محله طرق - صفحه 5

محله

طرق

محله طرق

نام تروغ، تروق یا طرق به‌عنوان یکی ازقدیمی‌ترین روستا‌های هم‌جوارمشهد، دست‌کم از سال۵۰۳ قمری در متون تاریخی آمده است. این مزرعه که تا حدود سال ۱۳۸۷در پیرامون مشهد بود از آن زمان به شهر پیوست. طرق به‌معنای «راه» مسیر زائران از نیشابور به مشهد بوده است. بیشتر طرقی‌ها از گذشته کشاورز و دامدار بوده‌اند.

محله طرق
انتخاب سخت می‌شود اگر یک‌سوی قصه عزیزی باشد که تا آن لحظه نمی‌توانستی ببینی خاری به پایش برود و سوی دیگر، تصمیمی که گرفتنش ساده نیست. هنگامی که «ابراهیم مهدی‌زاده» پدر «مهدی» به یاد آخرین لحظه‌هایی که فرزندش را سالم و سرحال دیده می‌افتد که سوار بر موتور از محل کارش خارج و به سمت خانه‌شان در طرق رفته، اشک یک لحظه هم امانش نمی‌دهد. خانواده مهدی‌زاده از پزشک بیمارستان امدادی می‌شنوند که مهدی بیست‌وسه‌ساله‌شان مرگ مغزی شده است. پزشکان می‌پرسند حاضرید اعضای بدنش را ببخشید؟
جوان و بی‌ادعا هستند، خودشان را خادم مردم می‌دانند و جزو افتخاراتشان است که در طول 9سال کاری‌شان، نه‌تنها رقمی بابت کارشان دریافت نکرده‌اند؛ بلکه همیشه خودشان هزینه‌های جانبی را پرداخت می‌کنند. نمی‌شود ساکن محله طرق باشید و رسانه مرتبط با این محله را در فضای مجازی نشناسید. رسانه‌ای که چند سالی می‌شود به‌دلیل افزایش هزینه کاغذ از بین مردم جمع شده وحالا با نام «طریق طرق» در فضای مجازی انعکاس می‌یابد.
وقتی به شکل گیری گروهشان فکر می کنند می بینند چقدر زود گذشت، پنج سال! بعد از این مدت حالا به پختگی رسیده اند و اجراهایشان مقبول همه واقع می شود. نه تنها خانواده هایشان، بلکه دوست و آشنا به کار آن ها افتخار می کنند. این را بچه های گروه سرود خادم الرضا(ع) می گویند که به مناسبت دهه ولایت در بوستان ها و مساجد شهر برنامه دارند و در این 10شب اجراهای مختلفی داشته اند. این گروه سرود از یک حرکت کوچک در دل مسجد امام رضا(ع) در محله طرق شکل گرفت.
مرد تلاشِ طرق(مقدرعلی خاکسار) همت می‌کند و مهدیه رحمت می‌شود محلِ امنِ میانه‌ سفر که عاشقان در راه‌مانده و برجای مانده را پذیرایی می‌کند. 25 سال است که این درِ گشاده در تمام ایام سال به زائران امامِ جان ارائه خدمت می‌کند و در میزبانی کم نمی‌گذارد. او احیاگرِ غریب‌نوازی مشهدی است که پیش از آن میزبان امام غریبان بوده است. همه هم‌محلی‌ها هم یاری‌اش می‌کنند.فرقی نمی‌کند از کدام طیف باشند. همین‌که تپش قلبشان مِهر امام حسین(ع) را بر سینه می‌کوبد، کافی است تا جایی برای حضورشان در میان خادمانِ حسینیِ مهدیه خالی باشد.
شب‌ها اینجا کاوش‌های غیرمجاز می‌کنند که سکوت تاریخی تپه را در هم می‌شکنند. تپه‌ای که به قدمت تاریخ مشهد سکوت کرده است با صدای نابخردانه کلنگ و تیشه غیرمجاز جست‌وجوگران گنج‌های اساطیری زخم می‌خورد و فریاد نابودی سر می‌دهد. به ازای هر تیزی که در جانش فرو می‌رود زخمی عمیق بر می‌دارد تا از اصل خود فاصله بگیرد و حفره‌های وجودش هر روز دردناک‌تر و عمیق‌تر شود. اینجا تپه نادری است. جایی که خوش خیالان تاریخ در آن به دنبال گنج نادرند. درحالی‌که این نام پر ابهت قدمتش کمتر از 60 سال است. تپه‌ای در همین نزدیکی شهر مشهد که عیارش به تاریخ بلندبالای پشت سرش بالا رفته است ولی سودجویان آن را مفرغی می‌دانند که باید از دلش طلا بیرون بکشند و این‌گونه آن را زخم می‌زنند و می‌رنجانند!
