خیابان سخاوت، عمری به قدمت محدوده گلشهر دارد. این خیابان مسیری پر رفت و آمد است که میانبری برای رسیدن به انتهای گلشهر محسوب میشود. این معبر از خیابان شهید محور در محله ثامن آغاز و به خیابان شفیعی 49 منتهی میشود. مسیری پرتردد بین دو محله که پر از فروشگاه ها و منازل مسکونی است. ابتدای آن از سخاوت یک تا تقاطع بولوارکرامت، مسیر دوطرفه، دارای پیاده رو و با شمایل یک خیابان است. از تقاطع کرامت تا سخاوت 37 عرض معبر کم میشود و از آنجا تا انتهای مسیر کوچه های پیچ دار است و بافتی فرسوده دارد.
کوچه شهیدعلی دریغ یکی از معابر قدیمی محله فاطمیه است. این کوچه 850متر طول و 10متر عرض دارد و دو بولوار مسلمجنوبی و مجلسیغربی را به یکدیگر متصل میکند. تا سه دهه پیش بهعلت قرارداشتن کارخانه آرد سیلوی گندم در این معبر، اهالی این کوچه را به نام کوچه دهمتری کارخانه آرد میشناختند، اما پس از جابهجایی این کارخانه به داخل مجموعه سیلوی گندم، خانههای ویلایی جای ساختمان کارخانه را گرفت. رفتهرفته آپارتمانهای چندطبقه جایگزین خانههای دلباز ویلایی شدند.
کوچه شهید محمدزاده یک، در خیابان شهید عبادی2و ابتدای میدان شهدا درست پشت پایانه اتوبوسرانی است. به گفته قدیمیهای محله این کوچه چند نام داشته است. از کوچه یغما و آتشنشانی و جهانبخش و بحره گرفته تا کوچه «اصغر قصاب» که معروفترینش همین نام بوده است. خانواده شهید محمدزاده که نامش بر پلاک این کوچه به چشم میخورد سالهاست که از این محله رفتهاند.
به نقل از قدیمیهای کوچه، اصغر قصاب 20سال پیش برای نازایی و گشایش بخت و حل مشکلات برای مردم سرکتاب باز میکرده و دعا مینوشته است.
خیابان رضوان تاریخی نیست، بلکه از آن معبرهای تازهتأسیس است که با تملک و تخریب 110پلاک ساخته شد تا از طریق آن ایستگاه راهآهن مشهد اتصال مستقیمی به حرممطهر پیداکند. در کنار این ویژگی وقتی سال1397 روبان افتتاح آن بریدهشد، بهعنوان هفتمین خیابانی یاد شد که دید مستقیم به حرممطهر دارد؛ تا به این ترتیب، از اندوه ساکنان تهپلمحله و نوغان بهدلیل نابودی بخشی از هویت این محدوده کاسته شود
با وجود آنکه سنگفرش است و مناسب برای پیادهروی، اما منعی برای تردد وسایل نقلیه وجود ندارد. خیابان نمایشگاه15 معبری آرام در کنار بوستان بزرگ چهلبازه است که آرامش را به رهگذران خود هدیه میدهد. قسمتی از این معبر، سنگفرش شده است و به همین دلیل فضای مناسبی برای پیادهرویهای خانوادگی و دوستانه است. انتهای این معبر هم به بولوار معلم متصل میشود که سبب شده است دسترسی به این خیابان و در ادامه بوستان چهلبازه راحت باشد.
سالهاست که این کوچه قربانی همین نوسازی شده و جز یک مسجد از آن چیزی باقی نماندهاست؛ جایی که تا همین چندسال پیش یکی از حمامهای قدیمی مشهد را با چهارصدسال قدمت در دل خود داشت و داستانش هم از وقف مرحوم محمدحسن صاحبکار مشهدی آغاز میشد؛ مردی باخدا و مردمدار که چهارصدسال پیش 1400متر از ملکش را حمام و مسجد ساخت و وقف کرد؛ وقفی که امروز پنجمین نسل او آن را اداره میکنند.
غیر از بچهها، بزرگترها هم بهدلیل وجود یک مسجد نیمهساز و مرکز تجاری کوچک در انتهای کوچه، در بیشتر اوقات گذرشان به اینجا میافتد. این معبر هم مانند بسیاری دیگر از کوچههای محله حجاب مجتمعهای مسکونی بزرگ دارد.
تقریبا از همان ابتدای کوچه علامت های هشدار به چشم می خورد، وجود سه مدرسه دولتی و دو مرکز آموزشی و یک مدرسه خصوصی باعث شده است تا علائم هشداردهنده، خط کشی ها و همچنین سرعت گیر در این کوچه زیاد باشد. سمت چپ با دیوارهای رنگ آمیزی شده مدارس شکل و شمایل فرهنگی دارد اما سمت راست خانه های ویلایی با متراژ کم و یک طبقه با بافت قدیمی دیده می شود که خانه های سازمانی مربوط به نیروی انتظامی است البته سال هاست که این خانه ها خالی از سکنه است.
محمدباقر(حمید) جهانگیر فیض آبادی یکی از آن رفیق های ناب روزگار است که بعد از شهادت همسایه دوران کودکی، دوست، همکلاسی و هم رزمش، شهید سید محمدرضا شعاعی آستانه، به دنبال چاپ خاطره های دوستش شده است. کتاب«ستاره کلاشین» که توسط «سمیه جوادی» و «محدثه دبستانی» نوشته شد به خاطره ها و معرفی شهید محمدرضا شعاعی پرداخته که روزگاری ساکن محله امام خمینی(ره) بوده است.
