مسجد - صفحه 47

ماجرا از جایی شروع می شود که امام جماعت مسجد امام رضا(ع) در محله خواجه ربیع تصمیم می گیرد چراغ کارآفرینی را در این محدوده روشن کند و چه جایی بهتر از مسجد. هم او و هم دیگرانی که دغدغه محله را دارند، کارآفرینی برایشان مهم است و به همین دلیل یکی از کارآفرین های برتر کشور را دعوت می کنند تا تجربیاتش را در اختیار دیگران بگذارد. به این منظور برنامه ای مهیا می شود و عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر هم به این نشست دعوت می شود.
کوچه شهیدصدوق۶  یکی از معابر فرعی خیابان بورس صنایع چوبی است، اداره پست یکی از ظرفیت های ویژه این کوچه است.
قلعه‌ نکاح سال‌هاست تخریب شده و جایش را به بناهای رنگارنگ داده است. از مغازه گرفته تا ساختمان‌های بلند مسکونی اما هنوز آثاری از قلعه نکا ‌باقی است.
روایت‌های سیدعلی‌اصغر بامشکی درست از روزهای هفت‌سالگی‌اش آغاز می‌شود؛‌ وقتی که فقط شاهدی خردسال برای وقایع قیام 15خرداد1342 در مشهد بود و در روزهای جوانی بعد از آشنایی‌اش با شهیدهاشمی‌نژاد و رفتن به کانون بحث و انتقاد دینی در مسجد صاحب‌الزمان(عج) اوج گرفت.
مهریز نام یکی از معابر اصلی در ابتدای بولوار حر است. خیابانی که تا سال‌ها به نام خیابان ده متری معروف بوده است. به گفته قدیمی‌ها اینجا جزو اولین خیابان‌های خاکی منطقه بوده که حوالی سال‌های ٦٥ آسفالت می‌شود. باغ تره‌ها و زمین‌های خاکی اطراف این معبر حالا جایش را به آپاراتی‌ها، لوازم یدکی، باتری‌سازی و... داده است.
بعضی محلات نقش پررنگ‌تری در انقلاب و این رویداد سرنوشت‌ساز تاریخی دارند. محله کوی سلمان و مسجد امام حسن مجتبی(ع) در منطقه5 یکی از آن پایگاه‌هایی بود که در بحبوحه انقلاب اسلامی، پایگاه جوانان و نوجوانان مبارز بود. تعدادی از آن جوانان را پس از 43سال دور هم جمع کردیم و خاطراتشان را ورق زدیم. خاطراتی پر از غرور و شادی و رشادت که با این مسجد و محله پیوند خورده است. خاطراتی درباره حمله به منزل پاسبانی شاه‌دوست، مستقرشدن در بیت آیت‌الله شیرازی یا نشستن روی لوله تانک در روز 10دی 1357.
هم‌زمان با آغاز نهضت امام‌خمینى(ره) در مشهد، موجى از شور انقلابى، فضاى این شهر مذهبى را فراگرفت. وجود بزرگانی مانند رهبر معظم انقلاب و در ادامه آیت‌الله شیرازی، میلانى، قمى، شهید‌هاشمی‌نژاد، مرحوم آیت‌الله طبسی و بسیاری دیگر، زمینه را براى ایجاد پایگاهى قدرتمند در مشهد مهیا کرده بود؛ آنچنان که سبب شد انقلاب در مشهد، به‌سرعت گسترش یابد و در‌نهایت نیز به پیروزی شکوهمندی دست یابد. در همه این فراز و فرودها و حوادث انقلابی شهر، کانون‌هایی مانند مساجد، پایگاه و خانه انقلاب اسلامی بودند که بررسی تاریخ آن‌ها، شاهد و روشنگر این مهم است.
ساخت این مسجد گره خورده بود به روزهای مبارزه مردم علیه طاغوت. این موضوع اشتیاق مردم و ساکنان محدوده را چندبرابر کرده بود. نمازگزاران با مینی‌بوس می‌رفتند تا در راهپیمایی شرکت کنند.انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید، خیال مردم راحت شده بود و اهالی این روستا دوباره دست‌به‌کار شدند و خیلی زود با کمک آستان قدس رضوی در عرض یک سال بنای مسجد را تکمیل کردند. در مراسم افتتاح، حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسن قرائتی هم بود. انتخاب نام مسجد هم از شور و هیجان مردم ناشی شد. آن‌ها دور هم جمع شده بودند و تکبیر می‌دادند. به همین دلیل حجت‌الاسلام قرائتی نام اولین مؤذن پیامبر(ص) را برای مسجد پیشنهاد داد.