آن‌طور که قدیمی‌ها می‌گویند، در گذشته این مکان برای دفن کودکان استفاده می‌شده است و دیگر اموات در کنار ایوان طرق دفن می‌شدند تا سالی که وبا می‌آید.
هنوز هم «وطن» را با بغض ادا می‌کند. لباس‌های نظامی‌‌اش بعد از بازنشستگی دم دست است و گاهی آن را می‌پوشد. اگر میان این لباس نظامی‌پوشیدن‌هایش فاصله بیفتد همسرش می‌گوید دلم برای آن لباست تنگ شده است. زاده طرق است و ساکن آن. در لشکر77 کاری می‌کند که کسی جرئت نکند از طرق بد بگوید. سربازی اگر از طرق باشد می‌گویند این همشهری جناب سرهنگ است. او چند سالی است که در محله سنگر تازه‌ای پیدا کرده است تا در آن خدمت کند. سرهنگ احمد حسن زاده هیئت امنای مسجد است و مسجد ابوالفضلی طرق و بچه‌های محل، آقا سرهنگ را خوب می‌شناسند.
آن‌طور که از صحبت‌هایشان می‌فهمیم 16فروردین امسال کودکان و نوجوانان مسجد امام حسین(ع) در محله طرق ساعات تلخی را پشت سر گذاشته‌اند. ساعت از 2ظهر گذشته است، آن‌ها در آشپزخانه مسجد مشغول مهیا کردن بساط افطاری هستند. ناگهان خبر تلخی می‌شنوند، یادشان نیست چه کسی اول از همه این موضوع را مطرح می‌کند، فقط این صدا را هنوز به خاطر دارند؛ «بچه ها حاج آقا پاکدامن شهید شد!»
والدین محمد سبحان ضامن‌راز یازده ساله به این مهم اشراف دارند. اهمیتش را درک کرده‌اند و تدابیر درستی برای آینده فرزندشان در نظر گرفته‌اند تا بتوانند یک جوان موفق به جامعه تحویل بدهند. محمد سبحان قبل از اینکه به مدرسه برود حفظ کردن قرآن را شروع کرده و تاکنون توانسته دو جزء قرآن را حفظ کند. البته که دانش‌آموز ساعی و کوشایی است و علاقه خاصی به ریاضی دارد. با این کودک قرآنی محله طرق گفت‌وگو کردیم.
هر چند تابلویی بر سر در «خانه هلال» محله طرق نصب نشده است، اما پیداکردنش سخت نیست. خیابان شهید ساعی، شهید ساعی4. وارد محوطه که می‌شوید پرچم‌هایی با آرم هلال احمر که روی دیوارها نصب شده است مسیر را به شما نشان می‌دهد تا به خانه هلال برسید. فضایی حدود 20متر با آشپزخانه‌ای کوچک است که یک میز و صندلی در آن قرار دارد و دور تا دورش صندلی چیده است. در همین روز افتتاحیه، مردم محله پای کار آمده‌اند و در کنار هم تلاش دارند تا هر چه سریع‌تر فضا را آماده و راه‌اندازی کنند.
هفت ساله بوده که به‌دلیل علاقه‌اش به ورزش در باشگاه نزدیک خانه ثبت‌نام می‌کند و به جای فوتبال تصمیم می‌گیرد فوتسال بازی کند یک‌سالی که می‌گذرد به تشویق یکی از دوستانش که از ورزش‌های رزمی تعریف می‌کرد در کلاس کاراته ثبت‌نام می‌کند اما همچنان فوتسال هم بازی می‌کند چند ماه بعد متوجه استعدادش در این ورزش رزمی می‌شود و تصمیم می‌گیرد به‌طور حرفه‌ای آن را دنبال کند. حمید اردلان یکی از نوجوانان موفق محله طرق است که توانسته مقام‌های زیادی از جمله نایب قهرمانی مسابقات اورآسیایی و مقام اول مسابقات کشوری نوجوانان را در رشته کیوکوشین کاراته کسب کند.
برای شنیدن خاطرات و آداب و رسوم شب چله میهمان خانه «رجب کریمی طرقی» شدیم و حال و هوای خانه، ما را به روزگار قدیم برد. کرسی که روی آن لحافی با زمینه قرمز و آبی پهن شده، دور تا دور کرسی کناره برای نشستن است، روی کرسی مجمعه قدیمی به رسم گذشتگان گذاشته شده و چراغ گردسوزی هست که بوی نفتش به مشام‌ می‌رسد.
