیه دادند. آنها مبلغی حدود ۴۰‌میلیون‌تومان، تأمین کردند تا یک همسایه که سرپرست سه دختر است، پایش به زندان باز نشود.
سال‌ها پیش حسن‌ خالو و حسن قاسمی گروه هنری اقاقیا را تشکیل دادند و نرم‌‏افزاری به‌نام سیمرغ تولیدکردند. حالا هم یکی از مهم‌ترین فعالیت‌‏های این گروه تولید برنامه‏‌های رادیویی ضبط آن‏هاست.
زمین حسینیه دلسوختگان شاهزاده علی‌اکبر را که ۳۰۰ متری می‌شود خانواده موسوی، وقف کرده و  در ساخت آن همه اعضای هیئت و نیز اهالی محل کمک کردند.
رضا نقوی می‌گوید: برخلاف خیلی از نابینا‌ها که دوست دارند همسرشان بینا باشد، من دوست داشتم با یک نابینا ازدواج کنم. فکر می‌کنم این‌گونه حرف هم را بهتر می‌فهمیم.
هنگام تحمل دردهایم که از شدتش چشم‌هایم را به هم می‌فشردم، می‌دیدم خانواده و اطرافیانم در حال تهیه و دوختن لباس سیاه هستند. آن‌ها باور کرده‌بودند که سه چهارروز دیگر می‌میرم.
سال ۷۶ در رزمایشی آموزشی که از طرف بسیج برای آمادگی حضور در مناطق عملیاتی و پاک‌سازی آن برگزار می‌شود، میله‌ای که برای برپایی چادر وصل شده از جا درمی‌رود و به سرش اصابت می‌کند و باعث نابینایی او می‌شود.
حاج محسن‌رضا حسامی در مغازه لوازم‌تحریرفروشی‌اش، بچه‌ها را به خوش‌نویسی و مداحی ترغیب می‌کند. جالب است در مغازه او علاوه‌بر لوازم‌تحریر، ابزار خوش‌نویسی و کتاب‌های آموزش مداحی نیز به‌چشم می‌خورد.
دغدغه‌مندی سید‌مرتضی رضوی، او را به‌سمت مسائلی سوق داد که نفعش را اهالی محله ببرند و دلش راضی باشد. بعد از راه انداختن محفلی مذهبی، راه‌اندازی یک پاتوق فرهنگی هم از دغدغه‌های سیدمرتضی بود که اجرا شد.
سال تاسیسش به ۱۳۵۴ برمی‌گردد، که خیّری زمین ۵۰۰ متری‌اش را وقف ساخت مسجد کرد. گرچه حالا کسی از نام و نشان آن واقف خبر ندارد، اما بی‌شک دعای خیر ۹۰۰ نفر نمازگزارِ مسجد «صاحب الزمان (عج)» پشت سر اوست.
ابوالفضل سعادت‌فرجام نخستین‌بار در ۱۷ سالگی که در جبهه خدمت می‌کرد، خون داد و از سال ۸۵ اهدا کننده مستمر خون شده است.
عبدالله انصاری یکتا، برادر بزرگ‌تر اسدالله یکتا می‌گوید: بعد از اجرا از اسدالله خواستند که برای بازیگری با آن‌ها همراه شود؛ مشروط به اینکه از بزرگ‌ترش اجازه داشته باشد؛ که البته من این اجازه را به او دادم.
مسجد آیت‌الله میلانی یکی از مساجد فعال منطقه سه مشهد است این مسجد، بیش از ۵۰ سال پیش، باغی ۶۰۰ متری بوده است که با مشارکت واقف و جمعی از اهالی محله به مسجد تبدیل می‌شود.