خیابان ابومسلم در منطقه یک و در محله کوی دکتری(بهشت) قرار دارد. این خیابان به معابر مهمی مانند دانشگاه، بولوار احمدآباد، سلمان‌فارسی، پاستور، بابک، بهشت، احمد آباد3، قائم، احمد آباد7، احمدآباد5 و همچنین قائم20 متصل است. به گفته قدیمی‌های محله در گذشته به مجموع این معابر شفتالوزار می‌گفتند. محلاتی که خانه‌هایش بیشتر ویلایی و باغ‌مانند و متعلق به طبقه متمول بوده است.
«نوغان» پاخورترین کوچه اطراف حرم مطهر است که قدمتش بیش از 1500سال است؛ زمانی شهری در نزدیکی تابران بوده است. این دو شهر به همراه سایر روستاها ولایت توس را تشکیل می‌دادند. پس از شهادت امام رضا(ع) اراضی روستای سناباد شهر قدیمی نوغان هسته اصلی شهر مشهد کنونی را تشکیل دادند.
مساجد به‌عنوان مراکز دینی و فرهنگی نقش مهم و حساسی در ایجاد هسته‌های اولیه نهضت انقلاب اسلامی و جهت‌دهی به حرکت‌ها و جریان‌های مردمی داشته‌اند. نمونه‌ای از آن‌ها هم مسجد فیل در پایین‌خیابان است که حادثه آن احتمالا به‌عنوان نخستین رویارویی خونین حکومت پهلوی با مردم مشهد، در تاریخ ثبت شده است؛ اتفاقی که با تیراندازی پاسبان‌ها به سمت مردم هنگام دستگیری شهیدهاشمی‌نژاد باعث شد مردم پس از آن بیشتر در میدان مبارزه حاضر شوند.
سید محمد شاه‌عالمی روزهای اوج‌گیری انقلاب و بعد از آن را درک کرده است. در وقایع مهم مشهد همراه سیل خروشان انقلابی‌ها بوده و خاطره‌های زیبایی از رهبر معظم انقلاب، شهید هاشمی‌نژاد و مرحوم آیت‌الله طبسی دارد. خاطره‌هایش آن‌قدر از انقلاب شیرین است که متوجه گذر سه ساعته زمان نمی‌شویم.این مرد انقلابی که به اقتضای آن زمان دوشادوش انقلابیون تلاش می‌کرد، از سال 1364، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد و در عرصه‌های عمرانی و کارآفرینی خدمت می‌کند.
مردم این محله خوب به یاد دارند که شهید اسفندیانی هر روز راه‌های دور و درازی را می‌رفت و نفت را تهیه می‌کرد تا به دست مردم محله برساند. او حتی در آسفالت کردن این محله نقش پر‌رنگی داشت؛ به طوری‌که خودش برای هر کار خیری پیشقدم می‌شد. روزی که می‌خواستند این محله را آسفالت کنند، خودش بر تراکتور نشست و کوچه‌ها را برای آسفالت آماده‌سازی کرد. از مهربانی و محبوبیت این شهید هر چه بگوییم کم گفته‌ایم؛ چرا که هنوز که هنوز است، یاد و نامش زبانزد این اهالی است.
خیابان مهرآباد21 یکی از قدیمی‌ترین کوچه‌های محله و به اذعان اهالی پرتراکم‌ترین محدوده محله است. این کوچه قدمتی حدود 50سال دارد و تا همین چند سال پیش به نام ده‌متری سلمان شناخته می‌شده است. در حال حاضر این کوچه به نام «مهر» نام‌گذاری شده است. ابتدای کوچه از راسته اصلی مهرآباد شروع می‌شود و انتهای آن به بولوار الزهرا(س) می‌رسد. تقاطع این کوچه با بولوار الزهرا(س) مسدود شده بود که با اعتراض اهالی بازگشایی شد. در حال حاضر زمین این معبر، اختلاف سطح جالب توجهی با محله‌های هم‌جوار دارد که باعث سختی تردد وسایل نقلیه است.
