انقلاب - صفحه 10

سبحان ایراندوست، ارتشی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچ‌وقت فراموش نکند.
نبض شاعری محمدعلی روحانی‌نژاد در ۸۲ سالگی هم می‌زند. او اشعاری در قالب مناجات، هشدار، موعظه و مدح و ثنای رسول اکرم و ائمه اطهار سروده است و سال ۱۳۸۵ آنها را در قالب کتابی به چاپ رسانده است.
روایتی از زندگی جانباز غلامحسین صفایی، شهید زنده و صاحب نشان مشهد الرضا (ع) که بعد از پایان جنگ همچنان در مسیر انقلاب است.
حسین ارشادی عکاس و گرد آورنده عکس‌های این آلبوم است که شاید لحظه‌های کمتر‌دیده‌شده یا اصلا دیده‌نشده از دلیری‌های انقلابی‌ها باشد.
۱۸ آذر سال ۱۳۵۷ به میدان جلوی شهرداری رسیدیم که ملاحظه شد مجسمه رضاشاه که مدت چهل سال در میدان، سوار بر اسب همچنان استوار بود، با همه استحکامش همچون موم، به دست مردم خرد شد.
غلامحسین لورزئی ارتشی زمان شاه است که مسئول حفظ امنیت نقاط حساسی می‌شود؛ از جمله صدا و سیما و باغ ملک‌آباد که محل اقامت شاه و خانواده‌اش در زمان آمدن به مشهد بوده است.
سیدعلی‌اکبر مستعلی می‌گوید: چند کاسب همدل بودیم که سرگروهی به نام آقای چاووشی داشتیم. هر‌زمان که او می‌خواست به راهپیمایی برود، خبرمان می‌کرد. مغازه‌ام را می‌بستیم و همگی راهی می‌شدیم.
حاج محمد شادکام، پدر شهیدان جواد و محسن که ۸۵ بهار از زندگی‌اش می‌گذرد، بدون ترس از رژیم پهلوی با پسرانش در مسیر انقلاب همراه بود و همیشه به آنچه اعتقاد داشت، عمل می‌کردند.
محمود خادم‌الخمسه می‌گوید: یک‌ربع به غروب آفتاب بود و هنوز نماز ظهر را نخوانده بودیم و دنبال امام (ره) می‌دویدیم. بعد فهمیدیم امام (ره) رفته‌اند به مدرسه علوی.
«حاجی‌گلابچی» در ساخت و پاگیری این مسجد نقشی جدی داشته است تا در روز‌های انقلابی سال ۱۳۵۷ مسجد شجره اصلی‌ترین پایگاه انقلابی مردم محدوده باشد.
آیت‌الله شیرازی در زمره علمایی بود که بعد از سرکوب قیام مسجد گوهرشاد، همراه جمع زیادی از مجتهدان و مدرسان حوزه علمیه مشهد به تبعید فرستاده شد.
بی‌بی‌کبری ثابتی، همسر شهید و آزاده سیاسی، محمدتقی مؤذنی‌زاده (شاپوری)، از بانوان فعال انقلاب اسلامی است که دوشادوش همسرش از هیچ تلاشی در کمک به تحقق انقلاب اسلامی دریغ نکرده است.
میدان راه‌آهن فضایی مناسب برای رد‌و‌بدل کردن اعلامیه‌های امام‌خمینی (ره) و سایر بزرگان انقلابی وقت بین مردم بود. البته کاربری اصلی این محدوده، استقبال از زندانیان و تبعیدیان سیاسی آزاد‌شده بود.
احمد زه‌تاب‌چیان جزو معدود انقلابیون مشهدی است که در همه اتفاقات مهم قیام مردم مشهد مانند واقعه ده‌دی، حمله به حرم امام‌رضا (ع) و اولین قیام زنان مشهد حضور داشته است که خاطرات آن‌روزها را روایت می‌کند.
روزنامه آفتاب‌شرق برای ۸ بهمن، می‌نویسد: بیشتر خیابان‌های اطراف حرم مطهر، دیگر زیر پای تظاهرکنندگان است و همه مسیر‌ها به حرم ختم می‌شود.
یونس نیکو روایت می‌کند: هربار که در تظاهرات شرکت می‌کردم، استادکارم، آقای محمدی، می‌گفت «چه چیزی نصیبت می‌شود که به تظاهرات می‌روی؟»
عباسعلی محمدی، خادم قدیمی مسجد کرامت سند زنده روزهای انقلابی کوچه کرامت است.
در این عکس‌ها می‌توانید روایتی از روزهای پرشور انقلابی مشهد و راه‌پیمایی‌هایی مردم این شهر را مرور کنید.
حادثه ۱۰ دی آن‌قدر برای عبدالحمید اسماعیل‌پور تلخ است که انگار از ابتدای گفتگو قصد دارد همان روز را برایمان تعریف کند، روزی که به چشم خود دید زنان و دختران نوجوانی زیر چرخ‌های تانک به شهادت رسیدند.
مادر شهید چوبدار یک ماه پس از برآورده‌شدن آخرین آرزویش، یعنی دیدار با رهبری دار فانی را وداع گفت و شادمانه به دیدار فرزند شهیدش شتافت.