امید12، کوچهای 20متری است که از زمان بازگشایی مسیر بزرگراه شهید سردار حاج قاسم سلیمانی رفت و آمد خودروها در آن زیاد شده است.به همین دلیل سالمندان و کودکان بهسختی از عرض کوچه گذر میکنند.
تعزیه، اعتقادهای مذهبی و مسائل اجتماعی و فرهنگی را به شیوهای هنرمندانه در هم آمیخته و نگرشها و باورهای سنتی مردم را به نمایش میگذارد.» این را حسن پاکزاد از هیئت متوسلین به امام زمان(عج) میگوید که 34بهار از زندگیاش گذشته است و در 14سال آن بهطور جدی تعزیهخوانی کار کرده است.
وقتی برای اولین بار او را دیدیم، با خودمان گفتیم واقعا گزینه مناسبی برای نقش شمر است. قیافهای جدی با ریشهای بلند و ابروان در هم کشیده.
بعد از محله مشهدقلی، سهراه دانش پرجمعیتترین محله توس 71 تا 95 محسوب میشود که به نوعی شلوغ است. این محله بافت جمعیتی مهاجر دارد و در سالهای اخیر بر تعداد مهاجرانش افزوده شده است. این مهاجرت به دلیل وجود زمینهای بایر در انتهای سه راه دانش شکل گرفت که مردم از شهرستانهای اطراف آمدند و ساکن شدند. زمینهای خالی زیادی در این محدوده وجود داشت که برای سکونت و ایجاد کسب و کار مناسب بود و کمکم رونق گرفت.
خانهموزه حکام در خانه داروغه بعد از اعلام رسمی ستاد مبارزه با ویروس کرونا درباره بازگشایی مکانهای تفریحی و گردشگری افتتاح خواهد شد.
سکونت مردم مشهد در محله کوشش از اوایل دهه چهل شروع میشود. ساکنان اقشار متوسط جامعه هستند که اغلب به واسطه کارخانه نخریسی، فرودگاه و گاراژها در منازل 250 متری سکونت دارند. اواسط دهه 50 محله کوشش از سوی شهرداری مشهد قطعهبندی و آسفالت میشود و هم زمان قانون ممنوعیت تردد خودروهای سنگین در اطراف حرم مطهر اجرا و گاراژهای خیابان امام رضا به محله کوشش منتقل میشود.
کرکراقخانه مکانی بود که در آنجا پوشاک مورد نیاز پس از خریداری نگهداری میشد و به کسی که وظیفه خرید و حفظ و نگهداری پوشاک و اهدای آنها به افراد مختلف و مستحق را در این مکان برعهده داشته، کرکراق یا صاحب جمع کرکراقخانه گفته میشد. موقعیت مکانی کرکراقخانه بهطور دقیق مشخص نشده است، اما از آنجا که در اسناد، این مکان بهعنوان زیرمجموعه بیوتات آستانه معرفی شده است، بنابراین میتوان گفت که این مکان در مجموعه اماکن متبرکه آستان قدس واقع بوده است.
بلدیه ازجمله نهادهای جدیدی بود که فعالیتش را از دوره مشروطه آغاز کرد و در دوران رضاشاه هم گستره خدماتش رو به فزونی گذاشت؛ از شهرسازی و نظافت شهرها بگیرید تا تأمین احتیاجات آنها و توجه به بهداشت عمومی.
اسناد باقیمانده از آن دوران هم گواهی میدهد که بلدیه برای سروسامان دادن بـه وضعیت بهداشت جامعه، تلاشی جدی صورت داده است.
عسکریه مانند دیگر بناها و مدارس مرحوم عابدزاده است که در شکلگیری عقاید سیاسی و مذهبی و هویتبخشی به بافت تاریخی که در آن واقع شده نقش مهمی داشته و دارد. همین امر هم مسئولان میراث فرهنگی استان را مجاب به ثبت آن در فهرست میراث ملی کرد.
در محله پایینخیابان و در خیابان شوشتری8 کوچهای وجود دارد که زمانی محل برووبیای محله بود. شاید امروز از هویت قدیم آن چیزی باقی نمانده باشد، اما هنوز هم در میان مردم به نام بزرگ و خیر محله آن زمان، حاجابرام (ابراهیم) شناخته میشود. طبق گفته بزرگترها و قدیمیها، این کوچه قدمت دویستساله دارد و ابتدای کوچه هم حمام معروف حاجابرام قرار داشته که خودش این حمام را ساخته و وقف کرده بود.
سالهای 1363 و 1364 هر چهاربرادر همزمان در جبهه بودیم. من و محمود عضو واحد اطلاعات عملیات بودیم. البته من بهدلیل علاقه زیاد، از همان سال1362 که به جبهه رفتم، آموزش غواصی دیدم و در لشکر5 نصر بهعنوان غواص برای شناسایی میرفتم. 2برادر دیگرم نیز عضو واحد تخریب بودند، اما هیچوقت هیچکداممان در یک منطقه و کنار هم نبودیم. به همین دلیل تلفنی و برخی وقتها هم در مرخصیهای چندروزه یا از رزمندههای دیگر احوال هم را جویا میشدیم.
بخش درخور توجهی از ساختمانها و خیابان چمن ۲۸ تا دهه ۵۰ جزو باغ سرسبز و بزرگی بوده که اهالی محله کوی کارگران اوقات فراغت خود را در آن میگذراندند.
