هنرمند - صفحه 14

سیدعلی الموسوی شاعر ۳۱ ساله توان‌یاب محله راه آهن است که از ۱۶ سال پیش، درست در همان روز‌هایی که مادرش را از دست داد، طبع شاعری اش گل کرد و شعر می‌سراید.
دکتر قاسم رسا آخرین ملک‌الشعرای آستان قدس بود که اشعار او با سنگ و لعاب درآمیخته و بر معماری حرم، نقش بسته است. او همچنین پزشکی چیره دست بود.
مرتضی جوانشیر مبتلا به cp یا همان فلج مغزی است اما این به آن معنی نیست که دست روی دست بگذارد و عبوس، بنشیند کنج خانه. برعکس، خیلی هم‌تر و فِرز است و تا‌جایی‌که بدنش کم نیاورد می‌رود دنبال علاقه‌هایش.
بسیار پیش آمده است که وقتی در پارک‌ها قدم زده‌ام، درخت‌های پوسیده وخشکی را دیده‌ام که مصرفی جز برای تبدیل شدن به زغال، تخته و... نداشته‌اند و آن‌ها را به شکل‌های زیبایی در آورده‌ام که همه از آن استقبال کرده‌اند. 
زهره موسوی با دیدن کار‌های ون‌گوگ دل‌باخته نقاشی شد، با دوست‌داشتن زمین و خاک انگشتانش را لابه‌لای گِل‌ها بازی داد و از دنیای نقاشی و سفال به خلق آرت‌موزائیک روی‌آورد. این میان کمی هم مجسمه‌سازی کرد.
خانم حیاتی با اعتقاد به تفکرِ «رهبر باش، نه دنباله‌رو» نخستین پروژه هنری خود را با استفاده از مواد زائد کارخانه رنگ‌سازی آغاز کرد. او با تأسیس شرکت تعاونی «هنرمندان کارآفرین گلبهار» بدنبال ایجاد زمینه مناسب برای فعالیت اقتصادی بانوان بود.
محدثه نادی؛ زنی است که کارآفرینی را با خلاقیت پیوند زده تا بتواند همیشه حرفی برای گفتن داشته باشد. او از همان روز اول دو هدف را برای خودش ثبت کرد؛ کارآفرین باشد و چرم را به دست همه برساند.
استاد انوشیروان فروغی می‌گوید: حداقل ۲۰ سال شیمی کاربردی کار کرده‌ام و خیلی از کار‌های نقاشی‌خط من با استفاده از مواد شیمیایی است که به استخدام هنر درآورده‌ام.
عفت داوودی به‌واسطه هنر خیاطی، کارگاه دوخت شال و روسری راه‌اندازی کرده و چند‌سالی است حال و هوای تعداد زیادی از زنان محله را رنگ بهتری بخشیده و نزدیک به پنجاه‌نفر برایش کار و از کنار این شغل، کسب درآمد می‌کنند.
مرضیه قدیمی می‌گوید: در خانه سالمندان به صورت افتخاری کار‌هایی مانند کوتاه و رنگ کردن مو‌هایشان و بیرون بردن آن‌ها برای تغییر روحیه را انجام می‌دهم. گاهی هم غذاهای دلخواهشان را در منزل درست می‌کنم.
مریم حسین پور با این‌که می‌توانست در رفاه و آسایش دختران نازپرورده بماند، اما ترجیح داد مسیری را انتخاب کند که با تلاش و عشق به هنر گره خورده است. او با فعالیت‌های فرهنگی و آموزش رایگان ده‌ها زن پناهگاهی برای بانوان محله شده است.
عماد نیرومند ۱۵ ساله و برادرش احسان ۱۰ ساله در چند هنر سررشته دارند. شعر، داستان‌نویسی، نمایشنامه‌خوانی، نقاشی و سفالگری. آنها در دنیای مجازی هم فعال هستند و وبلاگ ساخته‌اند.
«خلیل عکاس»، قدیمی‌ترین عکاس محله پورسیناست. کسی که محدوده بست پایین حرم سال‌ها، بهترین زمینه عکس‌هایش بود و با دوربین «لوبیتل» خاطره زیارت زائران امام‌هشتم (ع) را به‌یاد‌ماندنی‌ترین یادگاری و باارزش‌ترین سوغاتی‌شان کرد.
زهره یزدی‌خشت‌مال از پنج‌سالگی پای دار قالی بزرگ شده است. او صفر تا صدکار‌های قالی‌بافی را خودش انجام می‌دهد. کارآفرینی است که تاکنون صد‌ها نفر با آموزش‌هایش پای دار قالی نشسته‌ و به درآمد رسیده‌اند.
از مزایای قابل ذکر هنر سوخت‌نگاری می‌توان به ارزان و در دسترس‌بودن لوازم کار اشاره کرد، فقط با یک هویه ساده، یک تکه چوب، سمباده و یک طرح می‌توان اثر هنری بی‌نظیری خلق کرد.
محسن قصابیان فیلم سینمایی «نیوکاسل» را کارگردانی کرد؛ فیلمی اجتماعی با رگه‌هایی از طنز و نگاهی انسانی به جنگ و روابط خانوادگی. این تجربه نشان داد که او تنها بدنبال دیده شدن نیست، بلکه دغدغه روایت دارد.
مریم پاسبان مدار زندگی‌اش بر چرخش هنرمندانه چند نخ با میل قلاب‌بافی و میله‌های بافتنی چرخید تا به امروز که به استادی ماهر در هنر بافتنی تبدیل شده و حالا شاگردانی را آموزش داده و آنها هم از این هنر نان می‌خورند.
عسل جعفری‌زاده از سال گذشته به سمت هنر رفته و در رشته گل‌سازی با پارچه فعالیت می‌کند و می‌تواند هنر خود را به دیگران هم آموزش بدهد. می‌گوید: هنر را به‌خاطر اینکه با دست‌های خود می‌تواند زیبایی را خلق کند، انتخاب کرده است.
رامین میلانی نوازنده محله سجاد، از سال ۷۷ و در ۱۴ سالگی شروع به فراگیری موسیقی و ساز سنتور زیر نظر استادان بزرگ کرده است. او با دغدغه آشناسازی جوانان با موسیقی سنتی، به تدریس در این حرفه می‌پردازد.
علی آزادنیا از نسل هنرمندانی است که اوایل انقلاب با پست رسمی «بازیگر تئاتر» به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمدند. او با وجود بازنشستگی، هنوز از تئاتر دل نکنده، کلاس‌های بازیگری و کارگردانی‌اش را خودش اداره می‌کند.