مکبر نوجوان حرم مطهر رضوی از همان کودکی همراه پدر به مجالس عزاداری و نوحهخوانی ائمه (ع) میرفت و از هفتسالگی درجلسه مداحی مسجد اماممحمدباقر (ع) شرکت میکرد.
علی اصغر خاکساری که بهدلیل ظرافت آثارش جزو هنرمندان قلمزن برتر جهان است، با ذرهبینهای خیلی قوی کار میکند و این موضوع به چشمانش آسیب زده است.
داستاننویس مشهدی میگوید: عیدگاه نمونهای از یک شهر کوچک بود که چند قهوهخانه خیلی خاص داشت. یکی از آنها، قهوهخانه «دربانها» بود که پاتوق آدمهای درستوحسابیتر بود.
نخستین دوربینهای عکاسی در دوره قاجار به ایران آمدند، با این حال بسیاری از عکسهای ثبتشده از آن دوران را دوربین عکاسهای خارجی، ماندگار کرده است.
ملیحه کیانطلب در بیست سالگی براثر بیماری ناشناختهای توانایی راه رفتن را از دست میدهد و بعد از مدتی متوجه قدرت دستانش در بافتنی و چرمدوزی میشود.
زهرا عراقی، شاعر کودک و نوجوان امسال مقام سوم جشنواره رضوی را کسب کرد. از او تاکنون سیصدشعر کودک و نوجوان در مجلات مختلف به چاپ رسیده است.
بهترین تفریح بچههای مرکز خیریه «امید فردای توس» در محله شهیدآقا مصطفیخمینی این است که ساعتی از روز را اینجا پشت دستگاه فرتبافی بنشینند، چیزی ببافند و با همسالانشان ارتباط برقرار کنند.
علی احسانپور در آغاز فصل جوانی و درحالیکه ۳۲ بهار از زندگیاش میرود، چند مقام کشوری و بینالمللی را در کارنامه هنری خود دارد و یکی از برترینهای هنر خوشنویسی است.
حبیبالله بیگناه، که هفتم آبان سال ۹۹ دار فانی را وداع گفت، اسمی بود که لابهلای شعرها، خاطرات و عکسهای قدیمیهای شعر و ادبیات مشهد زیاد به چشم میخورد.
غلامرضا زعفرانیه میگوید: هر روز همدرد کسانی هستم که عزیزی از دست دادهاند. خودم عزیزان زیادی از دست دادهام که همینجا آرام گرفتهاند؛ پدر و مادرم و معصومه، همسرم.
جواد خالقی عکاسی پرتکاپوست که همه انواع عکاسی را تجربه کرده است؛ از طبیعت و سوژههای اجتماعی گرفته تا عکاسی آتلیهای و خبری! تلاش او برای تشویق هنرمندان عکاس برای پرداختن به سوژههای بومی بهانهای برای همراهی با این هنرمند شد.
سیدمجتبی ذبیحی از دوره راهنمایی، آنقدر عاشق سرود بود که دستآخر شغلش همین شد، مربی سرود! او اکنون در کارنامه خود، رتبههای برتر کشوری زیادی دارد.
ناهید دلشاد که خیاطی هنر اجدادی اوست، احیاکننده ۵۵رشته سوزندوزی، مبدع الگوهای ایرانی لباس و پیشگام مد در حوزه لباسهای سنتی است.
ابوطالب عندلیبیان، هنرمند عکاس مشهدی، تمام هموغمش را طی چندسال گذشته به جمعآوری عکسهای قدیمی از حرممطهر و تدریس دورههای آموزشی عکس و فیلم گذاشته است.
همهچیز بهدنبال یک اتفاق شکل گرفت؛ اتفاقی که باعث شد نخاع محسن جعفریاری آسیب ببیند و ورق زندگیاش برگردد. زمانیکه محسن از همهجا ناامید شد، با دیدن دفترچه نقاشی دوران خدمت، قلم به دست گرفت.
اشکان ضیایی تعریف میکند: رفتم طبقه سوم و جایی برای نشستن پیدا کردم و آنقدر حالم بد بود که خوابم برد. ناگهان کنار دستیام با آرنج به پهلویم زد که «اسمت را اعلام کردند؛ نامزد دریافت جایزه شدی.»
میگوید: کار معرق در حرممطهر از بینظیرترین و محکمترین کارها در کشور است. در اصفهان کاشی را با گچ میساختند که به همین دلیل مقاومت کمی داشت، در اینجا با زدن سیمان، مقاومتشان را زیاد میکردیم.
فرشید تمری، کارگردان تئاتر و نمایشنامهنویس مطرح مشهدی، اثری را در حمایت از مردم غزه به روی صحنه میبرد.
رسولزاده در تئاتر «خواستگاری»، نقش مردی آذریزبان به نام آقارجب را بازی میکند؛ «ماجراهای این آقارجب، ادامهدار شد و من در این نقش، طوری جاافتادم که اهالی تئاتر مشهد، عنوان آقارجب را به من دادند.»
سمیرا حدادیانمقدم مدرس نقاشی است و در گالریاش، طراحی، آبرنگ، مدادرنگی، رنگروغن و سیاهقلم تدریس میکند. او در دانشگاه، گرافیک خوانده و تاکید دارد نقاشی و گرافیک، ارتباطی به هم ندارند.