کد خبر: ۷۳۸۱
۲۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۰
شهید ضبط بر دوش

شهید ضبط بر دوش

غلام‌رضا قدسی نخستین شهید انقلاب محله آبکوه بود که ۲۶ آبان سال ۱۳۵۷ و در چهارراه شهدا به شهادت رسید. او همیشه در سخنرانی‌های بزرگان انقلاب، ضبطی روی دوشش می‌گذاشت و سخنرانی‌ها را ضبط می‌کرد.

شهید غلام رضا قدسی، بچه محله آبکوه نخستین شهید این محله است که در نخستین راهپیمایی‌های مشهد علیه رژیم شاه معمولا سردمدار گروه بود. در این راهپیمایی ها، گروه‌های انقلابی به صورت ضربتی وارد یک محله می‌شوند و شعار سر می‌دهند و هم زمان با آن‌ها گروهی دیگر در محله‌ای دیگر.

مبارزات قدسی تا روز ۲۶ آبان سال ۱۳۵۷ و در تظاهرات چهارراه شهدا ادامه می‌یابد و در همین روز با شلیک نیرو‌های ساواک به مقام والای شهادت می‌رسد، اما شهادت او به همین جا ختم نمی‌شود و پسر خواهرش علی رضا نیشابوری و پسر برادرش احمد قدسی نیز راه او را در دوران جنگ تحمیلی ادامه می‌دهند و به درجه رفیع شهادت می‌رسند.

غلام رضا قدسی شب ۲۶ آبان سال ۵۷ خواب عجیبی می‌بیند. او باغی پر از گل و درخت و یک نهر آب را در خواب می‌بیند که نمی‌داند چگونه باید از آن بگذرد. از خواب که بیدار می‌شود، مدام همسرش را صدا می‌زند؛ «خواب عجیبی دیدم... ممکن است فردا اتفاقی برای من بیفتد.مواظب دخترمان باش.»

همسر در حالی که دلش آشوب است، می‌گوید: «ان شاءا... اتفاقی نخواهد افتاد.»، اما روز ۲۶ آبان انقلابی‌ها سر چهارراه شهدا نزدیک منزل آیت ا... شیرازی نخستین راهپیمایی علنی ضدرژیم را شروع می‌کنند. از چند روز پیش قدسی هم از این برنامه باخبر شده است. صبح زود، به خانه محمد کاظم چوبدار، هم محله‌ای اش که او هم فعال انقلابی است، می‌رود تا برنامه‌های آن روز را بچینند.

وقتی برمی گردد، همسرش می‌بیند که تبر کوچکی را لای دستمالی پنهان می‌کند و در جیبش می‌گذارد. شهید قدسی می‌گوید: «امروز قرار است عده‌ای چماق به دست راهپیمایی ما را بر هم بزنند، ما هم باید وسیله‌ای برای دفاع داشته باشیم.» وقتی همسرش می‌بیند جان مردش در خطر است، برای جلوگیری از رفتن او در را قفل می‌کند، اما درنهایت به رفتن او رضایت می‌دهد.


مردم، جنازه‌ها را بردند

خواب شهیدقدسی با اصابت گلوله کلت رژیم به سرش تعبیر می‌شود؛ وقتی در حال شعار دادن است که: «بگو مرگ بر شاه و درود بر خمینی!»
صغری قدسی خواهر شهید تعریف می‌کند: جمعه ۲۶ آبان منوچهر رزاقی، غلام رضا قدسی و محمد نبی مبارز به شهادت رسیدند و بعد‌ها آن‌ها را نخستین شهیدان انقلاب نامیدند.

او  ادامه می‌دهد: آن روز مردم جنازه‌های هر سه شهید را بر می‌دارند تا به دست رژیم پهلوی نیفتد. جنازه شهیدان رزاقی و مبارز را به خانه آیت ا... شیرازی می‌برند و جنازه شهید قدسی را روی حصیری گذاشته و به منزل آیت ا... قمی می‌برند.

 

شهید ضبط بر دوش


این نوار را گوش کنید

غلام رضا سر نترسی داشت. زمان حکومت نظامی و حتی زمان‌های شلوغی خیابان که خیلی‌ها جرئت چسباندن اعلامیه و توزیع آن را نداشتند، راهی کوچه‌ها می‌شد و اعلامیه‌ها را بر در و دیوار محله آبکوه سعدآباد می‌چسباند.

همسرش که آن روز‌ها خیلی نگران بود، بار‌ها نزد من آمد و از فعالیت‌های همسرش گلایه کرد تا اینکه یک روز غلام رضا را برای صحبت به خانه ام دعوت کردم و با او کلی حرف زدم تا متقاعد شد برای اینکه بتواند مدت زمان بیشتری در خدمت انقلاب باشد، کار‌هایی را که خطر بیشتری برای جانش دارد، شبانه و در خفا انجام دهد.

غلام رضا همیشه در جلسات سخنرانی‌های بزرگان انقلاب، ضبطی روی دوشش می‌گذاشت و سخنرانی‌ها را ضبط می‌کرد. بعد هم نوار‌های کاست را پر می‌کرد و در خانه‌های مردم می‌انداخت. روی نوار‌ها می‌نوشت: «خواهشا این نوار را گوش کنید و بعد به دست فرد دیگری برسانید.» این فعالیت‌ها به قدری زیاد بود که مردم محله آبکوه سعدآباد، او و محمدکاظم چوبدار را به عنوان کلیدی‌ترین انقلابی‌های محله می‌شناختند.

برادرم از این قبیل فعالیت هایش به ما چیزی نمی‌گفت، اما یک روز که اتفاقی نوار کاستی به دستم افتاد و متوجه دست خط او روی نوار شدم، در این باره از او پرسیدم. اعتراف کرد که توزیع نوار‌ها کار او و همراهان انقلابی اش است که برای تکثیر آن در خیابان بابک فعالیت می‌کردند.


وصیت‌نامه شهید محمدکاظم چوبدار

محمدکاظم چوبدار مبارزی انقلابی و از مؤسسان بسیج محله آبکوه بود. با همان آموزه‌های انقلاب قد کشید و در سال ۱۳۵۹ عازم جبهه شد و ۴۰ روز پس از حضور در منطقه ایلام غرب به درجه رفیع شهادت رسید. او در وصیت‌نامه‌اش می‌گوید: «فرزندانم را با سلاح و تکنیک‌های جنگی آشنا کنید. چون به سن بلوغ رسیدند به آن‌ها بگویید سلاح بر خاک افتاده‌ام را بگیرند و راهم را که مبارزه با مستکبران جهان است ادامه دهند.» 


این گزارش شنبه  ۹ بهمن ۱۳۹۵ در  شماره ۲۳۱ شهرآرا  محله منطقه یک چاپ شده است

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام