محرابهایی که به استناد کتیبههای حک شده بر کاشیهای زرینفام از قرن پنجم هجری قمری وجود داشته و در دورانهای مختلف مانند خوارزمشاهی، ایلخانی و صفوی تا عصر حاضر بارها مرمت، بازسازی و نوسازی شدهاند. در این میان اما محرابهای زرینفام ساخته شده به دست خاندان محمدبنطاهر و ابوزید از ارزشمندترین این یادگارها هستند که با نقوش و کتیبههای برجسته زرین و لاجوردی تزیین شدهاند.
این کوچه که به موازات خیابان امام رضا(ع) قرار دارد با طول بیش از 200متر یکی از طولانیترین کوچههای منطقه7 است که از یک سمت به بازار رضا و از وسط کوچه به امام رضا(ع)2 (کوچه کربلا) و در انتها به امام رضا(ع)6 راه دارد، کوچهای که در گذشته بین مردم به نام ضابط شناخته میشد؛ مردی مردمدار که جزو نخستین ساکنان کوچه بود. البته در گذشته این کوچه بهدلیل باریک و پرپیچوخمبودن و همچنین طولانیبودن به کوچه دراز مشهور بوده است.
نامش را که امروز 101سال از درگذشتش میگذرد، میتوان در فهرست آزادیخواهان مشروطه دید. چند صباحی را هم کنار میرزا کوچکخان در جنگلها پی مبارزه با استعمار اسب تاخته است اما در مشهد، او را «حیدرخان برقی» صدا میزنند تا نامش همردیف خدمتی که کرده است، ماندگار شود. در واقع «حیدرخان عمواوغلی» را باید نخستین مهندس برق در مشهدو «اولین مهندس راهاندازی کارخانه برق حرم مطهر رضوی» معرفی کرد که توانسته الکتریسیته را به شهر امامرضا(ع) بیاورد و در آستان ملائک پاسبان حرم حضرت دوست، چراغ بیفروزد.
به جرئت میتوان گفت این اولین بار در یک دهه گذشته است، که خانه تاریخی پریشانی را میتوان بدون خاک و نخاله و زباله دید. این بنا که سالها در اجاره زوار بوده است، حالا حوض حیاطش از زیر خاک بیرون آمده است.
روزنامه «ادب» نخستین و تنها روزنامه مشهد پیش از مشروطه است که از سوی ادیب الممالک فراهانی در 4رمضان 1318هجری قمری(1279خورشیدی) منتشر می شود.
«جنت» یکی از پیادهراههای باقی مانده از مشهد قدیم است که در دل یک بافت تاریخی شکل گرفته است. بیشتر مردم خاطرات بسیاری از بازار پررونق آن دارند. این پیادهراه تاریخی با وجود خانههای قدیمی و فرهنگسرای بهشت بهعنوان یکی از خیابانهای هویتی محسوب میشود که گوشهای از تاریخ شهرمان را به نمایش گذاشته است.
قدمزدن در کوچه امت27 (شهید علیاکبر درخشی) را به فهرست گشتوگذارهای خود اضافه کنید. کوچهای در محله حسینآباد که انتهایش ما را به میل کوره آجرپزی قدیمی شاهخراسان میرساند و پشت این کوچه بوستان بزرگ امت و پارک بازار و پردیس سینمایی هم هست.
در ابتدای پایینخیابان که خیلی از بناها بهروزرسانی شده و در معدود بهجاماندهها هم فقط تصویری غبارگرفته از ابهت پیشینشان دیده میشود، میتوان یکی از دو ساباط بهیادگارمانده از مشهد قدیم را یافت که برای جلوگیری از یورش مهاجمان با اسب، ساختهاند. این ساباط ابتدای کوچهای بنبست است که در گذشته هفت خانواده ساکن آن بودند.
زینالعابدین میرزای قاجار، نام خود را در تاریخ این شهر به عنوان فردی ماندگار میکند که برای اولین بار آماری دقیق و خانه به خانه از نفوس مشهد ارائه کرده است.
خاندان دارالضیافهایها که نسلشان به امام جواد(ع) میرسد، از زمان ساخت دارالضیافه تا چند سال پیش در آن خدمت میکردهاند و رابطه عاطفی عمیقی با نام خانوادگیشان دارند.
حدود15سال پژوهش در زمینه تاریخ شفاهی خراسان و مشهد دارد. 22هزار مصاحبه درباره خراسان در دوران مدیریت او در مرکز اسناد گردآوری شده است که 14هزار گفتوگو فقط خاص مشهد است. او دارای چندین مقام برتر در جشنوارههای متعدد مرتبط با تاریخ شفاهی است و از سویی نفر اول تاریخ شفاهی خراسان محسوب میشود و عضو هیئت مدیره انجمن تاریخ شفاهی کشور است.
گوهرشادآغا وقتی در 33سالگی پایش به مشهد رسید، هنوز جوهر مهر پادشاهی شاهرخ گورکانی بر پادشاهی ایران خشک نشده بود و خراسان روزهای آشفتهاش را سپری میکرد. باوجود این، او با محکمشدن فرمانروایی پسرش سلطان ابراهیم بر شیراز، با خواهر و مادرش راهی مشهد شد و در این شهر کلنگ ساخت بزرگترین مسجد را بر زمین زد.
