محله صاحب الزمان - صفحه 3

محله

صاحب الزمان

محله صاحب‌الزمان کنونی پیش از انقلاب گوهرشاد نام داشت و در محل روستاهای قدیمی سناباد و سعدآباد ایجاد شده بود. قصه تغییر نام این محله با ساخت مسجد صاحب‌الزمان (عج) نسبت دارد. نیم‌قرن پیش، که بهاییت دین بیشتر ساکنان خیابان گوهرشاد بود، چهل نفر از دوستد‌اران اهل‌بیت (ع) با سردمداری حاج‌حسن ابطحی با ساخت مسجد خواستند مقابل ترویج بهاییت بایستند.

محله صاحب الزمان
خانه تاریخی داوودی به سبک ساختمان‌های اواخر قاجار و اوایل دوره پهلوی اول به دوبخش اندرونی و بیرونی تقسیم می‌شود که  راه ورود به آن‌ها از هم جداست. حیاط سرا در مرکز قرار گرفته و سه‌بنا در اطراف آن سربرافراشته‌اند.
خاندان داوودی‌ از خانواده‌های بزرگ محله بالا خیابان بوده است. خاندانی که بزرگ آن‌ها  کربلایی محمدحسین داوودی خباز، نانوا بوده و به همین «خباز» همنشین نام فامیل این خاندان شده است.
این مسجد صدساله بخشی از تاریخ مشهد است که افرادی مانند شیخ‌احمد کافی، واعظ معروف مشهدی نمازهایشان را در همین مسجد اقامه می‌کرده‌اند.
منزل خاندان بشیرنژاد، معماری درخورتوجهی دارد، فرزند ششم خانواده، برای قبولاندن حرفش، ما را به طبقه دوم خانه می‌برد و شروع می‌کند به بالا و پایین پریدن. سقف طبقه پایین، زیر پایمان مانند خمیری نرم، می‌لرزد.
راضیه جعفری تعریف می‌کند: هجده‌ساله بودم که ازدواج کردم، خدا تنها‌فرزندم را ۲۳‌سال بعد به من و همسرم هدیه داد، درست فردای شب چله. نمی‌دانید آن شب در خانه پدرم چه خبر بود.
کتابخانه عمومی علامه طباطبایی مشهد نبش کوچه منوچهری واقع شده است. تاریخ تاسیس آن سال ۱۳۵۰ است و مکان اولیه آن در باغ نادری بوده، اما از سال ۹۰ به مکان فعلی انتقال پیدا کرده است.
گزارشی از شکل‌گیری خیابان دانشگاه یک که زمانی جزو باغات بزرگ بالاخیابان بود.
امتداد سه‌کوچه توحید به خیابان‌های صاحب‌الزمان (عج) و دانشگاه می‌رسد و ۱۲ کوچه دیگر آن هم بن‌بست است. از این ۱۲ کوچه، ۹ تای آن کوچه‌های باریک با طول بسیار کم هستند.
محسن شهرستانی تعریف می‌کند: سال ۵۵ یا ۵۶ بود که برادرم سیدجواد، برای اولین بار ماهیان تزئینی و آکواریومی را به مشهد آورد.
در نقشه قدیمی مربوط به دهه سی مشهد، اسم کوچه دانشگاه ۱۷ را «باغ منبع» نام‌گذاری کرده بودند. این محدوده دردهه ۲۰، به خاطرمنبع آب بزرگی که در آن وجود داشته، مردم این اسم را رویش گذاشته‌اند.
غلامحسین اصغری‌احمدآبادی، قدیمی ساکن کوچه‌زردی از خاطرات تالار دانشگاه فردوسی مشهد می‌گوید.
زهرا ربانی منبعی می‌گوید: تا بعد‌از خوانده‌شدن خطبه عقد اصلا همدیگر را ندیدیم. قدیم، رسم نبود که دختر و پسر، قبل‌از عقد هم را ببینند و با هم حرف بزنند.
قلمه زدن و پرورش گل‌های باغچه به وسیله پدر آن‌قدر زیاد شده بود که روزی تصمیم گرفت تا تعدادی از آن‌ها را به مغازه‌های گل فروشی محله بفروشد.
اهالی عکس شهیدانشان را در روز‌های برگزاری روضه می‌آورند و داخل دکور می‌گذارند و دیگر آن را نمی‌برند. آن‌ها می‌گویند چه جایی بهتر از اینجا.
امیرهوشنگ رجایی مهندس مشهدی سرپرست آزمایشگاه چادرملو ۲۲ سال است که بیشتر از اینکه کنار خانواده‌اش باشد، در معدنی در ۲۰۰ کیلومتری شهر یزد مشغول به کار است.
اگر بیماری در هر ساعت شب زنگ در خانه ما را به صدا درمی‌آورد، خانواده موظف بودند در را باز و پدر را بیدار کنند. اگر این بیمار چهاربار زنگ می‌زد، پدر ناراحت می‌شد و می‏‌گفت: «چرا زنگ سوم را زده است و شما هنوز در را باز نکرده‌‏اید؟»
بیشتر شهر‌های شمال کشور، ماهی قرمز تولید می‌کنند و هر ماهی‌فروشی با یکی از این شهر‌ها کار می‌کند. در مشهد هم تعداد محدودی مرکز پرورش ماهی قرمز وجود دارد.
کافی است در یکی از شب‌های مانده به نوروز پا در خیابان توحید بگذاری و بوی آجیل داغ مشامت را نوازش دهد. خیابان توحید به خصوص از سمت چهارراه میدان بار به سمت میدان دروازه قوچان راسته آجیلی مشهد است.
یکی از کار‌هایی که قبل از انقلاب در مسجد صاحب‌الزمان (عج) انجام می‌شد، دعوت و پاسخگویی به گردشگران غیرمسلمان بود.فقط در ۲ سال ابتدایی دهه ۵۰ از میان ۲۰۰ توریست، ۷۲ نفر مسلمان شدند.
کافی است اهالی خیابان دانشگاه، علی‌اصغر وفایی‌مهر را با آن موتور قدیمی‌اش ببینند، آن‌وقت است که صدای سلام سلام و خداقوتشان بلند می‌شود.