خانواده ۲۸ نفری ما هشتخانواده را شامل میشود که بهترتیب رعایت بزرگتر به کوچکتری، اولین جمعه هر ماه را در منزل یک خانواده میهمان هستیم.
«سیدجواد ضیاء» عمرش را در حسینیه و مجتمع محبانالجواد(ع) گذاشته است. او میگوید: پدربزرگم واقف این حسینیه است و بعد از پدرم، من واقف این حسینیه شدهام.
موسیالرضا اسدی روحانی که عاشق کتاب است. کتابهای «حاجی»، عمدهترین اسباب خانه او هستند و سروساماندادن به کتابها، مهمترین دغدغه او و همسرش در هر اسبابکشی است.
حسین عبداللهنژاد، در خانوادهای قرآنی بزرگ شده است. او قرائت قرآن را از پنج سالگی آغاز کرده و در سال ۸۴ قاری نمونه کشوری شده است.
علیاکبر روحیگلخطمی میگوید: از دوازدهسالگی با تشکیل کانون، محوریت اصلی کارها را در حوزه کتاب قرار دادیم و دو سال بعدِ آن هم با تشکیل هیئت مذهبی سیدالشهدا (ع)، برنامههای هیئت و کانون را با هم مدیریت میکردم.
مهدی سلیمانیازغندی دوچرخهسوار قدیمی محله المهدی است که مسافتهای زیادی مثل حرم امام رضا (ع) تا حرم امام خمینی (ره) و یا فاصله مشهد تا یزد را با شعار حمایت از هوای پاک رکاب زده است.
حجتالاسلاموالمسلمین علیرضا برادرانافتخاری و راضیه تهرانیان، دو طلبه محله بالاخیابان، با داشتن چهارپسر قدونیمقد، هم فعال بسیج و مسجد هستند و هم فعال اجتماعی. هم در دانشگاه تحصیل میکنند و هم در حوزه.
جمیله کیمیایی یکی از بانوان فعال اهدای خون در مشهد میگوید: از زمانی که متوجه شدم به خاطر سالم بودن خونم، آن را به کودکان تزریق میکنند، انگیزهام برای اهدای مداوم خون خیلی بیشتر شده است.
زمین مسجد امام خمینی(ره) سالها پیش از ساخت بنا، نیایشگاه اهالی محله کوشش بودهاست. از زمانی که این مسجد حتی دیوار نداشت، آنها روی زمین آن فرش پهن میکردند و نماز میخواندند.
لحظه آخر خداحافظیاش از من خواست سمنو بپزم و منتظرش بمانم تا برگردد و من هم بعد از چند هفته در یک ظرف بزرگ سمنو درستکردم، سمنوهایی که چند ماه ماند تا کپک زدند، اما محمد نیامد.
جهادگران اردوی جهادی شهیدحسینی منازل نیازمندان حاشیه شهر را تعمیر میکنند. آنها از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب بهطور مداوم کار میکنند تا بتواند هرچه سریعتر کار را به پایان رسانده و منزل را تحویل دهند.
از بیت آیتالله شیرازی با بنده تماس گرفتند و گفتند برای سخنرانی بیایید. آن روز من نام امام خمینی را بردم و از مردم خواستم در پی این قیام خونین، تخممرغهای عیدشان را با رنگ سیاه، رنگ کنند.
اهالی طرق از ژیانِ زردی یاد میکنند که صاحبش یک روحانی آگاه و مبارز به نام حاج آقا جاهدی بود و شاهدوستها با پنچر کردن چرخهایش، شکستن شیشههایش، تلافی صحبتهای انقلابی حاجی را سرش درمیآوردند.
اهالی محله طرق در زمان انقلاب شاید تعدادشان به ۳۰۰ نفر هم نمیرسید، اما همین افراد، راه مقابله با رژیم پهلوی را بلد بودند، از قرارهای شبانه روی پشتبام بگیرید تا مبارزههای علنی در خیابان و گوش دادن به نوارهای سخنرانی امام.
در اوایل دهه ۶۰ محله طرق بهدلیل فاصله زیادش تا شهر، از برخی امکانات بیبهره بود و تنها امید ساکنانش در روزهای سخت مریضی، به افرادی، چون دکتر عبدالحسین یاوری بود.
دارالقرآن «پیامبر اعظم (ص)» را آموزشوپرورش ناحیه ۲ در یک منزل وقفی بنا کرده است. این دارالقرآن دراین سالها توانسته است هزاران قرآنآموز را جذب فعالیتهای قرآنی کند.
تهیه کنندگان دو ماهنامهای محلی «طریق» توان خود را در حل مشکلات مردم گذاشتهاند. آنها چند دانشجوی ساکن طرق هستند که دوست دارند آبادانی و اصالت را به این محله قدیمی برگردانند.
موکب امامحسنمجتبی (ع) ۲۰ ایستگاه دائم و موقت بنا کرده است که در جادههایی منتهی به مشهد در دهه پایانی ماه صفر به هزاران زائر پیاده خدمات رسانی میکنند.
در محله طرق فروشگاه کتاب یا حتی کتابفروشی کوچکی وجود نداشت تا اینکه آزاده فرزامنیا، یکی از جوانان خوشفکر و بومی طرق، تنها فروشگاه کتاب را در این محله راهاندازی کرد.
مجید سعید افخم الشعرا، از ۱۵ سالگی قرائت قرآن را در محضر استادانی، چون مرحوم استاد اصغری، استاد اعالی، استاد افخمی (مهرمشهدی) و مرحوم استاد سیدمیرزاعلی رحیمی آغاز کرد آغاز میکند.