درهای چوبی حرم که حلقه دلهای بسیاری را هر روز به دست میگرفتند جایشان را به آهنها و فلزها دادهاند و هر کدام به رنگی و شکلی نقش خوردند تا آیینه ارادت زائران و مجاورانی باشند که هر ساعت و دقیقه منتظرند تا در آیینه خشتبهخشت و چوببهچوب حرم جلوه محبوب ببینند.
کوچه آیتالله محمد واعظزاده را هنوز هم خیلیها با این نام نمیشناسند. چون تا همین یکسال پیش تابلوهای خیابان شهید کاشانی27 نام بیهقی داشت و به گفته سنوسالدارهای کوچه، قدمت این نام به هفتادهشتاد سال میرسید. نام آیتالله واعظزاده مؤسس دانشگاه مذاهب اسلامی و نخستین دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که در گذشته از ساکنهای همین محدوده بود، زمستان سال1399 روی تابلوها نشست.
چندتن از استادهای مرمتکار مشهد از چندسال پیش دست به اجرای طرحی با نام «دوبارهچینی» آثار تاریخی زدهاند؛ طرحی که در روند آن مصالح اثر درخطرتخریب، جمعآوری و در مکان جدید بازنمایی میشود. در این راستا هفته گذشته از دوبارهچینی سردر خانه اسماعیلی رونمایی شد که ساختمانش سال1392خراب شده بود.
حاجترواشدن در مشهد به لطف امامرضا(ع)، نهتنها قصههای زیادی دارد، بلکه یادگارها و ردپاهایی هم دارد که به یمن این اتفاق مبارک در تاریخ ماندگار شده است. نمونه آن مسجد فاطمیه هراتیها در خیابان شهیدکاشانی8 است؛ مسجدی که زمین آن را بانویی از اهالی روستای هرات شهرستان خاتم استان یزد 110سال پیش و بعد از حاجتگرفتن در حرم مطهر رضوی وقف کردهاست و مردم هم بانی ساختش شدهاند.
10روز روضه در خانواده مدقق به عشق امام صادق(ع) نسل به نسل چرخیده است. حاجعلیاکبر سعیدمدقق بنیانگذار این مراسم بوده و فرزندش حاجرضا به تبعیت از پدر راهش را ادامه داده است. پسران مرحوم حاج رضا نیز میخواهند سنت پدر و پدربزرگ زنده بماند.
از سالهای قبل از انقلاب میگویند که این کوچه به نام کوچه ابومسلم معروف بوده، اینجا پر از زمین زراعی گوجه، خیار و بادمجان بوده و بیشتر ساکنان هم زراعتکاران و کشاورزانی بودند که با خانوادههایشان در این زمینها به زراعت مشغول بودند. کوچه شهید عباس خوشسیما بعد از جنگ تحمیلی این نام را به خود گرفت که به یاد یکی از شهدای ساکن این کوچه بوده است. این کوچه در مجاورت خیابان پورسینا ۶ است.
از عباسقلی خانی که مردم مشهد در ذهن دارند تا آن «بیگلربگ» و «واقف بزرگ دوران صفویه»، زمین تا آسمان فاصله است. عباسقلی خان گزارش ما همان کسی است که مدرسه عباسقلی خان را ساخت و 76پارچه آبادی وقفش کرد. مدرسه ای که اکنون تنها مدرسه قدیمی به جامانده از دوره صفویه است و همچنان کاربری مدرسه دارد و در این مدت چند هزار طلبه را تربیت کرده است.
خیابان شهیدکاشانی ۸ ممیز۱۳ از حدود یک قرن پیش به نام بختیاریهاست. مرحوم آیتالله سیدمحمدرضا بختیاری از قدیمیهای نوغان بود که بیشتر از امامجماعتبودنش به مردمداری شهره بود. بعد از فوت، پسرانش که راه پدر را رفتهبودند، سکونت در خانه او را بهجاهای دیگر شهر ترجیح دادند.
عبدالله خان وظیفه داشته هر روز به نیابت از شاه وقت، یعنی ناصرالدین شاه، به زیارت حرم مطهر رضوی برود و به جای شاه که در پایتخت بوده است، آستان حضرت رضا(ع) را بوسه دهد.
باید 2کوچه از بقعه محمدجواد مؤمن یا همان گنبد سبز بالا بروید که به این کوچه پررمز و راز برسید. کوچهای که تا قرن دوازدهم هجری، قسمتی از گورستانی به نام «میرهمام» بوده است. قدیمیها این معبر را با نام فروغ میشناسند. دلیلش هم به وجود دبیرستانی با همین نام برمیگردد که در این معبر وجود دارد. بعدها به درخواست خانواده سیگاری نام این خیّر بر کوچه نقش بست و حالا نام حاج محمد اسماعیل سیگاری را میتوان روی تابلو دید.
