غلامحسین اشرفیان پدر شهید و از پیشکسوتان هنر خوشنویسی است. او سنگ مزار فرزند شهیدش و دیگر شهدا را خطاطی کرده است. میگوید: یک رسالت بزرگ دارم؛ اینکه تا زمانی که زنده هستم، قلمم را از قرآن و ادعیه نگیرم.
یسنا فیروزی از هشتسالگی، زمانیکه بیشتر همسنوسالانش سرگرم بازی و تفریح بودند، عاشق دنیای خبرنگاری شد و با تلاش و پیگیری توانست فعالیت خود را در خبرگزاری پانا آغاز کند.
مهلا طی دوسال گذشته، عضو خبرگزاری دانشآموزی پانا شده و با همین سن کم، راه آیندهاش را پیدا کرده است و تابستانهایش را با فراگیری مهارت بیشتر در حرفه خبرنگاری و مجریگری میگذراند.
خانم بنایی آغازگر زنجیره آموزش رایگان خیاطی در مسجد امامسجاد (ع) بوده است. در این سالها حدود صد نفر آموزشهای رایگان خیاطی دریافت کرده و حدود پانزده نفر به مرحله کارآفرینی رسیدهاند.
فاطمه زرنگ اردیبهشت امسال در اردوی ملی دانشآموزی خبرنگاران دختر مسئلهمحور پانا توانست مدال افتخار خبرنگار برتر را به خود اختصاص دهد.
نازنین خاندان با همکاری چند نفر از دوستانش تابلویی از واقعه کربلا کشیده که حائز مقام برتر شد. آنها با رد پیشنهاد خرید تابلوشان به مبلغ صدمیلیونتومان، نقاشی را به آستان قدس رضوی اهدا کردند.
حتی نشستن روی صندلی چرخدار در پی ابتلا به بیماری نادر ژنتیکی هم نتوانست سد راه پیشرفت مرضیه میرزاپور شود. او به عنوان سردبیر نشریه محلی گلشهر و فعال فرهنگی همراه اهالی گلشهر بوده است.
این عکاس قدیمی محله شهید مطهری به زندهکردن نوارها و فیلمهای خاکخورده علاقهمند است. میگوید: این فیلمهایی که میبینید سالها دست من مانده است و هنوز به دنبالش نیامدهاند.
نگار بعد از هشتسال نواختن تار و سهتار و کسب چندین رتبه شهری و رتبه اول استانی و راهیافتن به مرحله کشوری تکنوازی تار، مطمئن است که آینده شغلی و حرفهایاش در همین مسیر رقم میخورد.
علاقه فریماه به شعر و کسب رتبه اول استانی در سرودن شعری در سیزدهمین جشنواره «نوجوان سالم» است؛ جشنوارهای که با هدف کنترل آسیبهای اجتماعی اردیبهشت ۱۴۰۳ در سطح استان برگزار شد.
الهه زارع توانسته سال گذشته در جشنواره فرهنگی و هنری «امید فردا» در بخش مشاعره بدرخشد. میگوید: تعداد شرکتکنندهها زیاد بود و من ۳۵ مشاعره انجام دادم و نفر دوم استان شدم.
مقداد واحدیمجد یک نقاش است که با ذوقی متفاوت برای ساختن «انسان» گام بردارد. او میگوید: نگاه من به دانشآموزانم مانند بومهای سفیدی است که هرکدامشان به ترکیب منحصربهفردی از رنگ و توجه نیاز دارند.
خانم صفایی پس از سه دهه تدریس، همچنان با همان شوق و انرژی روزهای ابتدای کار، تلاش میکند شاگردهایش را به غواصی در دریای بیپایان مثنوی دعوت کند. میگوید: همهچیز در خانه ما بهانهای بود برای یادگیری!
برادران شاهحسینی میگویند: ذوق و علاقه ما را هل میدهد و دودوتاچهارتا نمیکنیم و در مسائل اقتصادی ریز نمیشویم. همه علاقه ما در کار برای فردوسی و شاهنامه خلاصه شده است و لذت میبریم.
مهدی شریفی از معدود مداحان جوان شهرمان است که با حضور در کلاسهای آموزشی، مداحی را علمی و حرفهای آموخته است و حالا الگوی خیلی از همسنوسالانش است.
شهره شجیعی در جمعهای شاعران سپیدگوی مشهد بسیار شاخص و شناخته شده است. برگزیده شعر رضوی در سالهای۸۳ و۸۶ و برگزیده جشنواره شعر دانشجویان کشور در سال۸۴ بخشی از دستاوردهای ادبی شهره شجیعی است.
زهرا از زمانیکه برای همراهی مادرش که میخواست سنتور را یاد بگیرد، آموزشگاه رفت، مجذوب صدای سازهای گوناگون شد و حالا دو سال پیاپی مقام اول مسابقات تکنوازی مدارس را از آن خود کرده است.
از سال ۸۸ در هنرستان استثنائی دخترانه «دکتر فاطمه هادوی»، بخشی به عنوان «خانه رویش» احداث شده است تا دخترها بعد از دیپلم خانهنشین نشوند و بتوانند مهارت کسب کنند.
رسول انتظاریمشهدی ۱۱ سال است که مشغول سنگتراشی است. انتظاری یادگیری تراشیدن سنگ را با شاگردی کردن نزد اقوام مادریاش آغاز میکند و میگوید: اقوام مادریام نسل درنسل سنگتراش بودند.
فاطمهصغری کرامتی ۱۲ ساله که میشود، قالیبافی را از شوهرخواهرش یادمیگیرد. چند سال بعد از ازدواجش هم که به مشهد میآیند، در همین خانه فعلی در محله فاطمیه، با شوهرش کارگاه میزنند و سه تا دار قالی برپا میکنند.