عبدالله هنری یکی از چهرههای تأثیرگذار مشهد است که توانست معلولان را از خانههایشان بیرون بکشد و جریان تازه و جانداری راه بیندازد؛ جریانی که نهتنها خانوادههای معلولان، که مدیران را با مشکلاتشان آشنا کرد.
بهاره صادقمسجدی هنرمند معلول محله امام هادی(ع) ابراز نارضایتی میکند از اینکه؛ «برخی از سنهای تئاتر رمپ و دستگیره ندارد و معلولان نمیتوانند برای اجرا راحت بالا بروند.
محسن، هادی، معصومه و علیرضا که شهروندان محله فرهنگیان محسوب میشوند، بهترتیب فرزند دوم، چهارم، پنجم و هفتم خانواده «قشنگ» هستند که بهمرور، کمتوان جسمی شدهاند.
«مرکز توانبخشی کودک کمشنوا و ناشنوای نغمه» واقع در بولوار رضوی در دوران کوتاه فعالیتش سبب شده کودکان زیادی مشکل شنوایی را پشت سر بگذارند و با کلام زیبایشان با خانوادهشان صحبت کنند.
این هنرمند در بیستنمایشگاه گروهی شرکت داشته که مهمترینش، شرکت در فستیوال۲۰۰۹ در کشور عمان (مسقط) بهعنوان نماینده برگزیده اداره بهزیستی استان تهران بوده است.
لیلا محمدزاده از سال۷۵ وارد آموزشوپرورش استثنایی شده است. به قول خودش بهازای هر روز کار، خاطرهای با آنها دارد. اما خاطره اولین سال خدمتش که شاگردش حسن رقم زد، هنوز برایش انرژیبخش است.
این نوجوان مدرسه استثنایی بااینکه قدرت تکلم چندانی ندارد، به یادگیری دروس مدرسه علاقه بسیار نشان میدهد و بهتازگی جلد سوم کتاب پایه اول دبستان را هم به پایان رسانده است.
مریم حلمزاده هنرمند قطع نخاعی است که با آموزش عروسکبافی برای ۹۰ معلول کارآفرینی کرده است. او میگوید: به تجربه دیدهام که زیباترین سرنوشت همانی هست که خدا برایمان رقم میزند!
۸۴ نفرند. ۱۰ تایی پسر و بقیه دختر که اگر از ۱۴ سالگی چند پله بالاتر بروند حتما آدمبزرگهای بیریای خوبی میشوند، اما تقریبا بیشترشان به ۱۴ سالگی نرسیده، میمیرند.
زهره گرگیجی، مدیر دبستان استثنایی «کوشا» است. او و همکارانش در این مدرسه سعی میکنند با اقدامات مختلف، بیش از هر چیز، خودباوری را در ذهن دانشآموزان تقویت کنند.
هادی این طرح را بهصورت آزمایشی روی نوع دیگری از ماهیهای زینتی در دیگر سالنهای تکثیر خود با موفقیت اجرا کرده و حالا درنظر دارد با جلب حمایت نهادها، این طرح را گستردهتر اجرایی کند تا بتواند به تکثیر این نوع ماهی تا مرز ۵۰ هزار در سال برسد.
شاید بارها برای علی مُرگانی که بیماری cp یا همان فلج مغزی کنترل حرکتیاش را مختل کرده، نزدیک میدان شریعتی در محله احمدآباد در حالی که کاغذهای تبلیغاتی مغازهها را به دست مردم میدهد، دیدهاید.
ناهید پورعباس میگوید: با امکانات موجود، هر توانیاب حداکثر ماهی یک بار نوبتش میشود. برخی از زائرانمان ماهها و حتی برخی دو سال است که رنگ حرم را ندیدهاند و بهشدت دلتنگ هستند.
اعضای این مجموعه با همراهی بنیاد عماد لحظات شادی را سپری کردند. برپایی این مراسم کمک کرد تا اعضای مجموعه الهیه، لحظات خوبی را سپری کنند و برای دقایقی از رنجها و سختیهایی که دارند، فاصله بگیرند.
لیلا محمدزاده میگوید: دلخوشی ما این است که بهعنوان مثال ببینیم دانشآموزی که ابتدای سال سلام نمیکرد یا به مهمانی نمیرفت، حالا دارد با دیگران ارتباط برقرار میکند. شاید یکی از دستاوردهای بزرگ ما همین حمایتهای روحی و روانیمان باشد.
حمید صداقت روزهای ناامیدی روی تخت بیمارستان تا رسیدن به اردوی تیم ملی بسکتبال با ویلچر و کسب مقام سوم مسابقات قهرمانی آسیا و اقیانوسیه را تجربه کرده است. او میخواست به تیم ملی راه یابد؛ اما چرخ روزگار روی چرخهای ویلچر نشاندش و اکنون بازیکن تیم بسکتبال با ویلچر آسایشگاه شهیدفیاضبخش در لیگ برتر است.
محسن غلامی از هفتسالگی قدم در مدرسه نابینایان «امید» میگذارد و درسش را با امید آغاز میکند؛ معدل او هیچگاه از ۱۸ کمتر نشده است.
رضا اسدی معتقد است: شفا همیشه در جسم نیست. گاه شفا در پذیرش است، گاه در قدرت عمل است و گاه در آگاهی. شاید معلولیت من حکمت خدا بود تا من خودم را قویتر کنم.
لیلا حقیقی ساکن محله لادن و مربی توانیابان است. او در رشتههای هنری مانند خط و نقاشی و معرقکاری به معلولان آموزش میدهد.
مادر وقتی فهمید تنها پسر و دو دخترش مشکل شنوایی دارند، اگرچه دنیا روی سرش آوار شد، فرش زیر پا و خودروشان را فروخت تا بچههایش بهجز معلولیت، هیچ محدودیت دیگری را حس نکنند.