هنوز یادش است که سینی چای را او میان نمازگزاران مرد و زن تعارف میکرده است. با همین کارها بهمرور مسجد جایگاهی در زندگیاش پیدا کرد که همه مأمن و پاتوق اصلیاش به همانجا ختم میشد. اگر جایی در مسجد نیاز به تعمیرات داشت یا در اقلام موردنیاز کموکاستی بود، رسیدگی به این کارها را به او واگذار میکردند. خبرهشدنش در این مسیر موجب شد مسئولیت کامل مسجدداری را در همان سن نوجوانی به او بدهند. به این ترتیب هر کاری را که به 2مسجد درویش و امامهادی(ع) مربوط میشد، او باید مدیریت میکرد و چموخم همهچیز را در دست داشت.
مسجد امام حسن مجتبی (ع) یکی از قدیمیترین مساجد منطقه ۵ است که کلنگ ساخت آن در سال ۱۳۴۸ به زمین زده شده و در سال ۱۳۵۲ به بهرهبرداری رسیده است.
مرکز نیکوکاری شهید جهاندیده یکی از مراکز قدیمی محله شهید معقول است که به دست ساکنان فعال و دغدغهمند محله اداره میشود. گروهی خودجوش که سال ١٣٩٧ توسط محمد صادق دارایی، روحانی مسجد محله، تشکیل میشود و بعد کم کم دیگر اهالی هم پای کار میآیند. کارهایی خداپسندانه؛ از توزیع نان در محله بگیرید تا ایجاد اشتغال. هر فعالیت انساندوستانهای که فکرش را بکنید در فهرست فعالیتهایشان پیدا میشود. جدیدترین فعالیتشان اما افتتاح سایت «من کمک میکنم» است، یک سامانه برای جمعآوری کمکهای نقدی. سایتی که در آن میتوانید صفر تا صد روال کار و شفافیت را ببینید.
خیابان شهید شیرنژاد از معابر اصلی محله مهدیآباد است. خیابان شهید شیرنژاد، دو روستای قدیمی عباسآباد و حجتآباد را به هم متصل میکند و از کنار همتآباد قدیم میگذرد.
این خیابان از قدیم به بیستمتری طلاب معروف بود و بعدها نام علیمردانی به خود گرفت؛ گرچه هنوز هم بیشتر به بیستمتری شهره است. آنچه به بیستمتری طلاب اعتبار میبخشد، وجود چهرههای خاطرهانگیزی مثل حاجاصغر غفوریمقدم است که پایهگذار بستنی دقت در مشهد و در این خیابان است؛ همچنین محمدجواد عبادزاده، پزشک قدیمی خیلی از جوانان محله. البته حالا خیلی از تولیدکنندگان پوشاک این خیابان را به بازار معروف خرجکار میشناسند که جزو صنف خرازی و عطریات است. خرجکار یعنی وسایل مقدماتی که برای خیاطی نیاز است.
داستان زندگی برخیها موفق از آب درمیآید و محکم و خوب تمام میشود. نه، درستش این است که بگوییم اصلا تمام نمیشود و هرچه زمان بگذرد و ماه و فصل تازه بیاید، همانطور تازه میماند؛ هرچند جای نقش اول این قصه و روایت خالی باشد.
حرف از سرلشکر سیدحسن آقائی فیروزآبادی است که بهتازگی و در شهریور به رحمت خدا رفت؛ روستاییزادهای که پزشکی خوانده بود و بعدها به سمت ریاست ستاد کل نیروهای مسلح رسید. او و خانوادهاش ساکن محله گاز بودهاند. کاش خانوادهاش هم پای صحبت میآمدند و از محله و کوچههای این حوالی میگفتند تا روایتمان جذابتر شود، اما مصلحت ندانستند یا هر چه بود، برای ما محترم است.
پوران نادعلیزاده، از خیران و فعالان اجتماعی محله نیروهوایی، بعد از فوت مادرش در خرداد امسال، به پیشنهاد پدرش تصمیم گرفت خیرات اموات را بهجای دادن ولیمه و ناهار و شام، به توزیع نان رایگان در محلات حاشیهای شقایق و شهرک صابر بپردازد که در همسایگی محله نیروهوایی است.
