برنامههایی که خانواده میرمرتضوی برگزار میکنند، به نام محفل «روشنا» در بین اهل فرهنگ شناخته میشود. آنها باشگاه روشنک را نیز برای کودکان و نوجوانان راه انداختهاند.
فاطمه جعفری رابط ورزشی و فرهنگی شهرداری و مردم محلهاش به حساب میآید و دبیر کانون زیارت در مساجد امام سجاد (ع) و المنتظر نیز هست.
علیرضا دلبریان رزمنده محله رضاشهر و راوی برنامه تلویزیونی روایت فتح است. او خانه خود را به موزه جنگ و دفاع مقدس بدل کرده و میزبان برنامههای فرهنگی بسیاری است.
کودکان و نوجوانانی چهار تا پانزدهساله مسجدجوادالائمه(ع) بهواسطه طرح ابتکاری حجتالاسلام داود کاظمی، امام جماعت مسجد با گرفتن گواهینامه، همچون بزرگترها عهدهدار کارهای مهم مسجد شدهاند.
الهام ظهورنیا از نقاشان قدیمی مشهد است، او از سال ۸۱ و بعداز فارغالتحصیلی از دانشگاه هنر شاهد تهران به تدریس مشغول شده و برای شروع کارش به مجتمع فرهنگی هنری امام خمینی (ره) در محله خواجهربیع میرود.
حسین سراقی نوغانی میگوید: اسم «سنگنگار» را خودم بر روی این هنر گذاشتهام و قصد دارم ترویجش دهم. اگر عمرم اجازه دهد، میخواهم کتابی دربارۀ هنر سنگنگاری هم بنویسم تا برای آیندگان بماند.
احمدآقا و زهرا خانم چه آنزمان که زیر باران بمبها و آوارگی بین کوههای ایلام، لحظههای سختشان را با یکدیگر قسمت کردند و چه حالا که با رفتن فرزندانشان به خانه بخت، دوباره زندگی دونفرهای را تجربه میکنند.
عباس ساعی میگوید: زندگی توی روستا و طبیعت بکرش، بزرگترین موهبت شاعرشدنم بود و این همان دلیل مهمی است که باعث شد حتی بعدها هم پس از سالها زندگی توی شهر هرگز به آن عادت نکنم.
سربازان عراقی ما را از تونل وحشت عبور میدادند و با کابل به جانمان میافتادند. محرابی، سرباز ۱۶ سالهای بود که زیر شلاق این کابلها، یکی از چشمانش از حدقه درآمد.
سیدمهرداد صالحی میگوید: سال۱۴۰۰ تصمیم گرفتیم مکان ثابتی برای برگزاری برنامههایمان در نظر بگیریم که مکان کنونی بیتالزهرا (س) را راهاندازی کردیم.
بیش از ۳۳سال از همنشینی راضیه عطار با هنر میگذرد و حالا هنر شده بخشی از پازل زندگیاش. تاکنون خیلیها زیرنظر این بانوی هنرمند محلهمان موفق به دریافت گواهینامه بینالمللی فنیوحرفهای شدهاند.
حسین پزشکی قرهچه تمام مسیرهایش را با دوچرخه معمولی رکاب میزند و اعتقاد دارد که این کار به او آرامش و سلامتی هدیه میدهد.
فاطمه یزداندوست، که در دانشگاه رشته زبان انگلیسی خوانده است، اکنون یکی از داوران رشته نهجالبلاغه و تفسیر و تدبر قرآنکریم است که به کودکان زیادی قرآن را آموزش میدهد.
خانم فضائلی همیشه دستی بر آتش داشته و به قول همسایههایش در هر کاری دستش خیر است و فقط به خاطر ذخیره کردن «توشه آخرت» خود از این کوچه به آن کوچه سر میزند.
حسین روزبهانی میگوید: به اعتقاد من، مردم در جامعه باید حرمت کودکان کار را حفظ کنند و اگر به آنها کمک میکنند، کمک نقدی نباشد و با حفظ شأن آنها همراه باشد.
هاشم نعمتی که ۳۰ سال از عمرش را در دانشگاه گذرانده میگوید: گرچه استفاده از شیوههای تربیتی که در کتابها آمده زیاد هم منطقی به نظر نمیرسد، اما بهره نبردن از آنها هم که حاصل سالها تحقیق پژوهشگران بوده نادرست است.
مهرداد محمدیاری به «آچار فرانسه» محله امامیه شهرت دارد. او که رزمنده جنگ تحمیلی بوده در زمینههای ورزشی، فرهنگی، آموزشی و... یکی از فعالان منطقه است.
حسین فروردین از فروشندگان خیابان شریعتی، انصافش زبانرد اهالی است. او در مغازه فروش پوشاک، بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب دارد که همراه با خرید به مشتریان به صورت رایگان اهدا میکند.
ایمان گلمکانی مربی فوتبالی است که بچههای محله ادیب را دور هم جمع میکند و آنها را به انجام ورزش علاقهمند کرده است. او خودش مدتها در زمینهای خاکی توپ میزد و عاشق فوتبال است.
مریم جهانگشته، نویسنده محلهمان مادر دو فرزند نوجوان است، کتابهای «انعکاس»، «نیایش سرخ»، «حجاب فاطمی»، «پابوسی»، «سهم کبوترها» و «تو هم با من بخوان» از جمله آثار اوست.