غلامحسین حیدری میگوید: من سهبار سکته کردم و مُردم. مرا با شوک الکتریکی برگرداندند. خدا میداند که درواقع به دعای این بچهها برگشتم؛ هیچچیز پاکتر از دعای بچههای استثنایی نیست.
علی چوپانی، جانباز دفاع مقدس نیست؛ او یک دهه بعد از جنگ، پاهایش را در یک حادثه سربازی از دست میدهد، اما به خاطر روحیه دفاع مقدسی که دارد ویلچر جانبازان را رایگان تعمیر میکند.
ابراهیم رضایی چندسال قبل بهدلیل بیماری آبسیاه کمبینا شد و این موضوع باعث شروع فعالیتهایش برای نابینایان و کمبینایان شده است.
نخستین مرکز آموزش اختصاصی نابینایان در مشهد، ۱۲ فروردین سال ۱۳۴۵ افتتاح میشود. این مرکز بهدلیل آنکه هنوز ساختمان مستقلی نداشته، در دبیرستان فروغ مستقر بوده است.
یک روز که بیدار شدم، دیدم همهچیز تاریک تاریک است. باید درست و اصولی تصمیم میگرفتم، نه احساسی و غیرمنطقی. خیلی زود به این نتیجه رسیدم که درسم را در مدرسه نابینایان ادامه دهم.
امید شریفی از زمانیکه آموزش معرق به افراد دارای شرایط خاص را قبول میکند، هر سال بر تعداد شاگردانش افزوده شده است؛ بهطوریکه سال اول با یک هنرآموز اوتیسمی شروع کرد، اما اکنون چهلدرصد هنرجوهایش را افراد دارای شرایط خاص تشکیل میدهند.
سعیده زنبوری تعریف میکند: بهطورکامل فلج شده بودم. تنها چیزی که زنده بود، مغزم بود. پنجسالم که شد، کمکم توانستم دستهایم را تکان بدهم.
شاهین و حوا، ۲ سالمند آسایشگاه فیاض بخش هستند که دست سرنوشت بعد از گذر یک عمر مسیر زندگی آنها را با یکدیگر یکی کرده است.
ابراهیم هدایی خیّر محله شریف در ۴ سال اخیر خدمات جدیدی برای توان یابان فراهم کرده است.
حرفه زهرا غلامشاهی پرستاری است، ولی نه استخدام وزارت بهداشت است و نه به خاطر کاری که میکند، قرانی پول میگیرد.
سال گذشته مجتمع ۱۳۲ واحدی محمدیه واقعدر خیابان پنجتن ۵۵ سال ۱۳۹۵به بهرهبرداری رسید. این مجتمع ویژه اقشار کمدرآمد است و ۸۲ واحد مسکونی آن به مددجویان تحتپوشش بهزیستی واگذار شده است.
همهچیز به تصمیم ایمان طوسی برمیگردد که در چهاردهسالگی و بهدنبال یک تب شدید، شنوایی خود را از دست داد و هرچه بزرگتر شد، بیشتر حس کرد که دنیای ناشنوایان دنیای متفاوتی است.
معلم و دانشآموز هر دو توانیاب هستند و حال هم را خوب درک میکنند. در یکسال گذشته، زهرا عابدینزاده معلم فداکار بسیاری از روزهایش را صرف کمک به فاطمه سلطانی کرده است.
معصومه شیردلبایگی همسر جانباز سیدمحمد قریشیخلیلآبادی و مادر چهار فرزند است که فرزند اولش دچار معلولیت ذهنی است، اما این شرایط او را از پای درنیاورده است.
توی راه کمربندم را باز کردم که در شیشه، شیر بریزم و به سگمان بدهم. حیوان بازیاش گرفته بود. از عقب خودرو دستش را گذاشت روی چشمهای همسرم و دیگر نفهمیدم چه شد.
میرسجاد موسوی، نابینا، اما سرشار از استعداد است، لیسانس اقتصاد را از دانشگاه انگلستان دریافت کرده و تاکنون ۱۳ کتاب برای روانشناسی نابینایان نوشته است. او مدتی را هم به عنوان رئیس هیئتمدیره «انجمن حامیان شهر بدون مانع» فعالیت کرده است.
میرسجاد موسوی تعریف میکند: به علت وضعیت بیناییام در سال آخر دبیرستان به ترک تحصیل و خانهنشین شدن مجبور شده بودم؛ اما نابینایی برای من، ته دنیا نبود.
اکرم حمیدنژاد و رضا اخترشناس زوج نابینایی هستند که سالها است کنار هم خوش و خرم زندگی میکنند. آنها به درستی نمونه یک ازدواج آسان را معنا میکنند که این روزها کمتر در بین جوانان خریدار دارد.
محمدحسین صفایی در کودکی از ناحیه پای راست بهعلت تزریق پنیسیلین بدون انجام تست به معلولیت جسمیحرکتی دچار شده است. او بعد از سالها برای افراد نیازمند دورههای کارآفرینی برگزار میکند.
ایده جمعآوری سر بطری، ایدهای کاملا جهانی و نشأت گرفته از ژاپن است حتی آنها فراتر از ما فکر میکنند و درآمدی را که از این راه به دست میآورند، صرف خرید واکسن فلج اطفال میکنند و به آفریقا میفرستند.