اگرچه این قرارگاهها در وسعت و فواصل نزدیک به هم و در بخشهای سنگر فرماندهی، واحدهای پشتیبانی و رزمی، تدارکاتی و ایستگاههای صلواتی بازسازی شده است ولی تا حدود زیادی توانسته موقعیت و اهمیت این مراکز مهم و اساسی را در هدایت عملیاتها در دوران دفاع مقدس به نمایش بگذارد تا بازدیدکننده بتواند آن روزها را در ذهنش مجسم کند. جباری میگوید، عملیات کربلای5 یکی از مهمترین عملیاتهای دوران دفاع مقدس به شمار میرود که رزمندگان خراسانی در آن نقش اساسی داشتند و تعداد زیادی از نیروهای دشمن تلف شدند و غنایم جنگی زیادی به دست آمد.
«محمدحسین پارسایی دامن سبز» متولد ۱۳۰۲ در زابل بود و هرچند که سه چهارم عمرش را در آن خطه گذرانده بود، اما چارک آخرش را ساکن شهرک ابوذر شده بود تا لقب کهنسالترین ساکن این شهرک را در اختیار گیرد. بارها از طرف افراد مختلف پیشنهاد گفتگو با وی داده شده بود، اما هر بار به دلیلی یا دستور سردبیر برای پرداخت به سوژهای زماندار یا تنظیم نشدن زمان وی با کارهای من و در این اواخر بیماری چندین و چند ماهه او این دیدار وگفتوگو محقق نشد تا اکنون مجبور شوم برای دانستن درباره اویی که لقب کهنسالترین فرد ساکن شهرک ابوذر و همچنین آخرین بازمانده قیام «یاعلی» سیستان را در اختیار داشت، در مراسم ختمش به سراغ خانوادهاش بروم.
در قدیم امنیت و حفاظت از اموال عمومی و خصوصی، اقتضا میکرد اطراف شهر برج و بارو داشته باشد و تردد تنها از معابر مشخصی انجام شود. این معابر همان دروازههای شهر بودند. مشهد قدیم در دوره افشار، 8 دروازه داشت؛ تقریبا برای هر محله، یک یا دو دروازه تعبیه شده بود و همه این دروازهها محل آمد و شد بودند، به جز یکی!
غلامحسین مولایی که بیش از نیمقرن از سالهای عمرش را در سیمتری دوم احمدآباد ساکن بوده و روایتهای بسیاری از دهه30 و 40 این محله دارد، میگوید: در حاشیه خیابان احمدآباد از خیابان پاستور بهسمت تقیآباد مکانی بود برای تربیت اسبهای ارتش و شاه که به آن «بخش سیلمی» میگفتند. بیمارستان قائم(عج) هم در آنزمان که ما به این محله آمدیم هنوز وجود نداشت و یکی دو سال بعد گودبرداری شد. وقتی آن را ساختند اول نامش شهناز بود، سپس فرح، مصدق و بعد هم قائم(عج) نام گرفت.
شاید اگر این بنا که براساس شواهد بیش از ۷۰۰ سال عُمر دارد، متعلق به فرنگیها بود، جدا از اینکه بنا را لایِ زرورق نگه میداشتند و به حال و روزش میرسیدند، که کرور کرور گردشگر از سرتاسر دنیا برای دیدن آن شال و کلاه کنند.
حمامی قدیمی در کوچه شهید محسن کاشانی۸ به نام حمام باغ قرار داشته که ابتدای دهه70 تخریب و جای آن را بوستان سرسبزی گرفته است. روبهروی حمام گودالی بوده است که به آن «گوشله» میگفتهاند و کودکان در این گودال بازی میکردهاند. آبانباری نیز در نزدیکی حمام قرار داشته که دیگر اثری از آن نیست و جایش ساختمان ساخته شده است.
همه شهرها از بناها و عمارتهای قدیمیشان هویت میگیرند؛ بناهایی که شاید دیگر اثری از آنها باقی نمانده باشد؛ مانند بازار بزرگ مشهد که بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر حضرت رضا(ع) شکل گرفته بود. در این بازار بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی وجود داشت و نام هر بازار از شغل آن گرفته میشد؛ همچون بازار حکاکها، سنگتراشها، مسگرها، کفاشها، آهنگرها و... . این بازار بزرگ قدیمی در دورههای مختلف تخریب شد و فقط بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد بهجای مانده است.
کوچه امام خمینی40(ره)، یکی از خیابانهای قدیم مشهد است که حدفاصل چهارراه لشکر و میدان دهدی قرار دارد. این خیابان پشت دروازههای ارگ مشهد قرار داشته که با گسترش شهر از ابتداییترین خیابانهایی است که احداث شده است. امام خمینی(ره)40 که به خیابان جهاد2 منتهی میشود، بیشتر مسکونی است و ظاهری از خانههای قدیمی در آن به چشم نمیخورد.
منطقه قلعه ساختمان را شاید بتوان یکی از قدیمیترین محلهها در شهر مشهد نامید. محدودهای که سالها پیش از انقلاب به گفته قدیمیها، دارای چند قلعه بزرگ بوده و اندک ساکنان این منطقه داخل این محدوده روزگار میگذراندند. با گذشت زمان مردم کم کم از این قلعهها بیرون میآیند و در خانههای خشتی ساکن میشوند. با شروع انقلاب این خانهها بیشتر میشود و این سوی شهر هم کم کم با افزایش جمعیت رونق میگیرد. این محله پرسابقه و قدیمی حالا ساکنانی دارد که بیشتر سالهای زندگیشان را اینجا گذراندهاند و خاطرات زیادی از آن دارند.