معلول - صفحه 12

جعفرسلیمی مربی باسابقه فوتبال می‌گوید خاطره‌های بدش مدام در حال تکرار است و دوست دارد بازیکنانش حداقل هفته‌ای یک بار در چمن تمرین کنند.
دو‌سه‌ساله بودم که به‌خاطر تزریق واکسن معیوب فلج اطفال، فلج شدم. حالا ۳۷ سال از عمرم می‌گذرد و در هر مرحله‌ای از زندگی سعی کرده‌ام بهترین باشم.
هیئت مذهبی معلولان مشهد با نام متوسلان به حضرت رقیه (س)، اولین هیئتی است که در کل ایران ویژه معلولان و به همت این گروه اداره می‌شود.
با اینکه به نظر می‌رسید افسردگی در زندگی فاطمه قهرمان ادامه داشته باشد، یک اتفاق خوب همه‌چیز را تغییر داد.
آیلر دارابی هنرمندی است که توانسته با حمایت خانواده‌اش بر معلولیت‌های حرکتی خودش پیروز شود و تحسین بسیاری را برانگیزد. او در هنر نقاشی پیشرفت زیادی داشته و تاکنون چند نمایشگاه گروهی و انفرادی نقاشی برپا کرده است.
در یکی از مدارس استثنائی منطقه ۶ شهرداری سروصدایی از دادوفریاد‌های بچه‌ها نیست، هیجان و پریدن و جهیدن در آن دیده نمی‌شود و زنگ‌های تفریحش مثل زنگ‌های کلاس ساکت است و بی‌صدا.
مددکاران مرکز توانبخشی نرگس در‌واقع مادر بچه‌ها هستند. مددکاران باید باحوصله و صبور باشند و مهر و محبت مادری را درک کنند و تجربه کار با این بچه‌ها را داشته باشند.
محمد علی خدادادپور، می‌گوید: یک روز از سمت خانه به سمت ابتدای مهرآباد می‌رفتم که کتفم به کتف آدم دیگری خورد. او هم ناراحت شد و گفت: آقا مگر کوری؟ یک لحظه دستم را گذاشتم روی چشم چپم و دیدم چشم راستم هیچی نمی‌بیند.
خیاط‌خانه برای شرکت‌های معتبر لباس فرم می‌دوزد و کارخانه‌های خودروسازی هم پلیسه‌گیری‌شان را به معلولان آسایشگاه می‌سپارند.
کارگاه اشتغال فیاض بخش از ۲۲ سال پیش فعال است و بخش‌های مختلفی برای فعالیت توانیابان دارد.
فرهنگ فانی یزدی می‌گوید: در تمام دوره تحصیل با انگیزه فرار از گوشه‌نشینی و به امید ماندن در اجتماع و بین مردم درس خواندم و سعی کردم بهترین باشم.
بعد از آخرین تصادف «علی آقا» دیگر نتوانست درست راه برود، پاهایش را روی زمین می‌کشد و نانش را به سختی در می‌آورد.
وجیهه و ایوب زوج معلولی هستند که در شهرک مسکونی پشت آسایشگاه معلولان شهید فیاض‌بخش زندگی می‌کنند.
معصومه خلخالی از ۲۵ سالگی پا به عرصه ورزش می‌گذارد و با برس و عصا و ویلچر مقام‌های قهرمانی بسیاری را در کشور به دست می‌آورد.
مرضیه امینی از آن نویسندگانی است که سوژه‌هایش خیالی و فضایی نیستند بلکه تمام داستان‌هایش را از دل آنچه در محله‌اش دیده، روایت کرده است. داستان‌هایی محلی و واقعی.
حسین موسوی سال ۱۳۶۳ بدون هیچ معلولیتی به دنیا آمد اما در ۱۸ ماهگی بعد از تزریق واکسن فلج اطفال، بدنش از حال نرمال خارج شد.
آسایشگاه مهر پناهندگان ضامن آهو به بیش از ۶۱ معلول ذهنی بی‌سرپرست، خدمات ارائه می‌دهد.
هادی بخشی آن‌قدر شیفته فضای مدرسه بوده است که گرچه سنگ‌های زیادی سر راهش گذاشته شد، به فضای آموزش برگشت.
هر کدام از ساکنان مرکز توان‌بخشی و نگهداری از معلولان جسمی و حرکتی «امید» داستان خودشان را دارند؛ از ناصر که به خاطر بیماری ژنتیکی در ۱۱ سالگی ویلچر نشین شده تا امیر که از همان روز تولد با خطای پزشکی زندگی‌اش برای همیشه عوض شد.
اولین چیزی که به ذهن می‌رسد این است که چرا فامیلی ازدواج کرده‌اند که سه فرزندشان دچار معلولیت‌ شوند؟ اما مادر این بچه‌ها نظر دیگری دارد. او این بچه‌ها را برکت خانه‌اش می‌داند.