این یک مسجد معمولی نیست. منظورم از معمولی یعنی همان مسجدهایی که صبح، ظهر و شب نماز جماعتی در آن میخوانند، فوق فوقش کلاس قرآنی در آن برگزار میکنند و تمام. این را از صحبتهای امام جماعت جوان و پرانرژی مسجد طفلان مسلم، محمدصادق دارائی در محله شهید معقول میفهمم. او معتقد است که فعالیت مسجد باید در راستای رفع نیاز محله باشد. مسجد طفلان مسلم هم چند زیرمجموعه دارد که کنار هم زیر لوای مسجد فعالیت میکنند. هیئت هفتگی، فعالیت فرهنگی و مذهبی، پایگاه بسیج، مرکز نیکوکاری شهید جهاندیده، دارالقرآن ولایت و...
این مسجد از سال 1397 تبدیل شده به مکانی برای انعقاد فعالیتهای خوب.
کوچه موعود یا همان حر12 از همان قدیم یکی از کوچههای شلوغ و پرسروصدای خیابان حر بوده است. قالیبافی، بقالی و بسیاری از مشاغل دیگر اینجا پیدا میشوند. حالا هم این کوچه پر از مغازههای مختلف و رنگارنگ است. به گفته قدیمیها، خیلی سال پیش اینجا به کوچه غسالخانه معروف بود. زیرا غسالخانهای قدیمی در ابتدای کوچه بود که حالا تخریب شده است. غسال محله هم اصغر مردهشور بود. بعدتر به کوچه گاریها معروف شد. میوهفروشها گاریهای پر از میوهشان را میآوردند اینجا و میوه میفروختند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، نام این کوچه به موعود تغییرکرد.
مسجد پنجتن آلعبا علاوه بر کارکرد مذهبی، از پس نقش فرهنگیواجتماعیاش نیز خوب برآمده است؛ بهگونهای که حالا به پایگاه مردمی محله تبدیل شده و نماز و عبادت، فقط بخشی از برنامه آن است. هدف ساکنان و معتمدان محله هم همین است؛ اینکه مسجد فقط مکانی برای عبادت نباشد، بلکه برنامههای گوناگونی در آن برگزار شود تا افراد از هر سن و سلیقهای جذب این فضا شوند، در محیطی خودمانی و سالم و صمیمی بمانند و رشد کنند و ببالند. البته نوجوانها و جوانها بخش مهم این ماجرا هستند.
از در چوبی مسجد که وارد بخش مردانه بشوید، دیوار روبهرو توجه شما را به خود جلب میکند؛ طراحی مواج پرچم سهرنگ ایران که در دوسوی نشان الله، تمثال شهدا خودنمایی میکند. المان پلاکی که از بالای پرچم آویزان است، غرفههای سبزرنگ که با یادگاریهای شهدای محله تزیین شده است، چفیه، کلاه، خودکار و گاه دفترچهای با کاغذهای کاهی که نشانی از کهنگی دارد، همه آن چیزی است که در موزه یادمانهای شهدای مسجد فقیه سبزواری جانمایی شده است، با یادگاریهایی از اولین شهید محله طلاب و ...
وقتی تصمیم گرفتم به این مسجد بیایم، با 100میلیون تومان اعتباری که به خانه عالم تعلق میگرفت و با همت مردم دو طبقه ساختیم و مسجد سروسامان نسبی گرفت. قبل از آن مسجد هیچ کمک درخور توجهی دریافت نکرده بود و حتی دیوارها طوری بود که از کوههای مجاور آب به داخل مسجد جاری میشد. یکبار پنکه روی سر خانمهای نمازگزار افتاد. باید اوضاع را درست میکردیم تا جوانها و نوجوانها را جذب کنیم. به همین دلیل آستین بالا زدم و از مردهای محل هم کمک گرفتم. با هر مقدار اعتباری که جمع میشد بخشی از فضا را درست میکردیم. اینها بخشی از روایت غلامرضا غلامی روحانی جوان مسجد است.
سال 1337 بود که قدیمیترهای محله کوی دکتری خواستند مسجدی داشته باشند تا در آن بتوانند در کنار عبادت همبستگی بین همسایهها را بیشتر و مشکلات اهالی را رتق و فتق کنند. آن سالها یکی از مهمترین کاربریهای مسجد رفع مشکلات اهالی محله و ایجاد دوستی بین آنها بود. این شد که زمینی را خریدند و چند نفر از بزرگترهای محله مانند حسنخسرومنش، محمدنیا، محمدی، غفوریان و مسلمدوست هزینههای کلان ساخت را دادند و بقیه اهالی هر چه در چنته داشتند گذاشتند تا دیوار مسجد بالا برود و سقفی بر سر دوستیهای محله نبش خیابان ابومسلم20 شکل بگیرد.