جملهای غریب و ناآشنا برای مشهدیها و زائرانی که برای سوغات به مغازهشان میروند را بزرگ، با خطخوش روی یک تکه مقوا نوشته و بالای سرش نصب کرده است؛ «جنس فروخته شده باکمال احترام و بارضایت پس گرفته میشود». جملهای که با شنیدههای ما از بسیاری کاسبان مغایرت دارد، اما اعتقاد قلبی سید عبدالکریم کاظمی و سجاد سجادیان همین است.
طرح خیابان طبرسی برای نخستینبار در سال ۱۳۰۸ از سوی محمدولیخان اسدی نایبالتولیه وقت آستان قدس در گفتگو با تقیزاده، استاندار خراسان، مطرح شد. آن زمان اسدی به تقیزاده طرحهای خیابانکشی در اطراف حرممطهر را داد تا آستانه را از بنبست درآورد. این طرح شامل کشیدن فلکه و خیابان جنوبی و شمالی بود. با موافقت تقیزاده او برای کشیدن این خیابانها از محل بودجه آستانه برای رضاشاه نامهای نوشت و در آن از اینکه بافت اطراف حرم نامناسب است و رفتوآمد در داخل حوزه حرممطهر به سختی انجام میگیرد، گفت.
داستان تسبیحفروش معروف خیابان امامرضا (ع) و کارآفرینی را میخوانید که تسبیحهای دستساز و صنعتیاش در بازار سوغات مشهد و بازارهای مذهبی کشورهای همسایه حرف اول را میزند. محمد فیروزی، کوچکترین پسر حاججعفر (نوه پسری حاجمیرزای تسبیحفروش) است که به نمایندگی از پدر و برادرانش با ما به گفتگو نشسته است.
اداره امور امانات و اشیای پیدا شده حرم مطهر رضوی یک نفر با عنوان جمعآور دارد که روزانه ۵ تا ۶ نوبت به بخشهای مختلف امانات سر میزند و اشیای پیدا شده را تحویل میگیرد و به دفتر مرکزی میآورد.
صفرعلی صفری یکی از معدود افرادی است که پای تنور زمینی پخت نان خراسانی مانده است. آنطور که میگوید این نان اکنون در هیچ جای کشور به جز استان خراسان پخت نمیشود و نمونهاش در مشهد فقط ۶ نانوایی است که شاطرهای آنها هم مانند صفرعلی بازنشستهاند و، چون کسی نمیتواند کارشان را انجام دهد پای این تنور مینشینند و واپسین سالهای بازنشستگی را پشت سر میگذارند. کار سخت است و هر نانوای جوانی حاضر نیست تا کمر توی تنور زمینی خم شود و ۳۰ سال آسیب پای تنور نشستن را به جان خریدار باشد.
انتهای بازار قدیمی فرش مشهد (همان بازار بزرگ مشهد قدیم) بیشاز ۴۰۰ سال است که بزرگترین حمام عمومی ایران را در دل خود جا داده؛ حمام وقفی «مهدیقلیبیک» که ۳۶۵ سال در آن برای پاکیزگی مردم، آب جاری بود. حمامی که در دوره صفویه (شاه عباس اول) به وسیله مهدی قلیبیک، میرآخور و مسئول اصطبل اسبهای شاهعباس ساخته و وقف حرم امامرضا (ع) شد.
کوچه پس کوچههای پایینخیابان را مثل کف دست میشناسد. از روزی که ساختمان حاجیلته سر به آسمان برد و خودش را از خانههای نقلی محله بالاتر کشید را به یاد دارد تا حالا که محله پایینخیابان هزار تکه شده است. محمود ناظرانپور متولد و بزرگ شده محله پایینخیابان است و این هفته با خاطرهگوییهایش ما را به پایینخیابانی میبرد که قزلباشان هرصبح در میدانگاهی نزدیک نوغان مراسم صبحگاه برگزار میکردند و هندیها برای خود کوچهای مخصوص در نزدیک حرم مطهر داشتند. با خاطرههای ناظرانپور به خانهها، کوچهها و کاروانسراهایی میرویم که شاید امروزیهای محله پایینخیابان از وجود این مکانها خبر ندارند.
نخستین خبر مکتوب را «اربلی»، نویسنده کتاب «کشف الغمه فی معرفه الائمه»، نوشته است که عمر آن به قرن هفتم هجری قمری می رسد. او در سطرهایی، ماجرای مسافری را حکایت می کند که شبانه وارد حرم می شود و از خادمان آستانه طلب چراغ می کند، اما هیچ نبوده تا به دستش دهند.
ساکنان نخستین قلعه آبکوه، کشاورزانی بوده اند که مأموران آستان قدس رضوی، آن ها را از ولایات اطراف می آوردند تا روی زمین های آستانه کار کنند. در این میان آستانه مقرر می کند که مردم در ازای سرپناه و کشت در زمینها هر ساله یک دهم محصول برداشتی خود را به آستانه بدهند.
«قرآن قدس» که قدیمیترین قرآن دارای ترجمه در جهان اسلام است و اکنون در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود، ازجمله نمونههای نفیس ترجمه به یادگار مانده از قرون اولیه اسلامی است.