افغانستان

علی‌اصغر معلم، کاسب افغانستانی محله پایین‌خیابان، بیشتر از ۴۵ سال است شغل پدری‌اش را از هرات جمع کرده و آورده است به ایران و در کنار بارگاه امام‌رضا (ع) پارچه می‌فروشد و از برکت همین همسایگی و روزی حلال، چهار فرزندش را بزرگ کرده است.
محمدحسین جعفری با وجود معلولیت طراح و آفریننده آثار مینیاتوری و حجیم‌سازی بر روی چوب است. می‌گوید: «نخستین چیز‌هایی که می‌آموزم نقاشی و طراحی است.» معصومه نظری، همسر محمد‌حسین نیز هنرمند است، فعال در حوزه موسیقی و نقاشی.
خانه هنر مهاجران در محله نیزه، کلاس گفت‌وگوی آزاد زبان انگلیسی است؛ دوره‌ای رایگان که با حضور حدود چهل‌زبان‌آموز عمدتا گلشهری و بدون محدودیت سنی، تلاش می‌کند زبان را از چارچوب کلاس‌های رسمی بیرون بیاورد.
مرتضی عبدی توان‌یابی که با وجود معلولیت قله‌های بسیاری را فتح کرده است. او می‌گوید: بالارفتن از ۱۸۶۶پله برج میلاد را با دست برای یک ایرانی آن هم از نوع ورزشکارش سخت نیست. این پله‌ها را در ۵۹دقیقه و ۳۷ثانیه با دست بالا رفتم.
همایون لعلی، سازی را حمل می‌کند که فقط ابزار موسیقی نیست، بخشی از زندگی و هویت اوست. او بازنشسته پلیس افغانستان است و حالا چهار‌سالی می‌شود که ساکن گلشهر مشهد است. صدایش نوای نغمه‌های محلی افغانستان را تداعی می‌کند.
سلطان‌مرادمیرزا حسام‌السلطنه از این حکمرانانی بود که در دوران حکومتش، با وجود همه کاستی‌ها و ستم‌هایی که مانند دیگرحکمرانان عصر ناصری در خراسان بر مردم روا می‌داشت، دست‌کم در برقراری امنیت کار‌هایی استوار کرد.
رضا علیپور می‌گوید: با نهایی‌شدن گفت‌وگو‌های یک جمع سه‌نفره در روز اول فروردین سال‌، کانون شهید فاتح، تشکیل شد تا خدمات فرهنگی را به جامعه مهاجران افغانستانی به‌ویژه خانواده بزرگ رزمندگان فاطمیون ارائه کند.
حضور هراتی‌ها تنها در تجارت و بازرگانی خلاصه نمی‌شد. وقف‌های متعدد آن‌ها نشان می‌دهد که این مهاجران از میانه دوره ناصری تا اوایل پهلوی، با ثبت ده‌ها موقوفه، در فرهنگ دینی و حتی اجتماعی مشهد نقش داشتند.
شهید محمدباقر درودی سال ۶۴ در عملیاتی مجروح شد و در همین سال به اسارت عراقی‌ها درآمد. ۵‌سال عذاب‌کشیدن را تحمل کرد و در سال ۶۹ به همراه دیگر اسرا آزاد و به میهن بازگشت و در سال ۷۷ به آرزویش که شهادت بود، رسید.
سید‌محمد هاشمی‌راستی می‌گوید: بر‌اساس ارتباطاتی که با مخاطبانمان در ایران و افغانستان داریم، گزینه‌هایی را که برای انجام کار‌های مدیریتی در افغانستان مناسب هستند، برای ثبت‌نام و ادامه تحصیل به دانشگاه‌ها معرفی می‌کنیم.
روزی که سلطان علی مرادی می‌خواست راهی سوریه شود؛ گفت: «می‌روم سرباز بی‌بی‌زینب (س) و بی‌بی‌رقیه (س) باشم.» اهل خانه، علی را با پیشوند «سلطان» ادا می‌کردند. او سلطان مدافعی بود که در این راه شهید شد.
محمدحسین جعفری هنرمند نقاش و مجسمه‌سازی است که با وجود معلولیت «خانه هنر افغانستان» را در گلشهر تاسیس کرد. او همچنین«اتحادیه معلولین و جانبازان افغانستان» و«باشگاه غدیر» را بنا کرد.
عذرا و محمدصفربه دلیل هزینه‌های زیاد، تصمیم می‌گیرند بدون برگزاری جشن عروسی، زندگی مشترکشان را شروع کنند، اما دوستانشان، تنهایشان نمی‌گذارند. یکی باغی را در اختیارشان می‌گذارد و دیگری لباس عروس، یکی آتلیه و...
شهیدعنایت‌الله سروری معروف به عنایت‌الله قیام یکی از جبهه‌های بزرگ مبارزاتی افغانستان را که بعد‌ها به جبهه البرز معروف شد، تاسیس کرد.
«مرتضی عبدی» از یک‌سالگی به دلیل تب و تشنج، دچار معلولیت جسمی می‌شود. بعد‌ها و پس از آشنایی با مرکز فیاض‌بخش، به ورزش رومی‌آورد و در لباس یک کوهنورد می‌شود فاتح قله دماوند و شیرکوه.
«سیدعلی موسوی» بزرگ شده روستای قره‌باغ افغانستان از مهاجران مجاهدی است که بعد از مهاجرت به ایران، راهی جبهه شد و در سال ۱۳۷۴ به خاطر ترکش‌هایی زیادی که در بدنش بود، شهید شد.
رضا اسماعیلی، جوان جسور محله مهرآباد بهمن ۹۲ به دفاع از حرم عقیله بنی‌هاشم (س) شتافت و در عملیات بازپس‌گیری «زمانیه» تروریست‌های تکفیری سرش را از بدن جدا کرده و طبق‌کشان کردند.
مرضیه‌ ناصری همسر شهید مجاهد، سید‌عبدالحمید سجادی و مادر شهید‌مدافع حرم، سید‌اسد‌الله سجادی است که دی‌ماه امسال، یکی از منتخبان دومین رویداد نشان مشهد‌الرضا (ع) در حوزه ایثار، مقاومت و شهادت بود.
انتهای خیابان آوینی ۵۷ بعد از سالن شهدای مدافعان حرم، یک کوچه تنگ و تاریک، آسایشگاه و موسسه‌ «باور سبز» قراردارد که برای معلولان و توان‌یابان مهاجر برپا شده است.
سیدعلی حسینی مردی مهاجر از ولایت بامیان است که سقف بالای سرش، یعنی تمام دارایی‌اش را وقف کرده تا با قسمتی از آن، کتابخانه‌ای برای دانش‌آموزان افغانستانی و مهاجران بازمانده از تحصیل بسازد.