پوریا آذری بهدلیل بیماری سیپی دچار معلولیت شده است، اما حتی با شرایط خاص، هرروز قدمی بهسمت اهداف ورزشیاش برمیدارد.
چندسالی است که هنرجویان نازآفرین، دختران توانیابی هستند که علاوهبر دستورزی، با یادگیری گلیم و قالی، هم مهارتهایشان را افزایش دادهاند و هم به درآمدزایی رسیدهاند.
«حاجاحمد اسکویینیا» موسس هتل آپارتمان و موسسه خیریه «موسسه راهیان نور آسمان هشتم» است. او پذیرای زائرانی است که دستشان خالی است و تابهحال حرم را ندیدهاند.
فاطمه معتمدی و همپیمانانش یک گالری هنری راهاندازی کردهاند که هم نمایشگاه آثار او و همکارانش است، هم محل آموزش به هنرجویان و همهروزه در معرض بازدید و تحسین مسافرانِ ایستگاه قطار شهری بسیج قرار میگیرد.
بهروز جوانشیر پدر چهار فرزند معلول زندگیاش را مرهون لطف و کرم امام رضا (ع) میداند.
«کنیز عرب» مادر ۴۹ سالهای است که با تلاشی مستمر و روحیهای تضعیفناشدنی، خودش را وقف مهدی و فهیمه کرده است. فرزندانی که از چندسال پیش معلول و ویلچرنشین شدهاند.
بهاره تاج بخش داستاننویسی که رتبه برتر جشنواره فانوس را به دست آورده میگوید: وقتی فهمیدم نمیتوانم مثل آدمهای دیگر زندگی کنم، تصمیم گرفتم بنویسم، هرچند برای نوشتن هم دستم به قلم نمیرفت.
کشتیگیران گمنام ناشنوا در سالن آهنچی برای مسابقات پاراالمپیک تمرین میکنند. از همین سالن بیشاز ۱۰ قهرمان پاراالمپیکی پا به عرصه رقابتها گذاشتهاند.
۱۵ سال آزگار است که خانم میرکی، چهارچشمی مراقب مهدی است. بهخاطر فرزندِ بیمارش قید مسافرت و هر کاری که او را از مهدی دور میکند، زده است و هرلحظه سخت میکوشد تا جگرگوشهاش در آرامش باشد.
محبوبه قربانی سرانگشتهایش را نشانمان میدهد و میگوید: برای ما لامسه، حس مهمتری است و با همین سرانگشتها کلمات را میخوانیم و میفهمیم. با خنده میگوید: انگشتهایم طوری کار میکنند که کمکاری چشمها به چشم نمیآید.
عبدالله هنری یکی از چهرههای تأثیرگذار مشهد است که توانست معلولان را از خانههایشان بیرون بکشد و جریان تازه و جانداری راه بیندازد؛ جریانی که نهتنها خانوادههای معلولان، که مدیران را با مشکلاتشان آشنا کرد.
بهاره صادقمسجدی هنرمند معلول محله امام هادی(ع) ابراز نارضایتی میکند از اینکه؛ «برخی از سنهای تئاتر رمپ و دستگیره ندارد و معلولان نمیتوانند برای اجرا راحت بالا بروند.
محسن، هادی، معصومه و علیرضا که شهروندان محله فرهنگیان محسوب میشوند، بهترتیب فرزند دوم، چهارم، پنجم و هفتم خانواده «قشنگ» هستند که بهمرور، کمتوان جسمی شدهاند.
«مرکز توانبخشی کودک کمشنوا و ناشنوای نغمه» واقع در بولوار رضوی در دوران کوتاه فعالیتش سبب شده کودکان زیادی مشکل شنوایی را پشت سر بگذارند و با کلام زیبایشان با خانوادهشان صحبت کنند.
این هنرمند در بیستنمایشگاه گروهی شرکت داشته که مهمترینش، شرکت در فستیوال۲۰۰۹ در کشور عمان (مسقط) بهعنوان نماینده برگزیده اداره بهزیستی استان تهران بوده است.
لیلا محمدزاده از سال۷۵ وارد آموزشوپرورش استثنایی شده است. به قول خودش بهازای هر روز کار، خاطرهای با آنها دارد. اما خاطره اولین سال خدمتش که شاگردش حسن رقم زد، هنوز برایش انرژیبخش است.
این نوجوان مدرسه استثنایی بااینکه قدرت تکلم چندانی ندارد، به یادگیری دروس مدرسه علاقه بسیار نشان میدهد و بهتازگی جلد سوم کتاب پایه اول دبستان را هم به پایان رسانده است.
مریم حلمزاده هنرمند قطع نخاعی است که با آموزش عروسکبافی برای ۹۰ معلول کارآفرینی کرده است. او میگوید: به تجربه دیدهام که زیباترین سرنوشت همانی هست که خدا برایمان رقم میزند!
۸۴ نفرند. ۱۰ تایی پسر و بقیه دختر که اگر از ۱۴ سالگی چند پله بالاتر بروند حتما آدمبزرگهای بیریای خوبی میشوند، اما تقریبا بیشترشان به ۱۴ سالگی نرسیده، میمیرند.
زهره گرگیجی، مدیر دبستان استثنایی «کوشا» است. او و همکارانش در این مدرسه سعی میکنند با اقدامات مختلف، بیش از هر چیز، خودباوری را در ذهن دانشآموزان تقویت کنند.