سال۵۶ به صورت مخفیانه کلاسهای ایدئولوژیک در زیرزمین خانه پدربزرگم زیر نظر استادان روحانی به نام حجتالاسلام نقره و حجتالاسلام فرجام برای تعدادی از جوانان و نوجوانان انقلابی برگزار میشد.
شهربانو سلیمانی که دو فرزند شهید دارد و یک جانباز میگوید: چه دلی داشتم که جواد و مهدی و محمود هرسه با هم به خط مقدم رفتند. انگار یکی چنگ میانداخت توی قلبم و فکر و خیال دست از سرم برنمیداشت.
فرخلقای نداف، مادر شهید اکبر خراشادی، بانویی انقلابی است که همیشه پا به پای همسر و فرزندانش در رویدادهای انقلاب شرکت داشته است.
«محمد حسنزادۀحقیقی»، جانباز مشهدی، بعد از جنگ، سنگر را رها نکرده و در عرصههای مختلف به مبارزه با ناملایمات فرهنگی رفته است. گاه با برپایی کلاس قرآن، گاه با تفسیر، گاه با قرائت زیبای کلام خدا و گاه با خطاطی.
۲۸ آبان مصادف با عید غدیر، بزرگترین راهپیمایی مردم مشهد رقم میخورد. فردای این روز، اما درگیری و تعقیبوگریز چند مأمور و مردم، به تیراندازی در بارگاه علیبنموسیالرضا (ع) منجر میشود
پارک وحدت، گودال زابلیها، چهارراه قهوهخانه عرب، حسینآباد کرمانیها و... محلهها و مکانهایی در محدوده شهری منطقه هستند که پیش از انقلاب و اوایل آن وجود داشتند.
تغییرات محلههای منطقه 6 پس از انقلاب اسلامی فقط به عوض شدن نام معابر اصلی و فرعی خلاصه نمیشود.
گزارشی تاریخی و مستند درباره پیشینه ۱۰۸ ساله یکی از محلات محروم مشهد که برای اولینبار اطلاعاتش منتشر میشود.
حاج محمدرضا آتشبار از ۱۸ سالگی مداحی و روضهخوانی را شروع میکند و، چون در این زمینه ریشهای خانوادگی دارد میتواند به موفقیتهایی خوبی دست یابد و در محضر مقام معظم رهبری نیز به ذکر مصیبت بپردازد و مورد تشویق قرار گیرد.
عباس غلامی را میتوان یکی از پیامآوران انقلاب در محله فردوسی دانست. او که در دهسالگی بهدلیل شغل پدر به شهر مهاجرت میکند، همانجا با انقلاب آشنا شده و بعداز آن، هممحلهایهای قدیمی خود در محله فردوسی را نیز با انقلاب آشنا میکند.
سرهنگ علیاکبر مظفری خلبان هواپیماهای شکاری، بهمن سال ۵۷ در بوشهر با همراهی تعدادی از همکارانش، پایگاه نیروی هوایی این شهر را تصرف میکنند و رویدادی تاریخی رقم میزنند.
هفت شماره تماس در اختیار داریم که همه از خانواده شهدای دهم دیماه هستند. شهدایی که اکنون خانوادههای آنها در منطقه یک مشهد ساکن هستند.
مهدی شایاننیا فعالیتهای انقلابیاش را با یکباررفتن به بیت آیتالله شیرازی بههمراه دو برادر بزرگترش آغاز کرد، بعداز آن دیگر هیچگاه انقلاب را تنها نگذاشت.
احمد بدیعیگلمکانی، سومین نسل از یک خانواده مبارز انقلابی است. مبارزهای که از انقلاب مشروطیت شروع شد و تا سرنگونی حکومت پهلوی ادامه یافت.
۲۹ آبان تا ۱۰ دی ۵۷، انقلابیترین روزهای مشهد رقم خورد. در فاصله ۲ تا ۹دیماه اتفاقهای زیادی در مشهد رخ داد. ۳ دی کارکنان دادگستری به مردم پیوستند.
ماشاالله نیکفرد در تظاهرات ۹ دی ۵۷ به شهادت رسید و پسرش حسن نیکفرد در عملیات ثامنالائمه (ع) جنگ تحمیلی پرکشید. وقتی حسن برای رفتن به خدمت سربازی اقدام کرد، به او گفته بودند شما میتوانید معافیت بگیرید، اما او قبول نکرد.
نیره آلسیدان دختر دانش آموز جوان و انقلابی است. او همسر شهیدش سیدعلیاکبر رضوی، دانشآموز و طلبه جوانی است که با سن کم، وارد فعالیتهای انقلابی میشود و درجریان سالها مبارزه، حرکتهای انقلابی بسیاری را هدایت و رهبری میکند.
یک روز که محمدهادی حسینی به همراه پدر در حیاط مسجد ایستاده بود، آیتالله سبزواری میگوید: «در آینده این کودک، روزهای خوبی میبینم. مراقب او باشید؛ او یکی از سربازان امامزمان (عج) است.»
فاطمه نیک خورمیزی بانوی انقلابی محله هنرور میگوید: روزی مادرم انباری را تمیز میکرد و برحسب کنجکاویام، کتابها را ورق میزدم که چشمم به عکسی افتاد. عکس، زمینه سبزرنگی داشت. عکس را به مادرم نشان دادم و پرسیدم این فرد کیست؟
خیابان بخارایی حدفاصل میدان احمدآباد و میدان فلسطین، یکی از فرعیهای خیابان احمدآباد است که در اولین روزهای انقلاب به نام محمد بخارایی تغییر کرد. کسی نام قبلی این خیابان را نمیداند.