تاریخی - صفحه 47

شروع به کار خیریه‌ها در مشهد، گویی با تاریخ پزشکی این شهر و حمایت‌های درمانی ارتباط تنگاتنگی دارد. تاریخ پزشکی مشهد هم با فعالیت‌های آستان قدس‌رضوی از دوره صفوی گره خورده است، آن هم با موقوفاتی که هدفش دستگیری از زائر، مسکین، بیمار و درراه‌مانده بوده است. شهری که همیشه و در همه دوران‌ها آخرین پناه مردم دردمند است؛ به‌ویژه به وقت آمدن بلایی که در برابرش از خود دفاعی نداشته‌اند.
در دوره قاجار است که پای دولت های خارجی برای تأسیس بانک، به ایران باز می‌شود. دقیق‌ترش این است که انگلیس و روسیه موفق می‌شوند امتیاز تأسیس بانک را از حکومت بگیرند و در ایران فعالیت کنند. «بانک استقراضی روس»، یکی از این بانک ها ست که پایش به مشهد می‌رسدو تجار مشهدی هم برای تجارت با روس ها به ناچار با این بانک وارد مراوده می‌شوند. در اردیبهشت1281 خورشیدی، شعبه مشهدی این بانک خارجی افتتاح می‌شود و خبرش در روزنامه «ادب» به چاپ می‌ رسد.
در اواخر دوره قاجار، زمانی که مشهد با کمبود درمانگاه و بیمارستان روبه روست، آستان قدس رضوی به تأسیس بزرگ ترین و مهم ترین بیمارستان در شرق کشور به نام شاه رضا (امام رضا(ع) فعلی) اقدام می کند.
هنوز هم قدیمی‌ها خیابان پاسداران را به نام خیابان جم می‌شناسند. خیابانی که نامش برگرفته از محمود جم والی خراسان در حوالی سال 1310 بوده است. به‌جز ساختمان دارایی در ابتدای آن دیگر از معماری‌های قدیم اثری به چشم نمی‌خورد. هر چند هتل باختر یکی از اولین هتل‌های مشهد در این خیابان ساخته شده، اما بنای آن بازسازی شده و نشانی از دوران قدیم ندارد. به گفته آن‌هایی که بیش از هفت‌دهه از عمرشان می‌گذرد، ساختمان نیمه‌کاره نزدیک فرمانداری روزگاری (قبل از انقلاب) اداره شیلات مشهد بوده است و مردم برای خرید ماهی به اینجا می آمدند.
در حیاط خانه‌ها یکی یکی باز می‌شد، میوه‌فروش‌ها گاری‌های چوبی‌شان را هل می‌دادند وسط خیابان و بعد حرکت می‌کردند. مقصد همگی میدان بار رضوی بود که فاصله زیادی با این کوچه نداشت. وقتی می‌رسیدند که ساعت هنوز از هفت صبح هم نگذشته بود. هر گاری حداقل ٢٠٠، ٣٠٠کیلو میوه بار می‌زد. گاری‌ها را پر از میوه می‌کردند و بعد همگی برمی‌گشتند. یک سمت کوچه از ابتدا تا میانه پر می‌شد از میوه‌های روی گاری. آن سال‌ها آن‌قدر حضورشان پررنگ بود که اسم کوچه را هم گذاشته بودند کوچه گاری‌ها.
آن روزها جذام خوره‌ زندگی خیلی‌ها شد. افتاد به جانشان و همه آرزوهایشان را بلعید. اما جذام برای «مدینه نیستانی» و «عباسقلی انباز» و فرزندخوانده‌شان غلامحسن نیستانی یک عزم دوباره بود. همه اهالی محله طلاب دیده بودند عباسقلی را جذام زمین‌گیر نکرد. عباسقلی با همسرش مدینه نیستانی، دختر زیباروی کدخدای روستای نیستانه بجنورد که جذام داشت خوشگلی‌هایش را می‌خورد، نیتشان یکی شد برای ساخت مسجد. سال 1347 آجر‌به‌آجر مسجد را در ورودی صحن حیاط خانه‌شان روی هم چیدند با این نیت که در آن به روی مردم باز باشد، برای نماز و عبادت و عزاداری‌های مذهبی و درراه‌مانده‌ها و خستگان راه. سال‌ها در پس هم گذشتند تا آن مسجد سی‌متری شد یک بنای هزارمتری با نام مسجد و حسینیه حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع). عباسقلی سال1375و مدینه بعد از او به سال 1392 با دنیا وداع کردند اما نامشان به عنوان واقف و بانی روی کاشی‌ فیروزه‌ای طاق بلند مسجد حک شده است و تا همیشه می‌ماند.
