در گنجینه رضوی 65برگ از قرآن فوقالعاده نفیس به خط بایسنقرمیرزا نگهداری میشود که حاوی آیاتی از 53سوره قرآن کریم است.
برای نگریستن به قامتشان، باید سر را تا جایی که امکان دارد، بلند کرد، گردن را به پشت چسباند و بعد همین طور عقب عقب رفت و چشم چرخاند. مشهدیها حتما میلهای کورههای آجرپزی را در شهر دیده اند و بارها و بارها از عظمت و بلندی اش شگفت زده شده اند.
میلهای افراشتۀ آجرپزی، پارهخطهای عمودی هستند که از قاعده چند محله مشهد سر برداشتهاند! این تعریفِ کمابیش ریاضیوار و هویتی است از دودکشهایی که هنوز قدوقامتشان را در بوستان بهشت، نبوت و برخی دیگر از محلات شهر میبینیم.
در قدیم امنیت و حفاظت از اموال عمومی و خصوصی، اقتضا میکرد اطراف شهر برج و بارو داشته باشد و تردد تنها از معابر مشخصی انجام شود. این معابر همان دروازههای شهر بودند. مشهد قدیم در دوره افشار، 8 دروازه داشت؛ تقریبا برای هر محله، یک یا دو دروازه تعبیه شده بود و همه این دروازهها محل آمد و شد بودند، به جز یکی!
شاید اگر این بنا که براساس شواهد بیش از ۷۰۰ سال عُمر دارد، متعلق به فرنگیها بود، جدا از اینکه بنا را لایِ زرورق نگه میداشتند و به حال و روزش میرسیدند، که کرور کرور گردشگر از سرتاسر دنیا برای دیدن آن شال و کلاه کنند.
همه شهرها از بناها و عمارتهای قدیمیشان هویت میگیرند؛ بناهایی که شاید دیگر اثری از آنها باقی نمانده باشد؛ مانند بازار بزرگ مشهد که بین سناباد و نوغان و در همسایگی حرم مطهر حضرت رضا(ع) شکل گرفته بود. در این بازار بیش از 10سرا و راسته با تنوع شغلی وجود داشت و نام هر بازار از شغل آن گرفته میشد؛ همچون بازار حکاکها، سنگتراشها، مسگرها، کفاشها، آهنگرها و... . این بازار بزرگ قدیمی در دورههای مختلف تخریب شد و فقط بخش کوچکی از آن با نام بازار فرش مشهد بهجای مانده است.
کمتر از نیمقرن با ساخت و سازهای بیرویه مراکز تجاری و گسترش مغازههای مشابه، خیابان خسروی نظام عملکردی گذشتهاش را از دست داده و امروز شاهد تعطیلی برخی مغازههایش هستیم. تعطیلی کسب و کار در این خیابان و از بین رفتن پوستههای قدیمی آن، یکی پس از دیگری مرگ تدریجی خیابان خسروی را به دنبال دارد و ممکن است این گنجینه معماری قدیم را در چند سال آینده از دست بدهیم و مانند دیگر بناهای تاریخیمان فقط چند عکس یادگار از آن داشته باشیم.