آقای تدین، حاج آقا سیدان را از قبل می‌شناختند. پس از اتمام ساخت مسجد به ملاقات حاج‌آقا سیدان رفتند و به ایشان گفتند که مسجد ما، امام جماعت ندارد و ما متفق‌القول به این نتیجه رسیده‌ایم که شما امام جماعت مسجد ما بشوید. در آن زمان روحانیون منبری‌ای همچون آقای سیدان که منبرهای بسیار پرباری داشتند و معروف بودند را برای مراسم‌های مختلف به تهران دعوت می‌کردند و به همین‌خاطر حاج آقا به آقای تدین گفتند شما شرایط من را می‌دانید، من نمی‌توانم قبول کنم چون امام‌جماعت باید هر روز جهت اقامه نماز در مسجد حاضر باشد و این امکان برای من نیست. آقای تدین بارها به سراغ حاج آقا رفتند و هربار ایشان جوابشان منفی بود. دفعه آخر آقای تدین عبا و عمامه خود را در‌آوردند و نشستند و به حاج آقا گفتند من از اینجا نمی‌روم تا شما جواب مثبت بدهید.حاج آقا سیدان تأملی کردند و گفتند قبول می‌کنم و چنین شد که فرد سرشناسی همچون حاج آقای سیدان، امام جماعت مسجدالجواد (ع) شدند.
مهدی حامدی‌فر متولد سال1385 و دانش‌آموز کلاس دهم هنرستان است. در رشته تعمیر موتور خودرو درس می‌خواند و ساکن محله بهمن است. از سال1397 مسیر زندگی‌اش با ورزش رزمی کیک‌بوکسینگ هم‌سو شده است. حالا 8مقام قهرمانی استانی، کشوری و بین‌‍‌المللی او را در این عرصه ثابت‌قدم و ماندگار کرده است. او در پایگاه بسیج مسجد الزهرا(س) کلاس ورزشی برگزار می‌کند و شاگردانی بین 7سال تا 12سال دارد.
عبادی ۷۰ کوچه شهید حسین نیلیایی که قدیمی‌های محله به نام کوچه قلعه سمزقند آن را می‌شناسند، معبری با قدمت بیش از یک قرن است.
قرار است چند برگ از دفتر خاطرات انقلابی جواد سقای‌رضوی را ورق بزنیم؛ مردی که در هسته مبارزات است و اتفاقات جالبی را رقم می‌زند؛ اتفاقاتی گاه شیرین و گاه تلخ. مبارزی که از موسسان مهدیه مشهد و صندوق انصارالمهدی است و از پیش از انقلاب اسلامی مدیریت آن را برعهده دارد و رئیس هیئت‌مدیره مرکز توان‌بخشی فیاض‌بخش نیز هست. کسی که می‌گوید: 23بهمن چند معلول آمدند پیش آیت‌الله مجتهدی. گفتند رئیسمان طاغوتی بود، بیرونش کردیم و حالا نان نداریم بخوریم. آیت‌الله من را فرستاد تا ببینم حرفشان چیست. رفتن من همانا و ماندنم همان؛ از همان روز تا الان در آسایشگاه فیاض‌بخش هستم.
اوایل دهه70 خانه‌های خیابان آزاده در مرحله سفت‌کاری به اسرای به وطن‌برگشته تحویل داده شدند و هنوز هم بعد از ساخت و سازهای بسیار، آزاده‌ها بیشترین ساکنان این خیابان را تشکیل می‌دهند. در کوچه آزاده7 همچنین خانواده‌های شهدای زیادی زندگی می‌کنند. یکی از خاطرات تلخ اهالی در این کوچه مربوط به شیوع وبا در اوایل دهه80 و سوزاندن اجساد در زمین‌های خالی انتهایی است.
خیابان امام رضا (ع) به طول ۱۷۰۰ متر یکی از خیابان‌های اصلی شهرمشهد است که نقطه اتصال زائران از پایانه مسافربری امام رضا (ع) به حرم مطهر رضوی است.