تاریخ شکلگیری مسجد و حسینیه معتمد معلوم نیست اما طبق اسناد خانوادگی و وقفنامههای خاندان« بامشکی» حداقل 170 سال قدمت دارد. مسجدی که اکنون نیز پذیرای نمازگزارانی است که مسیر عبورشان از عیدگاه میگذرد. دو تن از خانواده بامشکی در این گفتوگو همراه ما هستند تا صفحهای از تاریخ پنهان مشهد را به روی ما بگشایند و درباره وقفی حرف بزنند که گرچه موقوفه هایش گم شده، هنوز خیر معنوی اش به بانیاش می رسد.
بر اساس آنچه کلنل جولیس دالمج روی نقشه ای که در انتهای سال1248 خورشیدی از مشهد آن زمان و بناها و گذرهای آن ترسیم کرده است، صرف نظر از بناهایی مانند باروت کوب خانه، توپخانه مبارکه، قورخانه قدیم و جدید و سربازخانه که هرکدام بخشی از محدوده ارگ قدیم مشهد را به خود اختصاص داده بودند، نزدیک به 28قراول خانه، خان زنبورک چی ها، دو تکیه داروغه و تخت داروغه بناهای شهری هستند که در مشهد حدود 150سال پیش نامشان با موضوع امنیت شهر گره خورده بوده است.
قدمت آتشنشانی در ایران، معاصر با دوره قاجار است؛مجموعهای با کمترین امکانات که تابلو«اطفائیه» همه شناسنامه آن بوده است. قصه آتش و مردانش اما با گذشت سالها تصاویر دیگری به خود میگیرد؛ درست یک قرن پیش با خرید ماشینهای آبپاش همگام با دنیا و امکاناتش، نوین میشود و با وسایل و امکانات به روزش به مصاف آتشمیرود.
دویست سال قبل، وقتی علی خیاط بخشی از زمینهای تهپلمحله را خرید، هنوز کشاورزی بیخ گوش مردم این محدوده جریان داشت. او همان زمان زمینهایش را در رضوان13 به باغچه تبدیل کرد و مردم آن را به «حیطه علیخیاط» میشناختند. قبل از فوتش هم وقفشان کرد با شرط اینکه تا سیسال بهازای متری یکقران به مردم اجاره داده شود و پولش در تابستان برای خرید یخ سقاخانه اسماعیلطلا صرف شود. بعد از آن هم با ساخت خانه، دست نیازمندان گرفته شود. با همین نیت خانههای زیادی ساخته میشود. که در طرح نوسازی، بخشی خراب شده است.
شهید رجایی یکی از خیابانهای قدیمی محله ایوان طرق است که بهواسطه بودن ایوان تاریخی طرق به این نام در بین اهالی شناخته میشود. قدمت ایوان طرق را محلیها بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ سال تخمین میزنند.
میدان عدالت مشهد یا آنگونهکه اغلب مردم این شهر از آن نام میبرند، «میدان اعدام» یکی از این دست تغییرات است که در طول زمان هر سه عامل، در دگرگونیهای صورتگرفته در آن مؤثر بودهاست. تغییر نامی که البته مانند بسیاری از موارد مشابه در مرتبهای مورد پذیرش عام قرار گرفته و در مرتبه دیگر از این پذیرش برخوردار نبوده است تا تقریبا هیچکس از آن محدوده بهعنوان دروازه پایینخیابان یا در لهجه مشهدی «دروازهتهخیابون» یاد نکند و کمترکسی هم آن را میدان «عدالت» بداند، اما همگان آن را به میدان «اعدام» بشناسند، گویی که هویت خود میدان هم برای همیشه در آن اعدام شده است.
یک تکهزمین در دل ارض اقدس است که تاریخ پرفرازونشیب هزارسالهای را پشت سر گذاشته اما نامش در متون کهن و اندک تصاویر برجایمانده از دوره قاجار، قبرستان قتلگاه خوانده میشود؛ قبرستانی که برابر روایتها نخست محل غسل حضرت امامرضا(ع) بوده است اما در گذر تاریخ و تقدیر خود از قبرستان به دبستان، از دبستان به حوزه علمیه، از حوزه علمیه به باغ تغییر کاربری میدهد. این محدوده که اکنون بقایای آن با نام «باغ رضوان» بین مردم و «صحن رضوان» در بین مسئولان شناخته میشود.
میدانی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای بزرگداشت واقعه ۱۷شهریور و شهدای آن در سال58 به همین عنوان نامگذاری شد. این میدان حالا به دلیل قرارگرفتن در مسیر خیابانهای منتهی به سمت حرم و همچنین به دلیل نزدیکی به مجتمعهای تجاری، اهمیت زیادی دارد.
چند روز مانده به سالروز جمعه سیاه 57، به این خیابان میرویم تا داستان این میدان را از زبان شهروندان بشنویم.