محله صاحب الزمان - صفحه 2

محله

صاحب الزمان

محله صاحب‌الزمان کنونی پیش از انقلاب گوهرشاد نام داشت و در محل روستاهای قدیمی سناباد و سعدآباد ایجاد شده بود. قصه تغییر نام این محله با ساخت مسجد صاحب‌الزمان (عج) نسبت دارد. نیم‌قرن پیش، که بهاییت دین بیشتر ساکنان خیابان گوهرشاد بود، چهل نفر از دوستد‌اران اهل‌بیت (ع) با سردمداری حاج‌حسن ابطحی با ساخت مسجد خواستند مقابل ترویج بهاییت بایستند.

محله صاحب الزمان
امیررضا توسلی، مکبر نوجوان محله صاحب‌الزمان‌(عج) هفده‌سال دارد. او که مسئولیت شبکه و نرم‌افزار پایگاه بسیج مسجد را بر‌عهده دارد آرزوی مکبری در حرم مطهر امام رضا(ع) را دارد.
دکتر علی انجم‌شعاع که این روز‌ها مدیریت بیمارستانی در مشهد را برعهده دارد، رزمنده دفاع مقدس بوده و روایت همه روز‌های جنگ را با تک‌تک عکس‌ها و تصاویر سیاه و سفید، پیش چشم ما به‌تماشا می‌گذارد.
وحید عباسیان تعریف می‌کند: خیابان صاحب‌الزمان (عج) فعلی آن زمان به‌سمت خیابان دانشگاه بن‌بست بود و این کوچه سیصد‌متری که قبل از دهه شصت «مشاق» نام داشت، محل بازی ما بچه‌ها و نوجوانان محله بود.
کله‌پز‌ها که تعدادشان به ۲۰ نفر می‌رسید، از ظهر شروع می‌کردند به پاک‌کردن کله‌پاچه‌ها و ۲۰ دیگ بارمی‌گذاشتند. کله‌ها تا ۴ صبح فردا می‌پخت و بین ۲ تا ۳ هزار نفری که پشت در می‌ایستادند، تقسیم می‌شد.
نام عبدالحمید مولوی به عنوان باستان‌شناس در یونسکو ثبت شده بود و هر پژوهشگری که به خراسان می‌آمد، یونسکو نشانی منزلش در خیابان مولوی را به او می‌داد.
وحید عباسیان معتقد است در‌کنار هویت خشت‌و‌گلی خانه‌های قدیمی که همه به‌دنبال آن هستند، هویت‌های اجتماعی و فرهنگی گذشته هم اهمیت بسیار دارد که باید به آنها توجه شود.
انیس آغا ساکن قدیمی محله احمدآباد هشتاد سال پیش اسیر خان‌سالار، ارباب دولت‌آباد شد ولی در نهایت نه تنها او را حلال کرد که عاشقش هم شد.
عباس پارسایی، آزاده دفاع مقدس درباره لحظه اسارتش تعریف می‌کند: با دیدن عراقی‌ها، نقشه عملیات را از جیب شهید رفیعی درآوردم و با نارنجک منفجر کردم. فرکانس بی‌سیمش را هم به هم زدم. هم‌زمان با نزدیک‌شدن ماشین‌های تیربار عراقی، اسیر شدم.
نور محمدنادرزاده، کاسب قدیمی محله صاحب الزمان از خاطراتش و سال ها کار با نمک‌های بلورین برایمان می‌گوید
سینما دیاموند که بعد از انقلاب هویزه نام گرفت، در زمان افتتاح یعنی ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۷ خورشیدی، با دو سالن اختصاصی و ۲ هزارو ۲۰۰ صندلی، مجهزترین سینمای خاورمیانه بود.  
احسان عزیزی طراح داخلی و دارنده عنوان سومی جشنواره هنرهای تجسمی درباره ویژگی‌های مکانی آرام می‌گوید.
در دوران شاه عباس؛ مسجدی در بالا خیابان ساخته شد که هنوز رد و نشانش برجاست. دو سنگ‌نوشته قدیمی روی دیوار مسجد نصب شده است، که نشان از قدمت و دیرپایی مسجد دارد.
درست پس از روز خاک‌سپاری همسر، بی‌بی‌مریم نیز در حالی که با کمک برادرانش، توانست اشهدش را بگوید، با جاری شدن «الله اکبر» بر لبانش، نزد همسر و فرزند شهیدش شتافت.
سیدکاظم یثربی‌نائینی‌ می‌گوید: قدیمی‌ترین کتابی که برای صحافی نزد من آوردند، قرآنی مربوط به زمان مظفرالدین‌شاه قاجار و چاپ بمبئی هندوستان بود. آن‌قدر از این کتاب آسمانی، خوب نگهداری کرده بودند که از دیدنش حظ کردم و مرا جذب کرد.
زهرا اژدری می‌گوید: خیلی از نوجوانان از دانشمندان و شهدا فقط اسمی شنیده‌اند و هیچ شناختی درباره شخصیت آن‌ها ندارند. وقتی درباره برخی از آن‌ها صحبت می‌شود، تازه متوجه کار‌های بزرگ آن‌ها برای کشور و مردم، می‌شوند.
آذر خانم گلکار باید مسئولی، مشاوری، چیزی در سازمان بازیافت شود. این بانوی ۷۵ ساله چنان با مهارت زباله‌های‌تر و خشکش را بسته‌بندی می‌کند که اصلا نمی‌توانید فکر کنید این بسته‌های مرتب و آماده‌شده، زباله است.
مادرشهید محمدرضا مجربی از ساکنان قدیمی سناباد می‌گوید: از روی ناآگاهی لباس‌های بچه‌ام را در آب قنات سناباد می‌شستم تا اینکه یک شب خواب دیدم می‌گویند در این آب حضرت‌رضا(ع) را غسل داده‌اند، دیگر لباس‌های بچه‌ات را نشور.
مغازه‌داران دروازه‌قوچان، عموقربان صدایش می‌کنند. جثه کوچکی دارد و چشمانش هم بسیار ضعیف است. همه دوستش دارند و اگر کمی دیر سرِ کار برسد، نگرانش می‌شوند.
انیس‌آغا درباره رسوم نوروزی مردم مشهد در قدیم می‌گوید: عده‌ای لحظه سال‌تحویل سکه‌ای، یا چند دانه برنج یا یک گوخدا (خرخاکی)! در مشت می‌گرفتند یا کله جوجه‌خروس در جیب می‌گذاشتند تا ثروتمند شوند.
از مدرسه‌ای که بیش از نیم‌قرن قدمت داشت و خیلی از بزرگان شهر روزگاری دانش‌آموزش بودند، اکنون تنها درِ چوبی سبز کم جان و چند بیت شعر بر در و دیوار اطرافش برجا مانده و باقی خاک است و خاک.