6سال بیشتر نداشته که به حفظ و قرائت قرآن علاقهمند میشود. از آن روز تا حالا حداقل 2ساعت در شبانهروز را به تلاوت قرآن اختصاص میدهد. معتقد است بیشترین آرامش را در زندگی قرآن به او هدیه داده است. در این شماره با سجاد دانشور، نوجوان ١5سالهای گفتوگو کردهایم که تا به امروز موفق به حفظ 9جزء قرآن شده است.
کوچه مسلمجنوبی8 تنها معبری است که خیابان مسلم را به رسالت وصل میکند. این کوچه که حالا 2مسجد، دارالقرآن، هنرستان، مرکز بهداشت و... را در برمیگیرد، در قدیم روستا و قبرستان شقا را شامل میشده است. برخی قدیمیهای محله میگویند مکان دینی محله در دورهای به مسجد شفا هم معروف بوده است و علت آن نذر زنی تهرانی برای بچهدارشدن بوده است و با برآورده شدن نذرش، قالی گرانقیمتی برای مسجد خریده است.
پیداکردن نوجوانان و جوانان آیندهدار محلات کار چندان دشواری نیست. کافی است گوشی را برداری و به یکی از فعالان پایگاههای فرهنگی مساجد زنگ بزنی و سراغ یکی از جوانان بااخلاق و فعال محله را بگیری. مصطفی زاهدی بیستساله، دانشجوی سال دوم رشته دندانپزشکی دانشگاه علومپزشکی مشهد، یکی از امیدهای محله مسلم است که به ما معرفی میشود. کسی که چندین رتبه برتری مسابقات علمی در دوره متوسطه و نیز راهیابی به مرحله استانی را در کارنامه تحصیلی دارد.
خدیجه بلقوریان، حافظ کل قرآن، تاکنون ۲۰ نفر از بانوان محله رسالت را به افتخار حافظی کلام وحی رسانده است.
روایت جفتوجور کردن جهیزیه برای عروسودامادهای کمبضاعت بهدست مسجدیهای یک محله، برمیگردد به سخاوت و میانداری نیکوکارانی در محله میثم که تازگیها با فعالیت امامجماعت جدید، برنامههایشان گستردهتر هم شده است.
یکی از اهالی محله در اینباره میگوید: 25سالی میشود که همسایه دیواربهدیوار مسجد هستیم. نه اهل نماز جماعت بودم و نه با مسجدیها میانهای داشتم، اما از سال قبل که حاجآقا براتی بهعنوان امامجماعت به مسجد محله آمده، روال تغییر کرده است. خیلی از اهل محله مسجدی شدهاند.
کشف و پرورش استعدادها که بازتابش بالارفتن اعتمادبهنفس و خودباوری دانشآموزان است، از اهداف مهم کسانی است که یک دهه قبل تصمیم به راهاندازی مجموعه علمی شهید تهرانی در دل مسجد محله شهید قربانی گرفتند. این پایگاه روزبهروز قوت بیشتری گرفت و حالا یکی از مجموعههای علمی است که خیلیها روی آن حساب میکنند.
خیابان معلم26 از معابر فرعی بولوار معلم است که شهروندان زیادی در آن تردد دارند. این معبر جزو معدود معابر فرعی بین بولوارهای فرهنگ و معلم است که از 2طرف بازگشایی شده است و این 2بولوار را به یکدیگر متصل میکند.
حمد صفایی شهری متولد 1334 است. او تا پیش از رفتن به خدمت سربازی نه اهل رفتن به هیئت بود و نه حتی نماز را پیوسته میخواند. صفایی درباره دوران جوانی خود و چگونگی جذبش به مسائل دینی میگوید: من تا پیش از رفتن به خدمت سربازی آن چنان اهل خواندن نماز و روزه نبودم. بیشتر علاقه داشتم به سینما بروم و خوشگذرانی کنم تا اینکه به سربازی رفتم و با شخصی به نام سیدهاشم دوست شدم.
نام «نیرهالسادات احتشامرضوی» همیشه در کنار اسم همسرش «شهید نوابصفوی» آمده است؛ برای همین کمترکسی میداند که او پیش از آنکه همسر نواب باشد، دختر نواب احتشامرضوی، سرکشیک پنجم حرم و یکی از رهبران واقعه گوهرشاد در مشهد بوده است. نیره احتشامرضوی در زمان غائله کشتار مردم در صحن مسجد گوهرشاد و کشف حجاب رضاخانی، دوسالهای بیش نبوده است؛ برای همین حرفهای او درباره این اتفاق پیش از آنکه برخاسته از خاطره باشد، براساس شنیدههاست.
در گرمای تموز سال1314 مشهدیها برای تن ندادن به قانونی که به اجبار کلاه بر سر مردان میگذاشت تا شش ماه بعد بتواند چادر از سر زنانشان بردارد، در مقابل گلولههایی ایستادند که شمار کشتگانش مشخص نیست اما سرخی خونش هنوز از پیشانی شهر پاک نشده است. قصه از این قرار است که10 سال از روزگاری که رضاشاه در ایران تاجش و اسدی -در رتقوفتق امور آستان قدسرضوی- عمرِ خود را به حراج گذاشته بود، میگذرد. تجددگرایی و تلاش رضاشاه برای مدرن شدن سبب میشود تا فروردین 1314، در مدرسه شاپور شیراز عدهای دختر پس از خواندن دکلمه و سرود به ورزش و ژیمناستیک میپردازند. با دیدن این صحنه به نشانه اعتراض صدا بلند میکنند. ساعتی نمیگذرد که شهر با معترضان همراه میشود و دستههای راهپیمایی مردمی کوچه و خیابانهای دیارِ شعر را قرق میکند.
