نصرت، دختر مزرعهدار متمول تایبادی بعد از ازدواج زندگی سختی را تجربه میکند. او مدتی به تهران میرود و در کوره آجرپزی کار میکند اما نهایت دست سرنوشت او را بیبی حمومی محله جانباز میکند.
«حسین ارشادی» که سابقه ۳۵ سال فرهنگیبودن را دارد و اکنون مدیر مدرسه سبحان در حاشیه وکیلآباد است، اولین صندوق وام فرهنگیان در مشهد را راه اندازی کرده است.
ربابه کاشانی بیش از ۴۰ سال از عمر خود را به آموزش کودکان و نوجوانان گذرانده است. او کار معلمی را از روزهای سخت اوایل انقلاب شروع کرده است.
حاجابوالقاسم حسینزاده است در پی آشنایی با یک طلبه وارد مسیری انقلابی شد و سرگروه محافظان شخصیتهای انقلابی شد.
محمدعلی آینهچیان از اهالی قدیمی محله فرهنگیان و معلم سالهای پس از انقلاب، مجری صدا و سیما در دهه اخیر و تریبوندار راهپیمایی ۲۲ بهمن است و از سالروز پیروزی انقلاب اسلامی خاطرات فراوانی دارد
«محمود غدیریکنارگوشه»، پیرمردی در مرز ۸۰ سالگی است. زمانی زراعتکار موفقی بوده است و در سالهای اخیر، به شغل قنادی میپردازد و از قنادهای معروف منطقۀ پنجتن است.
یکی از کارهایی که قبل از انقلاب در مسجد صاحبالزمان (عج) انجام میشد، دعوت و پاسخگویی به گردشگران غیرمسلمان بود.فقط در ۲ سال ابتدایی دهه ۵۰ از میان ۲۰۰ توریست، ۷۲ نفر مسلمان شدند.
مسجد قائم (عج) در زمان انقلاب و همچنین ۸ سال دفاع مقدس فعالیتهای کلیدی را در مشهد عهدهدار بود.
داستان شکلگیری مسجد کرامت را باید از یک تغییر رویه سیاسی در برخورد با دستگاه حکومت شروع کرد.
آقاسیدحسین، ساکن محله شاهد، پدر شهید سیدجعفرهاشمیمهنه است که با وجود آنکه در ارتش شاهنشاهی خدمت میکرده است، از تبلیغ دین دست نکشیده و همواره بر ترویج آن اصرار کرده است.
مشهد در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی شاهد فجایع و وقایعی بود که تنها در اعلامیهها و اخبار روزنامهها منعکس شدهاند. حوادث آذرماه و ۹ و ۱۰ دی ماه مشهد که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم شد، موجب شد تا چهره واقعی حکومت پهلوی شناخته شود.
کوچه آیتالله شیرازی ۹ که قدیمیها آن را با نام «آبمیرزا» میشناسند بهدلیل سکونت افرادی برجسته در طول زمان، دارای اهمیتی ویژه در تاریخ شهر و حتی کشور است.
خدیجه غلامپور، مادر شهید «حسن بیناباجی» میگوید: سالها بعد از شهادتش یکی از دبیرهای دختر کوچکم که با حسن در یک مدرسه درس خوانده بود، وقتی میفهمد دخترم، خواهر شهید بیناباجی است، میگوید همان زمان دانشآموزان انقلابی شناسایی شده بودند و اسامی برخی که فعالتر بودند در فهرست ترور قرار گرفته بودند.
بعد از حادثه طبس بود که دولت برای اینکه گروگانها در یک شهر متمرکز نباشند، به پخش کردن آنها در شهرهای مختلف کشور اقدام کرد. اتاق بازرگانی مشهد در خیابان ارگ یکی از مکانهای در نظر گرفته شده برای مخفی کردن آنها بود.
شاید بهترین معرفی برای این مسجد همانی باشد که آیتالله خامنهای در خاطراتشان میگویند: اولین بار امام جماعت مسجدی بودم به نام امام حسن مجتبی (ع). نزدیک منزلمان بود و در خیابان نسبتا خلوت
حسین جنگی، کهنهسرباز ساکن محله کلاهدوز یکی از سربازانی بود که در عاشورای سال۱۳۳۷ همراه با دسته ارتش به صف عزادارن پیوست.
علاقه به شنیدن سخنرانیهای سیاسی، باعث میشود هر روحانی مبارزی که در کشور پای منبر میرود، علیاکبر جهان فوری بهدنبال پیدا کردن نوارش بگردد. او ۱۴۰ نوار از سال ۱۳۴۳ به بعددرمورد مبارزه انقلاب جمع کرده است.
خاطرۀ شیخ احمد کافی برای بیشتر آنهایی که او را درک کردهاند و میشناسند، خلاصهشده در نوارکاست سخنرانیهایش که آن روزها حسابی طرفدار داشت و دست به دست بین مردم میچرخید.
حجتالاسلام محرابی، یکی از فعالان انقلابی محله بهشتی از سال ۱۳۴۷ در نجف اشرف با امام راحل آشنا شد.
موتورسواری با دو سرنشین به تعقیب شهید کامیاب پرداختند و در تقاطع خیابان راه آهن (خیابان شهید کامیاب فعلی) و خیابان خواجه ربیع، در حالی که سرعت ماشین کم شد، دو گلوله به وی شلیک کردند.