کوچه شهید آوینی 43 (شهید صادق حسین پورعلوی) مدتها مرز منطقه شهری و روستایی بوده است. سمت چپ این خیابان از سمت بولوار آوینی، زمین کشاورزی و زمینهای بایر بوده است، اما در سمت راست اهالی قدیمی با بیشتر از 30سال سکونت دارند. قدیمیها میگویند که این کوچه به کوی امام خمینی(ره)معروف بوده و حکایت از علاقه زیاد مردم به امام خمینی(ره) داشته است. از دیگر ویژگیهای قدیم کوچه، وجود چند مرغداری بوده است که با پیگیری اهالی یکی یکی جمع میشوند. یکی مخروبه و دیگری بوستان گلشن شده است و سومی هم انبار شده است.
خیابان رسالت91 بهواسطه اینکه به خیابان طبرسیشمالی منتهی میشود، یکی از معابر پرتردد است. این خیابان جزو محله سیسآباد است. بنا به گفته قدیمیها، نام اصلی این محدوده «سیسواد» بوده است، آنهم بهدلیل اینکه 30نفر از بزرگان روستا سواد قرآنی و مکتبی داشتهاند، اما با گذشت زمان، سیسواد به «سیسآباد» تغییرنام یافته و حدود یک دهه است که روستای سیسآباد به محدوده شهری منطقه3 پیوسته است.
حسین شریفی تخصص اصلی اش مداحی و نوحه و مکبری است، اما در کنار این ها، مجریگری می کند، عکاسی را به صورت حرفه ای انجام میدهد، مسئول فرهنگی وهنری سپاه مقداد است، در اردوهای جهادی حضوری فعال دارد و به تازگی سرکشیک گشت های امربه معروف و نهی ازمنکر است. این ها نشان میدهد کارنامه زندگی جوانی که 20بهار را گذرانده و در محله طلاب به دنیا آمده و بزرگ شده، پربار است.
تنها یک اتفاق کافی است تا زندگی آدم از اینرو به آنرو شود. به خودت میآیی و میبینی که سالهاست آدم دیگری شدهای و در مسیر دیگری گام برمیداری. «غلاممحمد منصوریان» هم یکی از آن آدمهاست. یک اتفاق زندگیاش را تغییر داد و حالا مسیری را که طی کرده است، دوست دارد و با اشتیاق از آن صحبت میکند. اما پیش از آن در ابتدای گفتوگو از آغاز راه و اتفاق بزرگ زندگیاش میگوید.
محمدرضا نوری، عضو هیئت امنای مسجد سید الشهدا(ع) میگوید: آپارتمانهای زیادی در محله حجاب وجود دارند که جمعیت فراوانی را در خود جا دادهاند. از ابتدای شیوع کرونا با اجرای طرح «مسجد، سنگر سلامت» که به مناسبت اولین سالگرد شهادت سردار شهید قاسم سلیمانی در ایام کرونا شروع شد، به شناسایی بیماران کرونایی پرداختیم. نیروهای بسیجی مسجد در این طرح، افراد یا خانوادههای کرونایی را شناسایی میکنند تا بتوانند خدمات درمانی و بهداشتی را در اختیار آنها قرار دهند.
در سالهای نه چندان دور که خانههای شهر یکطبقه و با سقفهای شیروانی و درهای چوبی ساخته میشد، گرداگرد مشهد زمینهای کشاورزی و باغهای انگور و سیب بود؛ کوچه پروین اعتصامی19 نیز تا همین 60سال پیش مزرعه گندم بود که جوی آب بزرگی برای آبیاری داشت اما کم کم با افزایش جمعیت و مهاجرت افراد از دیگر شهرها برای مجاورت با امام رضا(ع)، این زمینها از بین رفت و به جای آنها اول خانههای یک طبقه و به مرور ساختمانهای چندطبقه مسکونی بسیار زیادی ساخته شد.
شمایل شهید حسین صادقی در همان ابتدای ورود به خیابان، روی دیواری بلند دیده میشود. او یکی از اهالی همین محله بوده که سال ١٣٦٢ در عملیات خیبر در جزیره مجنون به شهادت میرسد. ابتدای امسال به درخواست اهالی و مشارکت اداره فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه6 شمایل او روی دیوار این محله نقش میبندد. کوچهای که سالها با نام ٢٢بهمن یا کوی صادقیه شناخته میشد اما حالا مدتی است که به نام یکی از شهدای محله نامگذاری شده است.