فرهنگسرای «شاهنامه و حماسه» مخاطبانی از سراسر شهر دارد. این فرهنگسرا امروز به یکی از پایگاههای فرهنگی فعال برای آشنایی کودکان و نوجوانان با شاهنامه، حماسه و ریشههای هویتی ایران تبدیل شده است.
اینجا خانه کودک و شاهنامه است. جایی که کودکان با قهرمانان جدیدی آشنا میشوند. در این خانه، کودکان مردعنکبوتی و بتمن را فراموش کرده و با رستم و سهراب یعنی قهرمانان بومی دوست میشوند.
عیسی صادقیزاده میگوید: اولینبار بعد از فوت نابهنگام مرحوم پدرم که خیلی دوست داشت آرامگاه فردوسی را ببیند، به این مکان رفتیم. لحظهشماری میکردم و اشعاری از شاهنامه را که هنوز حفظ بودم، میخواندم.
سیدقاسم سیدیمقدم، نقالی را با نمایش سربداران در اوایل انقلاب، زمانیکه مفاهیم انقلابی و حماسی رونق خاصی داشت، شروع میکند و سالهای سال به قول خودش سایر اجراهای هنری را در رشتههای متفاوت هنری تجربه میکند.
امیرارسلان کلانتر در جشنوارههای مختلف به اجرای نقالی پرداخته و مقام کسب کرده است. او چهار دوره در المپیاد ریاضی ساسمو سنگاپورشرکت کرده و سه مدال نقره و یک مدال طلای این مسابقات علمی را کسب کرده است.
حلما قلیزاده توانسته است مقام نخست شاهنامهخوانی را در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ در ناحیه ۲ آموزشوپرورش به دست بیاورد. میگوید: بعد از اجراهایم، دختران و بانوان بسیاری میآیند و میپرسند که چطور میتوانند نقالی را شروع کنند.
انس با قرآن برای سیدعلی از سهسالگی آغاز شد؛ هنگامیکه در برنامه کودک تلویزیون اذان پخش میشد و او آن نوا را آنقدر دوست داشت که هنوز در خاطرش مانده است. او حالا حافظ یازدهجزء قرآن است.
قهوهخانهدار نزدیک در ورودی، بالای تخت چوبی و قالیچه مخصوص خودش مینشست. یک تشتک برنجی کوچک برای ریختن پول و یکی هم برای جمعآوری «پَته» در کنار دستش میگذاشت.
دختران کلاس ششم مدرسه شهیدجعفری گلشهر نهتنها بیش از صدبیت شاهنامه فردوسی را حفظ کردهاند، که این ایده سرآغاز مطالعه، پژوهش و رؤیاپردازی این دختران برای آیندهای درخشان شده است.
خانهای در کنار خانه ابدی فردوسی، به افتخار کودکان و برای پیوندشان با پشتوانه غنی ادبی ایران، «کودکوشاهنامه» نام گرفته است. کودکان محله فردوسی به این خانه پناه میآورند و با داستانهای شاهنامه آشنا میشوند.
مرسانا هنرش را خرج مادربزرگها و پدربزرگها میکند. میگوید: وقتی میخواستم موسیقی را شروع کنم دنبال یک ساز سنتی بودم. بعد هم متوجه شدم سازهایی را که با آرشه باشد، بیشتر دوست دارم.
آتنای یازدهساله، نوجوان محله سیدی میخواهد نقالی برجسته در کشور شود.
محمد صادقزاده نقال آرامگاه فردوسی است. او از ۲۱ سال قبل، مجاورت و انس با فردوسی را به کار در اداره و کارمندی ترجیح داده و به قول خودش عدالت خواهی و بخشندگی فردوسی پایندش کرده است.
یکی از اهداف نازنینزهرا سطانیپور این است که اسلام را به شیوه روایتگری برای انگلیسیزبانها معرفی کند.
فیروزه خراسانی هم کارشناسی ارشد ادبیاتفارسی دارد و هم موسیقیدان و عاشق شاهنامه است. او شاهنامهخوانی را با ریتم، موسیقی، بازی، نمایش، نقاشی و عروسکسازی به بچهها میآموزد.
یک روز که برای نقالی آنیتا در شبکه استانی خراسان به آرامگاه فردوسی رفته بودیم، کارگردانی از شبکه سراسری جامجم هم برای پخش یک برنامه زنده آنجا بود.
شاهنامه بیشترین مخاطب بزرگسال را میان صد جلد کتاب کتابخانه نواب صفوی دارد؛ مخاطبانی که اغلب بهمناسبت شب یلدا یا سال تحویل شاهنامه را به امانت میبرند.
در ذهن ما معمولا نقالان، سالخورد هستند، اما دانشآموزان دبستانی در همسایگی آرامگاه فردوسی، تصویری جدید و زیبا از شاهنامهخوانی و نقالی برایمان ساختند.
شقایق شاهنامهخوان قهاری است که نقالیهای هفتخانش حرف ندارد . نقالی کردن تنها هنر او نیست و در تئاتر و موسیقی و قرائت قرآن هم فعالیت میکند. خوشصحبت است و استوار و حماسی حرف میزند و میگوید: از بچگی به کتاب علاقه زیادی داشتم، حتی وقتهایی که بیرون میرفتیم به مادرم میگفتم بهجای اسباببازی و خوراکی، برایم کتاب بخر.
مونا لوخی متولد 1389 و ساکن محله شهید قربانی است و دبستان غیردولتی شکوفههای انتظار درس میخواند. او یک برادر دارد که پنج سال از خودش بزرگتر است و در رشته مکاترونیک هنرستان مشغول تحصیل است. همچنین دو خواهر دوقلو دارد که پنج سال از خودش کوچکترند. میگوید: «عاشق شعر خواندن هستم و این عشق سبب شده است در نقالی هم موفق باشم. معلمها هم بیتأثیر نیستند. خانم بیات، معلممان، هم تشویقم کرد تا در مسابقات در رشته نقالی شرکت کنم.»