تاریخ نخستین داروخانه‌ها یا به نوشته مکتوبات قدیمی، دواخانه‌های مشهد را نه در دل کوچه و خیابان‌های تغییر‌شکل‌داده امروزی، که باید ابتدا از سیاهه سندهای کاهی جست‌وجو کرد.
ره‌باغ بهشت همان راسته مسگرهای قدیم است که با تخریب بافت قدیمی و ساخت باغچه‌های چندتکه در راسته آن، به گذری برای زائران حرم‌مطهر تبدیل شده است. هویت این کوچه در میان بناهای تاریخی آن مانند حسینیه داروغه، آب‌انبار، مسجد قبرستان خردو و منبع آب صدساله و دیوارچینی‌ها، باغچه‌های گسسته ره‌باغ و ساختمان‌های برافراشته هتل‌ها سرگردان است.
تاریخ پزشکی اطفال شهرمان با اسم «حسین سامی‌راد» گره خورده است. پزشکی که اولین‌های بسیاری را برایمان رقم زده است، اما چهره گمنامی در مشهد دارد و هیچ کجا نامی از او دیده‌نمی‌شود. اولین متخصص بیماری‌های کودکان، مؤسس درمانگاه رازی، مؤسس انجمن تعاون بهداشتی برای مبارزه با بیماری سفلیس، رئیس هلال احمر مشهد، رئیس انجمن حمایت از جذامیان مشهد و... از آنجا که دکتر شیخ به واسطه کارهای خیر فراوان نزد مشهدی‌ها مشهور است و بیمارستانی ویژه کودکان نیز به نامش نام‌گذاری شده؛ برخی تصور می‌کنند او اولین متخصص اطفال در مشهد بوده‌است؛ اما اطلاعات ما نشان می‌دهد دکتر حسین سامی‌راد را باید اولین پزشک متخصص اطفال مشهد دانست.
کاشی‌های لاجوردش قرن‌هاست دست‌های زیادی را به آبی آسمان گره زده است؛ همسایه روضه‌منوره که عمری است در زلال بی‌کران حرم حل شده، آن‌چنان‌که بی‌هیچ حجاب و حایلی یکی از رواق‌ها ودیوارهاست. روز جهانی مسجد سبب شد در سطرهای پیش‌رو از مسجد بالاسر بگوییم. مسجدی که هم‌زمان چند عنوان را در ضمیمه نامش نوشته‌اند؛ قدیمی‌ترین بنای مشهد پس از روضه منوره، کهن‌ترین مسجد مشهد و با 36مترمربع یکی از کوچک‌ترین مساجد ایران است.
«ممتحن‌الدوله»، از رجال ناصری، در باب ورود کبریت به ایران نوشته است: «اولین دفعه که کبریت به ایران آمد، شخصی به نام اسماعیل‌آتش، کبریت‌ها را در دست می‌گرفت و فریاد می‌کشید با آتش، آتش درست می‌کنم.» آری، درست شنیدید با آتش، آتش‌درست‌کردن در آن سال‌ها برای ایرانیان آن‌چنان آشنا نبود اما بازار کبریت وارداتی برای اعیان و اشراف داغ داغ بود و ایران، مشتری پروپا‌قرص کبریت اتریش، سوئد و روسیه. سال‌ها بعد ولی بالاخره نخستین جرقه‌های احداث کارخانه کبریت‌سازی درایرانِ سال 1276خورشیدی زده شد و با کمک سرمایه‌گذاران روسی، نخستین کارخانه کبریت‌سازی درکشور پا گرفت.
مقصد ما آرامگاه فردوسی در انتهای بولوار شاهنامه است. در ابتدا قدم به جلوخان آرامگاه می‌گذاریم، با آن مجسمه‌های زیبا که تجسمی از اساطیر شاهنامه را پیش چشم رهگذران نمایان می‌کند. از جلوخان که می‌گذریم و از چندین پله که بالا می‌آییم، آنجاست که باغ افسونگری‌اش را به رخ می‌کشد و هر بیننده را مسحور خودش می‌کند. انبوه درختان بلند بالا قدعلم کرده‌اند و در انتها هم سازه باشکوه آرامگاه فردوسی قرار گرفته ‌است. همین زیبایی‌ها سبب شده است که بازدید روزانه از این مجموعه در تابستان امسال تا 5000نفر در روز هم برسد.جلوخان و محوطه آرامگاه فردوسی یک باغ‌ و فضای سرسبز است که متعلق به همه مردم ایران است.