کوچه بوکانی5 یکی از معبرهای فرعی خیابان پنجتن45 است. در میانه کوچه خانههای سازمانی شهرداری به چشم میآید که جریان استقرار ساکنان آن به ساخت طرح کمربند سبز مشهد (صدمتری شهیدبابانظر) در دهه 70 برمیگردد. مدیریتشهری آن زمان مجبور شد در عوض منازل مسکونی که در طرح قرار گرفتند، به مالکان جای اسکان بدهد و خانوادهها به این محدوده منتقل شدهاند. بافت فرسوده و قدیمی این کوچه و کوچههای همجوار ایجاب میکرد بهدلیل کمکردن خطرات احتمالی، خانه داوطلبان هلالاحمر(سال 1389) پا بگیرد.
«المهدی» مسجدی ویژه و قدیمی در محله فاطمیه است که سابقه ساختش به سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برمیگردد؛ روزگاری که آبادی به معنی امروز نبود و محله کمجمعیت بود و زمینها کشاورزی. اما همان تعداد افرادی که بودند، با همه توان پای کار آمدند. تاریخ دقیق ساخت، داخل شناسنامه مسجد بر سردرورودی آن ماندگار شده است که برمیگردد به سال1352.
نگاه تاریخی به این کوچه چند نام را برجسته میکند که حاجابراهیم حمامدار و رجببهادر خیر نمونهای از آنهاست.
بیشاز یک قرن پیش رجببهادر در پایینخیابان زندگی میکرد و شهرتش نه بهدلیل ثروت، بلکه بیشتر برای خیربودن و نفوذش در دربار قاجاریان بود.
او برای امنیت بیشتر محله چند قراول(سرباز) استخدام کرده بود. بعد از فوتش روی زمینهای وقفیاش مردم مسجد ساختند و به یاد او نام این مسجد را قراولخانه گذاشتند. نام بعدی مسجد نیز امام سجاد(ع) است.
در چند دهه گذشته بنا به ضرورت اجرای برخی پروژهها بهویژه ساخت معابر جدید با وجود همه کشوقوسها، مساجدی تخریب و با رعایت غبطه وقف و احیای حقوق موقوفات، تبدیل به احسن شدهاند؛ مساجدی که باوجود وقفیبودن، شهرداری منطقه ثامن در ساخت جایگزین آنها و تجهیزشان نقش بسزایی علاوه بر دادن پروانه رایگان داشته است.همزمان با ساختهشدن و نوسازی هشت مسجد جدید در محدوده حرم مطهر که بیشترشان سال آینده افتتاح خواهند شد، در گزارش پیشرو نگاهی داریم به این مساجد که در نزدیکترین نقطه به محل قبلیشان در حال ساخت است.
از میدان لاله تا انتهای بولوار لادن که به کوههای جنوبی ختم میشود، چند پایگاه اجتماعی مهم از اهالی محله گلدیس وجود دارد. اولین ساکنان این محدوده که در اوایل دهه60 زمینهای خود را از سازمان زمین شهری وقت تحویل گرفتند، کارکنان سازمان آب و فاضلاب مشهد بودند که بسیاری از آنها اکنون بازنشسته شده و خانههای خود را به آپارتمانهای چند طبقه تبدیل کردهاند.
احمد سلطانی، امام جماعت مسجد میگوید: در طبقه منهای دو مسجد باشگاه ورزشی داریم که رشتههای رزمی مانند کاراته، تکواندو، ووشو، بوکس و همچنین بدنسازی و پینگ پونگ را برای جوانان مسجدی و اهالی محل دارد. اختصاص یک طبقه از مجتمع به باشگاه ورزشی غیر از درآمدزایی برای مسجد، یکی از راههای تشویق ما برای بچههاست. برای مسجدیها و اعضای پایگاه تا 50درصد تخفیف میدهیم تا نیروهای فعال و پرتلاش از ظرفیت ورزشی مسجد استفاده کنند. ورود به باشگاه ورزشی مجتمع برای همه آزاد است اما با چارچوبهای فرهنگی که فضای مسجد اقتضا میکند.
محله مهدیآباد از سال ۱۳۸۶ وارد محدوده شهری شده است. این محله از پیوند دو روستای قدیمی این محدوده شکل گرفته و خیابان عباسآباد از محورهای اصلی محله، نام یکی از این دو روستاست.
ماجرا از جایی شروع می شود که امام جماعت مسجد امام رضا(ع) در محله خواجه ربیع تصمیم می گیرد چراغ کارآفرینی را در این محدوده روشن کند و چه جایی بهتر از مسجد. هم او و هم دیگرانی که دغدغه محله را دارند، کارآفرینی برایشان مهم است و به همین دلیل یکی از کارآفرین های برتر کشور را دعوت می کنند تا تجربیاتش را در اختیار دیگران بگذارد. به این منظور برنامه ای مهیا می شود و عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر هم به این نشست دعوت می شود.
کوچه شهیدصدوق۶ یکی از معابر فرعی خیابان بورس صنایع چوبی است، اداره پست یکی از ظرفیت های ویژه این کوچه است.
قلعه نکاح سالهاست تخریب شده و جایش را به بناهای رنگارنگ داده است. از مغازه گرفته تا ساختمانهای بلند مسکونی اما هنوز آثاری از قلعه نکا باقی است.
روایتهای سیدعلیاصغر بامشکی درست از روزهای هفتسالگیاش آغاز میشود؛ وقتی که فقط شاهدی خردسال برای وقایع قیام 15خرداد1342 در مشهد بود و در روزهای جوانی بعد از آشناییاش با شهیدهاشمینژاد و رفتن به کانون بحث و انتقاد دینی در مسجد صاحبالزمان(عج) اوج گرفت.