مرمت - صفحه 2

از میانه دوره قاجار، توسعه کشت خشخاش با میدان‌داری انگلیسی‌ها در مزارع مهرآباد مشهد شروع شد، تا با واسطه عُمال کمپانی یهودی و انگلیسی «ساسون» به بندر شانگهای در چین انتقال یابد.
باید استفاده از چنین وسیله‌ای را در حرم‌رضوی، مربوط به دوره صفویه بدانیم؛ زیرا فرمانروایان این دودمان به‌دلیل رسمیت‌بخشیدن به مذهب شیعه اثنی‌عشری، اهتمام فراوانی برای اعتلای نماد‌های این مذهب داشته‌اند.
طیبه سرایی می‌گوید: مکان کنونی مسجدالرضا (ع) در بوستان جهان‌شهر در گذشته مسجد پادگان بوده است. شهرداری با بازسازی این فضا و در‌نظر‌گرفتن محیطی برای اقامه نماز بانوان، اقدام درخور‌توجهی انجام داده است.
کربلایی‌یحیی هشت‌سالی می‌شود که درزمینه بازسازی، ترمیم و طلا‌کاری گلدسته‌های حرم امیرالمؤمنین‌علی (ع)، مرمت صحن فاطمه‌الزهرا (س) و ... فعالیت می‌کند. او دو‌بار در سال افتخاری، عازم عراق می‌شود و هر رفت‌وبرگشتش دو ماه زمان می‌برد.
رضا صادقی طراح مرمت بنا‌های تاریخی است و در پروژه‌های مرمت خانه کوزه‌کنانی، کلیسای میدان ده‌دی، باغ نادری، مدرسه عباسقلی‌خان و... همکاری کرده است. او طرح‌هایی هم برای مرمت بنا‌های تاریخی عتبات عالیات انجام داده است.
سعید زمانی، کاسب محله فاطمیه بیش‌از ۳ هزار جلد کتاب خوانده است. او که تحصیل‌کرده رشته مرمت آثار تاریخی است تا کنون برای مرمت به شهرهای مختلفی سفر کرده اما در مشهد ماندگار شد تا در کنار مغازه‌داری بتواند بیشتر کتاب بخواند.
حقیقت این است که «هیچ» خانه‌ای را نه در روستای پاژ و نه در هیچ‌جای دیگر نمی‌توان به فردوسی بزرگ نسبت داد؛ زیرا هزار سال از زمان حیات فردوسی می‌گذرد و اکنون دیگر نشانی از خانه‌های آن زمان باقی نمانده است.
مسجد ائمه بقیع(ع) از تخریب‌های اطراف حرم‌مطهر جان سالم به در برد تا در کنار بیش از هفتاد مسجدی که در طرح نوسازی اطراف حرم‌مطهر تخریب و با تجمیع تبدیل به احسن شدند، سرپا بماند.
بعد از کش‌و‌قوس‌های فراوان مرمت بنای کانون نشر حقایق سال ۱۳۹۹ آغاز شد و مرمتش پس از سه سال پایان یافت.
میان مشهدی‌ها، نام شیخ‌طبرسی بیش از همه تداعی‌کننده نام یکی از خیابان‌های اصلی شهر است و مانند بسیاری از عناصر هویتی شهر، آن را خوب نمی‌شناسیم.
برای مرمت این آثار، در سال ۱۴۰۲ بودجه‌ای اختصاص نیافته و اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان به تشکیل پرونده اکتفا کرده است!
مرحوم آفرنده ساخت گنبد جدید را با دو پوشش بتنی به اجرا درآورد. بتن‌ریزی پوسته رویین گنبد به مدت دوازده شبانه‌روز طول کشید تا با ناوه بتن ریختند و تمام شد.
تخریب سقف و نمای سازه سرای عزیزالله‌اُف در فضای مجازی، نگرانی تازه‌ای را برای تاریخ‌دوستان مشهد ایجاد کرد؛ موضوعی که در مغایرت کامل با استاندارد‌های مرمت بنا‌های تاریخی قرار دارد.
برخی معتقدند، چون این قبرستان پایین‌خیابان کوچک‌تر از قبرستان کناری‌اش یعنی قبرستان میر بود، به خردو معروف شد و تعدادی هم دلیل نامش را خاک‌سپاری کودکان در آن می‌خوانند.
خانه تاریخی غفوری سومین خانه تاریخی مشهد است که امکان بازدید عمومی آن فراهم شده است.
هتل پارس جزو اولین هتل‌های شهرمان است که در سال‌۱۳۱۶هجری توسط یک معمار روس به سبک هتل‌های غرب ساخته شد و تا امروز از میهمانان پذیرایی می‌کند.
صحبت از احیای خانه تاریخی غفوری، مرتفع‌ترین خانه عیدگاه است که در کوچه محمدیه (شهیدحاجی‌حسنی‌کارگر3) قرار گرفته و از یک‌طرف به شارستان و از طرف دیگر به حرم ‌مطهر راه دارد. صاحب اول این خانه یک یهودی متمول بوده است که سال 1340 این بنا را به آقای دشتباف و شریکش می‌فروشد و خانه در سال1385 به شرکت عمران و مسکن‌سازان ثامن که زیر نظر بازآفرینی شهری کشور است، فروخته می‌شود.
ماجرا از این قرار است که مرحوم عبدالحمید مولوی، عالم، پژوهشگر و تاریخ‌شناس‌ مشهدی در اوایل قرن14، این بنا را می‌سازد و با اینکه واجد ارزش تاریخی شناخته می‌شود، ثبت ملی نمی‌شود. وارثان عبدالحمید در سال 1385 به دلیل قیمت‌گذاری پایین میراث فرهنگی، آن را به «مدرسه علمیه مهدیه آیت‌الله فاضل» می‌فروشند. در ادامه تمام بنا تخریب شده، تنها نبود مجوز برای تخریب دیوار و درهای خانه آن را از ویرانی مصون نگه‌می‌دارد و این سر‌در فیروزه‌ای‌رنگ را برای ما به یادگار باقی می‌گذارد.
خوش‌خبری این روزها احیای خانه تاریخی غفوری در پایین‌خیابان است؛ خانه‌ای که با تاریخ دویست‌ساله و حتی بیشتر، به روزهای پایانی استرس تخریب و ویرانی‌اش می‌رسد. این خانه که ترکیبی از معماری دو دوره پادشاهی است، از 10روز پیش دست چند استاد باستان‌شناس و مرمت‌کار سپرده‌‌‌شده است تا آسیب‌شناسی و احیا شود.
از سال90 دور ایران راه افتادم و کلی کار کردم. سال98 سکته‌ای کردم. آن موقع معاون روابط عمومی سازمان کتابخانه‌ها، موزه‌هاو مرکز اسناد آستان قدس رضوی بودم. گفتم در سازمان کهنه‌تر و بااطلاع‌تر از من نیست. این همه اطلاعات را کسی ندارد پول که نمی‌خواهم حداقل هوایم را داشته باشید و اطلاعات و تجربیاتم را برای خودتان نگه دارید. اما کم‌لطفی کردند و من هم شش ماه زودتر خودم را بازنشست کردم. سال99 هم یک سکته دیگر. این اتفاق همسرم را پیر کرد.