سال‌هاست قدیمی‌ها از این گذر کوچ کرده‌اند، اما اهالی با پیشینه سکونت سی‌ساله می‌گویند که در گذشته به این کوچه تبرک می‌گفته‌اند؛ کوچه‌ای که در نقشه‌های سال1333 مشهد دو معبر تاجرباشی و نایب‌التولیه را به هم متصل می‌کرده و اکنون میان بهجت3 و بهجت7 راه کشیده است. ویژگی خاص این کوچه حضور دو عالم در آن بوده است که اکنون ساختمان‌هایشان هست، ولی خودشان به رحمت خدا رفته‌اند.
جیانوزی نخستین عکاس خارجی است که از سوی ناصرالدین شاه مأمور شد تا چند مجموعه عکس از ابنیه خراسان و مجموعه آستان قدس تهیه کند. نخستین عکس ثبت شده از حرم مطهر رضوی را هم او گرفته است.
سندی وجود دارد که نشان می‌دهد باغ ملی پیشکشی مظفرالدین‌شاه به حاج‌کاظم ملک‌التجار، پدر حاج‌حسین ملک است که به این خاندان واگذار شده است. به گفته سیدمهدی سیدی، پژوهشگر و مشهدشناس، چگونگی واگذاری باغ ملی به بلدیه، این گونه است که شهرداری در سال۱۳۰۹‌خورشیدی (که ثبت املاک دایر ‌شد) تقاضای ثبت باغ‌ملی به نام خود را کرد و در سال۱۳۱۱ سند مزبور صادر شد. در ظاهر سال‌ها بعد، شهرداری معارضانی یافته است؛ در‌نتیجه از حاج‌حسین ملک تقاضا کرده اسناد مربوط‌به مالکیت آن را در‌اختیار شهرداری قرار دهد. حاج‌حسین ملک نیز چنین کرده و فرمان مظفرالدین شاه را توسط پیشکار خود به شهرداری فرستاده، متقابلا تقاضا کرده است در محلی از باغ، نوشته‌ای مبنی بر بخشش وی نصب شود.
شکل یخچال های مشهد، مخروطی شکل بود و با دولایه دیوار و کف آن را به عمق یک ونیم متر گود می کردند. در فصل زمستان، مسئول یخچال، آب را از نهر نادری به مخزن یخچال می رساند.
در روزهایی که با اوج‌گرفتن گرمای هوا، مصرف برق درحال رکورد‌شکنی است و هر لحظه بیم قطعی برق می‌رود، می‌‌خواهیم از روزهایی یاد کنیم که صفویان برای تأمین روشنایی حرم‌مطهر به استفاده از روغن‌های گیاهی رو آوردند و با پیشرفتشان در این راه، در تشکیلات دیوانی خود محلی را با نام «عصارخانه» راه انداختند. محلی که افراد شاغل در آن، دانه‌های گیاهی را از مزارع جمع می‌کردند و برای روغن‌گیری به عصارخانه می‌آوردند.
از هر ره‌باغی پیاده‌ راهی حرم بشوید، نمایی از حرم امام‌رضا(ع) چشمتان را پر می‌کند. البته در کنار این مهم تقویت پیوند فرهنگی زائران، تدارک گذر سبز و برخورداری از آرامش برای ورود به حوزه زیارت، تداوم حرکت ایمن و آسوده عابران پیاده، افزایش کیفیت زیست‌محیطی با استفاده از عنصر آب و گیاه، خروج راحت زائران در شرایط اضطرار و دسترسی آسان زائر به فضایی برای استراحت از دیگر اهداف احداث ره‌باغ‌هاست.
خیابان صدف که اکنون از بولوار وکیل‌آباد تا آموزگار کشیده شده است، جزو قدیمی‌ترین معابر و محله‌های منطقه‌11 است و در ابتدای تشکیل‌، از وکیل‌آباد تا بولوار فرهنگ فعلی را شامل می‌شده است. هنوز هیچ سند مکتوبی درباره تاریخچه تشکیل محله صدف نوشته نشده و برای دستیابی به این منظور، چند روز متوالی راهی محله می‌شویم و مغازه به مغازه و خانه‌‌به‌خانه پای صحبت‌های اهالی می‌نشینیم و پرسان‌پرسان به حاج حسن مقدسی می‌رسیم که اولین فرد ساکن در این محله بوده است.
یکی از محدوده‌هایی که هنوز هم حضور طلاب در آن زیاد به چشم می‌خورد، همین کوچه است. کوچه‌ای در خیابان آیت‌الله بهجت3 که به‌واسطه وجود مدرسه علمیه امام‌رضا(ع) و همچنین دو خانه شخصی که وقف اسکان طلاب شده‌، محل رفت‌وآمد بسیاری از طلبه‌هاست.