گزارشی تاریخی و مستند درباره پیشینه ۱۰۸ ساله یکی از محلات محروم مشهد که برای اولینبار اطلاعاتش منتشر میشود.
حاج محمدرضا آتشبار از ۱۸ سالگی مداحی و روضهخوانی را شروع میکند و، چون در این زمینه ریشهای خانوادگی دارد میتواند به موفقیتهایی خوبی دست یابد و در محضر مقام معظم رهبری نیز به ذکر مصیبت بپردازد و مورد تشویق قرار گیرد.
عباس غلامی را میتوان یکی از پیامآوران انقلاب در محله فردوسی دانست. او که در دهسالگی بهدلیل شغل پدر به شهر مهاجرت میکند، همانجا با انقلاب آشنا شده و بعداز آن، هممحلهایهای قدیمی خود در محله فردوسی را نیز با انقلاب آشنا میکند.
سرهنگ علیاکبر مظفری خلبان هواپیماهای شکاری، بهمن سال ۵۷ در بوشهر با همراهی تعدادی از همکارانش، پایگاه نیروی هوایی این شهر را تصرف میکنند و رویدادی تاریخی رقم میزنند.
هفت شماره تماس در اختیار داریم که همه از خانواده شهدای دهم دیماه هستند. شهدایی که اکنون خانوادههای آنها در منطقه یک مشهد ساکن هستند.
مهدی شایاننیا فعالیتهای انقلابیاش را با یکباررفتن به بیت آیتالله شیرازی بههمراه دو برادر بزرگترش آغاز کرد، بعداز آن دیگر هیچگاه انقلاب را تنها نگذاشت.
۲۹ آبان تا ۱۰ دی ۵۷، انقلابیترین روزهای مشهد رقم خورد. در فاصله ۲ تا ۹دیماه اتفاقهای زیادی در مشهد رخ داد. ۳ دی کارکنان دادگستری به مردم پیوستند.
نیره آلسیدان دختر دانش آموز جوان و انقلابی است. او همسر شهیدش سیدعلیاکبر رضوی، دانشآموز و طلبه جوانی است که با سن کم، وارد فعالیتهای انقلابی میشود و درجریان سالها مبارزه، حرکتهای انقلابی بسیاری را هدایت و رهبری میکند.
یک روز که محمدهادی حسینی به همراه پدر در حیاط مسجد ایستاده بود، آیتالله سبزواری میگوید: «در آینده این کودک، روزهای خوبی میبینم. مراقب او باشید؛ او یکی از سربازان امامزمان (عج) است.»
علیاصغر محمدیان سعدآباد میگوید: جوانان آبکوه هر روز به صورت ضربتی وارد خیابانی میشدند و پس از شعاردادن علیه شاه، متواری میشدند این تظاهرات چنان مشهور شده بود که هر شب رادیو بیبیسی آن را اعلام میکرد.
جواد آخوندزاده، قاری قرآن و برادر شهید جعفر آخوندزاده، علاوه بر روایت داستان زندگی برادر شهیدش، خاطرات خوبی هم از مرحوم آیتالله عبدالرضا حائری عباسی دارد.
کوی طلاب محدوده وسیعی است. مسیر اصلی آن، بولوار شهید مفتح است که از محدوده مسکونی به منطقه تجاری تغییر شکل دادهاست.
غلامعلی مرتضایی جدا از تلاشهایی که برای تیم فوتسال و کارخانه فرشآرای مشهد داشته به نوعی تاریخ زنده تاکسیرانی مشهد است.
پری حشمتیفر، مادر شهید نوجوان «مهدی دهستانی» است که فرزندش در نهم دی سال ۵۷ و در روزی که به شنبه خونین معروف است، به شهادت رسید.
در چهارهمین روز آبان، تظاهرات آرامی با حضور پررنگ دانش آموزان و زنان در مشهد برگزار میشود و روزنامه خراسان، آن را چنین گزارش میکند: «تظاهرکنندگان خواستار مجازات عاملین حادثه اسف بار دانشگاه تهران بودند».
حسن هاشمی از جهادگران نسل اول است. نسل اولیها حالا یا بازنشسته شدند یا ادغام در دیگر ادارات. او سال ۶۱ توسط مرحوم آیتالله طبسی در جهادسازندگی منصوب شد.
شهناز جوزینی در کتاب «دخترک پابرهنه»، خاطرات دوران تحصیل، مبارزههای انقلابی و خدمت بهعنوان مشاور مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران اصفهان را به رشته تحریر درآورده است.
در کوچه ما زنی با دو فرزند پسرش به کار تولید بُرس کفش مشغول بود. صبح دهم دی، شاهد بودم که یکی از پسران این خانواده برای شرکت در راهپیمایی عازم مرکز شهر میشد و بعدازظهر نامش در فهرست شهدا بود.
سیدمحمود ستاری، معلم بازنشسته آموزشوپرورش هنر خطاطی را از پدرش آموخته است، او همزمان قاری قرآن است و شعر هم می گوید. او پس از انقلاب سال ها در جبهه حضور داشته است.
منیر خدابخشحصار و محمدرضا قانع زوج جهادی هستند که در سال ۵۸ پشت یکی از میزهای کمیتههای جهاد سازندگی مشهد نشسته بودند؛ یکی کمیته فرهنگی و دیگری کمیته عمران.