وکیل‌آباد

بولوار وکیل‌‏آباد به همت حاج‌حسین ملک پا گرفت
طبق نقشه سال‌۱۳۴۶‌، خیابان وکیل‏‌آباد از میدان ملک‏‌آبادآغاز می‏‌شده اما بخش اصلی این جاده از فلکه پارک تا سه‌راهی طرقبه و شاندیز امتداد یافته و در همان سال‏‌های نخست ساخت این معبر نیز بخش نخستین آن «احمدآباد» خوانده می‌‎شده است.
کوچه فرهنگی‌ «شریف»
خیابان شهید ستاری ۴/۴ یکی از معابر فرعی محله شریف است. این خیابان در محل باغ‌های قدیم وکیل‌آباد واقع شده است؛ باغ‌هایی که بقایای آن در برخی معابر اطراف به چشم می‌خورد، اما در این خیابان، خبری از زیبایی آن‌ها نیست.
روایت‌های عجیب اهالی از مسجد چندصدساله آبکوه‌
دیوارهای برج که به‌مرور زمان خراب می‌شود، در برج را هم برمی‌دارند. پدر آقای فتحی که نجار است، از این در چوبی بزرگ، برای مسجد در می‌سازد.
گذر تاریخ در باغ وکیل‌آباد؛ از اتراق روس‌ها تا قتل‌های سریالی
باغ وکیل‌آباد به عنوان بزرگ‌ترین تفرجگاه شهر مشهد از گذشته تاکنون، محل رویداد‌های فراوانی بوده است.
میدانی که اعدام شد!
میدان عدالت مشهد یا آن‌گونه‌که اغلب مردم این شهر از آن نام می‌برند، «میدان اعدام» یکی از این دست تغییرات است که در طول زمان هر سه عامل، در دگرگونی‌های صورت‌گرفته در آن مؤثر بوده‌است. تغییر نامی که البته مانند بسیاری از موارد مشابه در مرتبه‌ای مورد پذیرش عام قرار گرفته و در مرتبه دیگر از این پذیرش برخوردار نبوده است تا تقریبا هیچ‌کس از آن محدوده به‌عنوان دروازه پایین‌خیابان یا در لهجه مشهدی «دروازه‌ته‌خیابون» یاد نکند و کمتر‌کسی هم آن را میدان «‌عدالت» بداند، اما همگان آن را به میدان «اعدام» بشناسند، گویی که هویت خود میدان هم برای همیشه در آن اعدام شده است.
هیئت ۱۰ نفره نوجوانان بعد از 18سال 2هزار شرکت‌کننده دارد
مسعود بهروزیان حدود سال89 که نوجوانی هجده‌ساله و از اعضای فعال هیئت بود، با خانواده‌ای آشنا شد که اهل روضه و روضه‌خوانی بودند. از آن‌ها خواست اجازه دهند مراسم هفتگی‌شان را در منزل این خانواده برگزار کنند. آن‌ها هم موافقت کردند اما به‌مرور آن‌قدر تعداد شرکت‌کنندگان جلسه زیاد شد که دیگر این خانه هم برایشان کوچک بود. چندی نگذشت که پدر خانم مالک خانه که زمینی هزار متری در حاشیه بولوار وکیل‌آباد داشت، 500متر از زمینش را وقف حسینیه کرد و در اختیار این هیئت قرار داد.
حسین‌آقا ملک؛ از افسانه تا واقعیت
حاج‌حسین‌آقای‌ملک دو گلدان چینی گرانبهای ساخت کارخانة «سور» فرانسه، داشت که اینک آزین‌بخش موزه ملی ملک است. رضاشاه این دو گلدان را از ملک تقاضا کرده و فردی به نام «یاور خاقانی» را برای امانت گرفتن آن‌ها نزد ملک فرستاده است. ملک هم با این توضیح و توجیه منطقی که «چون این اموال وقف آستان قدس رضوی شده، که تولیت آن با خود شاه است، و بنده امانتدار می‌باشم، بهتر است شاه رسید دریافت آن را مرقوم فرمایند»، از دربار رسید گرفته و پس از آن که رضاشاه کشور را ترک کرده، رسید را به دربار پسرش فرستاده و گلدان‌ها را باز پس گرفته و به موزه سپرده است.