نقاش - صفحه 2

سارا گلمکانی کسی است که با وجود بیماری استخوان شیشه‌ای‌اش مقام اول کشوری و مقامات استانی و کشوری دیگری را نیز در رشته پینگ‌پنگ آورده است.
حنانه باوفا شب‌های محله سیدی را با رنگ و قلم‌مو متفاوت کرده و حالا بیش از هشتاد شب است در اجتماعات شبانه حضور دارد. او برای اینکه کودکان خسته نشوند، با نقاشی پرچم و طرح‌های نمادین روی صورت آنها، به تجمعات رنگ‌وبوی دیگری داده است.
نقاشی دیواری بولوار وحدت یکی از آثار محمدعلی رضایی تربتی است. این نقاش مردم منطقه را خیلی خونگرم می‌داند: نقاشی با مردم ارتباط خوبی برقرار کرده؛ مثلا حین کار ماشینی از کنار آن رد شد، اما دور زد و آمد خسته نباشیدی به من گفت.
«طیبه مهری» هنرمند مشهدی است که در رشته‌های نقاشی، خطاطی، قالیبافی، طراحی روی مس، مجسمه‌سازی، طراحی لباس، نقاشی روی پارچه و چرم، قلم‌زنی روی فلز، قالیبافی و بسیاری دیگر از هنر‌ها حرفی برای گفتن دارد.
مائده محمدزاده از آغاز جنگ تحمیلی سوم هر شب با گواش و قلم‌مو در اجتماعات حضور دارد. می‌گوید: بزرگ‌تر‌ها معمولا متقاضی نقاشی پرچم هستند. پسربچه‌ها موشک فتاح مشکی دوست دارند. دختر‌بچه‌ها هم عاشق موشک صورتی هستند.
در محدوده زیرگذر گلشهر درست مقابل بابانظر ۳۷ بزرگترین نقاشی شهری رسم شده است. محسن رحمانی این آکواریوم ۲۰۰۰ متری را نقاشی کشیده و با این تصاویر حال و هوای زیرگذر را عوض کرده است.
آدمی که گوشی موبایلش هر ده دقیقه یک‌بار ساعت را اعلام می‌کند؛ خنده‌های ریزش کم از قهقهه‌زدن ندارد و یک خانه دویست‌متری را در نصف روز رنگ می‌کند؛ این آدم اگر شاعر نباشد، حتماً «علی تگزاس» است.
شهربانو علیزاده؛ خانم معلم مهربان کلاس‌های نقاشی در مسجد چهارده‌معصوم (ع) محله شهید‌قربانی است که به‌جز آموزش و تدریس، راه و رسم زندگی را به بچه‌ها آموخته و به‌قول خودش صبر و آرامش و تلاش را از آنها یاد گرفته‌ است.
صباغیان طوسی برای هنرمندان بعد از خود اسوه بود. او از نسل استاد و شاگردی بود. از نسلی که برای آموختن الفبای نقاشی، در خانه استادان زیادی را زد. آخرین پرده زندگی اش هم در کارگاه نقاشی جمع وجورش میان رنگ‌ها و بوم ها رقم خورد.
خیلی‌‏ها تا به حال سراغ مصطفی شریعتی، نقاش برجسته‌ای که به دلیل معلولیت جسمی‌‏اش، با پا نقاشی می‏‌کشد، رفته‏‌اند. خیلی‌‏ها از این هنرمندی‌‏اش تعجب کرده‌‏اند و برخی با چشمان از حدقه درآمده به نقاشی‌‏هایش چشم دوخته‌‏اند.
«کافه نقاشان» محلی است که نقاشان ساختمان مشهد در آن دور هم جمع می‌شوند و در فرصتی که هنوز صاحبکاری برای نقاشی کردن خانه‌اش به سراغشان نیامده است، گل می‌گویند و گل می‌شنوند.
سه سال پیش ابتکاری به ذهن هاجر سلیمی نمین رسید. بانویی که هنرش را در مسیر عشق و ارادتش به امام‌حسین(ع) بکار گرفته و حتی روضه‌هایی که پیش از این در خانه‌اش برگزار می‌کرد، حالا در استودیو هنری‌اش می‌گیرد.
مهمترین نقاشی دیواری‌های صدیقه اکبری در پارکینگ پارک کوهسنگی (۱۳۸۲)، بولوار ارشاد (۱۳۸۸)، زمین ورزشی پارک ملت (۱۳۸۸) و پارک وکیل‌آباد (۱۳۸۹) است نقش بسته است.
سمانه احسانی‌نیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی می‌کشد، سازدهنی می‌زند، سخنرانی‌های انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده‌ و به‌تازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راه‌اندازی کرده‌ است.
معصومه داه می‌گوید: وقتی در سال ۸۹ کانون شهید ابوذرغفاری تبدیل به یک کانون تخصصی هنر‌های تجسمی شد، به همراه دوستانم یک سال در مورد شاخه‌های هنر‌های تجسمی یعنی رشته‌های نقاشی، خوشنویسی، گرافیک، عکاسی و طراحی تحقیق کردم.
بعد‌از پانزده‌سال زندگی در پیرانشهر، فرزانه نخعی قرار بود به زادگاهش برگردد اما در مشهد کسی از کارنامه هنری او خبر نداشت. روزهای اول خیلی برایش سخت گذشت تا این‌که آشنایی با یک مدیر مدرسه، فرصت جدیدی را پیش رویش گذاشت!
زهرا داروغه می‌گوید: طراحی موجب شده آدم قوی‌تری شده‌ام. من قبلا صبور نبودم ولی الان برای اینکه یک طرح، خوب از کار در بیاید، باید حواسم را جمع کنم و به جزئیات توجه کنم تا به نتیجه‌ای که می‌خواهم برسم.
محمدجواد بذرافشان نقاش است و در ایتالیا درس خوانده او بیش از ۵ دهه است که این هنر را دنبال می‌کند. او نقاش انقلابی است و برای تظاهرات سال‌های بعد از انقلاب تصویر امام را نقاشی می‌کرده است.
فردین عبودی، نوجوان هنرمند و هم‌محله‌ای ما، ساکن محله ۱۷ شهریور است که از پنج‌سالگی تمام رویا‌های کودکی‌اش را با کشیدن طرح‌های مناظر بی‌جان و آثار باستانی می‌گذراند.
مغازه محمد برزو، برای خیلی‌ها جذاب است، او کارهای بسیاری می‌کند؛ حکاکی روی سنگ قبر، قلم‌زنی بر ظروف مختلف، ساخت و فروش صنایع دستی و...اما مهم‌ترین هنری که ما او را با آن می‌شناسیم، نقاشی است.