«وقتی در مقابل پدرم و مادرم نشستم و گفتم قصد داریم مراسم ازدواجمان را در مسجد محله برگزار کنیم با چهره متعجب مادر و ابروهای در هم کشیده پدر روبهرو شدم. صدای پدرم جدی شد و گفت: «حرفت را دوباره تکرار کن!» من هم مصممتر از قبل گفتم «من و عاطفه قصد داریم مراسم ازدواجمان را در مسجد پنجتن بگیریم، البته رضایت شما برایمان مهم است.»حامد با تعریف این صحنه میگوید پدر و مادرش پس از گفتوگوی بسیار با او، حرفش را خیلی جدی نگرفتند و با این تصور که خانواده همسرش مخالفت خواهند کرد، به او گفتند: «نظر خانواده همسرت مهم است.»
بولوار شهید آوینی مسیر اصلی دسترسی شهروندان ساکن محدوده گلشهر به دیگر نقاط شهر و بهعکس است. در ابتدای این بولوار خیابان آوینی5 قرار دارد. این خیابان روبهروی کلانتری انتظامی گلشهر و در جوار بوستان آلالههاست. انتهای آن به خیابان گلریز گلشهر میرسد که در گذشته به عنوان قلعه کهنه گلشور یا گلشن شناخته میشده است.
خیابان وحید9 بهدلیل وجود مدارس و پژوهشسرای ابوریحان، از همان گذشته به چهارراه مدرسهها معروف بوده و هست. چهارراه مدرسهها یک ویژگی دیگر هم دارد و آن وجود بازار سمساریهاست که به قول کسبه از دهه70 پا گرفته است و بیش از دهها مغازه را شامل میشود. در کنار همه اینها بنگاههای اتومبیل آن را شلوغ کرده است. این خیابان وصل به میدان عسکریه میشود که قدیم به نام شیر محمد معروف بوده است.
سید علی عنبری از اهالی محله الهیه که اکنون نزدیک به 9دهه از زندگی خود را پشت سر گذاشته است، 9سال پیش قطعه زمینی به وسعت 600مترمربع را برای ساخت مسجد وقف کرد. زمینی که اگر کاربری مسکونی داشت این روزها برای سوداگران ملک و آپارتمان در الهیه حکم طلا را داشت و بیش از 10میلیارد تومان ارزشگذاری میشد.حاج علی همان 9سال پیش، به غیر از وقف زمین، برای ساخت مسجد رقمی حدود 2میلیارد تومان هم برای ساخت آن هزینه کرد.
کوچه شریعتی6 را میتوان مرکز محله رازی محسوب کرد. این کوچه پایگاه اصلی اعضای شورای اجتماعی محله است و از قدیمیترین کوچههایی است که در محله توسعه پیدا کرد. مهمترین ویژگی این کوچه وجود مسجد و حسینیه سیدالشهدا(ع) در آن است که با داشتن خیریه و کانون فرهنگی، محل اتفاقات خیر زیادی در محله است.
«مسجدالاقصی» را همه قدیمیهای محله اقبال میشناسند. از زمانی که اینجا خیابانی خاکی بود و هنوز خانهها کوچههای این محل را احاطه نکرده بودند این مسجد به همت یک بانی شخصی ساخته شد تا تبدیل به پایگاه فرهنگیمذهبی اهالی محل شود.
همین که علیرضا یوسفی به سن نوجوانی رسید علاقه داشت وارد عرصه طلبگی شود، اما معلمش از او میخواهد برای این تصمیم عجله نکند. او امروز این راهنمایی معلمش را توصیهای عاقلانه میداند چراکه میبیند کسانی که در سنین بالاتر وارد مدارس حوزه میشوند با انگیزه و اعتقادات محکمتری راهشان را ادامه میدهند. او به توصیه معلمش تحصیلاتش را تا پایان پیش دانشگاهی ادامه میدهد حتی کنکور شرکت میکند و در دانشگاه فردوسی قبول میشود، اما تصمیمش را میگیرد و برای ادامه تحصیل وارد حوزه علمیه میشود
زمانی که قرار بر خاکبرداری مسجد در سال 68 شد آقای صابریفر شهردار وقت، پیشنهاد داد از خیّران دعوت کنند تا مبلغی برای ساخت مسجد فراهم شود. این شد که خیّران را دعوت کردند و تنها یکی از خیّران دو چک 50هزار تومانی داد. کار را که به پشتوانه همان چکها آغاز کردیم صاحب چکها آمد و گفت چکها را بانک نبریدممکن است برگشت بخورد. بعدها متوجه شدیم که او چون میدانسته آقای صابریفر شهردار است آن چکها را به ما داده تا بعدها بتواند خدماتی از شهرداری دریافت کند.
بولوار شهیدان خلیلی که در گذشته با نام زکریا شناخته شده بود، قدمتی بیش از 50سال دارد. این معبر به 2خیابان شهید دکتر بهشتی و شهید جهانآرا متصل میشود. در این خیابان منزل خانواده شهیدان خلیلی، شهید امینیان، شهید ناصرالشریعه و شهید جلائیان است.
در بولوار مفتح شرقی 6 جایی که اکنون با خانههای مسکونی یک یا حداکثر 2 طبقه محاصره شده است، روزگاری زمینهای خالی و افتاده و مزروعی بوده؛ زمینهایی که زمانی جزو محدوده شهری به حساب نمیآمد. سال 1379 کمکم ساختوسازها در این محدوده شروع شد و کوچه شهید «محمدرضا محور» شکل گرفت.