اسیر - صفحه 12

صبح روز بعد از عملیات عملیات والفجر۴ وقتی «ابراهیم عکسی» به هوش می‌آید متوجه می‌شود در جای جوی مانندی گیر افتاده و اطراف او را عراقی‌ها محاصره کرده‌اند.
محمدمهدی گیوه‌چی، جانباز و آزاده‌ای است که جوانی‌اش را در حین مجروحیت در اردوگاه‌های رژیم بعث گذرانده است.
تا کنون روایت‌هایی زیادی از آزادگان شنیده‌ایم، اما در این بین آزاده‌هایی هم هستند که داستان اسارتشان کمتر خوانده و شنیده شده است. آزاده‌هایی که به دست منافقین، کومله و دموکرات‌ها در غرب کشور به اسارت درآمدند.
حسین ایروانی ۷۰ درصدی جانبازی دارد و ۸۸ ماه را در اسارت بعثی‌ها گذرانده است. او می‌گوید: در اردوگاه خانم دکتری برای درمانم حاضر شد، اما همان‌جا وقتی جراحت سرم را دید گفت: «این می‌میرد، نیاز به درمان ندارد.»
وقتی به اردوگاه رفتم، ماه رمضان تمام شده بود، اما دیدم تعدادی از اسرای قدیمی در گرمای بیشتر از ۴۵ درجه هنوز روزه می‌گیرند.
مسجد موسی بن جعفر (ع) در میان ساکنان و اهالی محله سرافرازان به «مسجد آزادگان و جانبازان» مشهور است.
رضا اسدیان سخت‌ترین لحظه‌ها را در اردوگاه موصل به‌آرامی گذرانده است، چون با امید و هدف، زندگی‌اش را پیش برده است.