علی اصغر تابش‌نژاد در تیم والیبال نوجوانان، جوانان و بزرگ‌سالان خراسان بازی کرد. او پس از پذیرفته‌شدن در دانشگاه، به عضویت تیم‌های والیبال دانشگاه تهران و دانشگاه فردوسی مشهد درآمد و عضو مؤثر این تیم‌ها در اوایل دهه۷۰ به شمار می‌رفت. این دبیر ورزش طی 22سال خدمتش در دبیرستان طرق فقط به فکر سلامت جسمی دانش‌آموزان نبود، بلکه به قلب و روح دانش‌آموزانش هم نفوذ کرده بود. این را لابه‌لای حرف‌های دانش‌آموزان دیروز و امروزش و حتی همکارانش می‌توان به‌خوبی متوجه شد.
21سال پیش این مشاغل به بعد از پلیس‌راه و خارج از محدوده شهری منتقل شدند. بنابراین شهرک زیرمجموعه بخشداری احمدآباد قرار گرفت، اما بعد از چندسال و با گسترش شهر، اصناف برای کسب مجوز باید به شهرداری منطقه7 و بخشداری احمدآباد مراجعه می‌کردند. همین موضوع باعث شد تا واحدهای صنفی و صنعتی داخل شهرک نامه‌ای به فرمانداری بزنند و خواستار تعیین‌تکلیف خود شوند. حسن موحدیان، فرماندار وقت، شهرک را زیرمجموعه شهرداری منطقه7 قرار داد و بخشی از مشکلات آن‌ها حل شد. به این ترتیب نقشه شهرک صنفی‌صنعتی طرق در کمیسیون ماده5 به تصویب رسید و قطعات زمین شهرک را آستان قدس رضوی تقسیم‌بندی و واگذار کرد، اما عنوان «صنفی‌صنعتی» برای شهرک باعث شده است تا از قوانین دیگر شهرک‌ها تبعیت نکند.
آن‌ها یک گروه از معلمان مدارس طرق هستند که این ایام پرکارترین روز‌های کاری خودشان را پشت سر می‌گذارند. معلمانی که با درک شرایط دانش‌آموزانشان باور دارند که نمی‌شود محصول شغلت آدم‌ها باشند و نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت ماند. آن‌ها در این ایام کرونا زده که دغدغه خانواده‌ها آموزش فرزندانشان است طرحی نو درانداخته‌اند تا فیلم‌های آموزشی رایگان به دست کودکان طرقی برسد.
صدای اذان که بلند می‌شد چادر گلداری که برایش دوخته بودم، سرش می‌کرد و جلوتر از من به مسجد محله می‌رفت تا اینکه آن روز نحس فرا رسید. در خانه با همسرم مشغول صحبت بودیم که محدثه آمد و تکه نانی برداشت. بعد از آن دیدم دخترم سراسیمه به طبقه بالا می‌دود. ما به دنبالش رفتیم که دیدم چهره دخترم سیاه شده است. هرچه سعی کردیم دهانش را باز کنیم نتوانستیم.
آن‌ها زمان پیروزی انقلاب به مشهد آمدند و در طرق ساکن شدند. محمدحسین پسر بزرگ خانواده سرش در لاک خودش بود. پسری که در گچکاری مسجد پیغمبر مشارکت کرد. محمدحسین سال ۶۰ به جبهه رفت و در سال ۶۱ شهید شد. محمدمهدی تازه به جبهه رفته بود که خبر شهادت برادرش را به او دادند. محمد مهدی هم سال ۶۳ به شهادت رسید. پسری که پیکرش پس از ۱۳ سال گمنامی به آغوش مادر باز‌گشت. حالا پس از ۳۶ سال دوری مادر به فرزندان شهیدش پیوست تا این هجران طولانی پایان یابد.
عشق به اسب در خانواده‌ «خاکساری» موروثی است. سال1386 وقتی سارا متولد شد، پدرش پرورش اسب داشت و او با اسب و سوارکاری بیگانه نبود. تا اینکه در سال92 پدرش تصمیم به تأسیس یک باشگاه سوارکاری در مجاورت شهرک طرق گرفت. این‌کار پدر زمینه‌ساز علاقه و کسب مهارت سوارکاری در سارا شد به طوری که او توانست با اسب ترکمنی که خودش در تربیت آن نقش داشت در مسابقات سوارکاری شرکت کند.
دکتر علی‌اکبر حسن‌زاده پزشکی است که اولین مطبش را در طرق راه می‌اندازد و هنوز پس از بیست و چند سال در این شهرک حضور دارد. او علاوه بر اینکه پزشک خانوادگی است و گاهی پدر و پدربزرگ و نوه با هم به دیدارش می‌آیند، پزشک نمونه سال ۹۸ هم شده است. متولد سال ۴۵، رزمنده جبهه و جنگ و برادر شهید است. حسن‌زاده یک پزشک جهادی است که در بسیاری از مناطق محروم حضور داشته است و زمان زیادی از خدمتش را صرف نیازمندان می‌کند.
تمام آدم‌هایی که در این‌جا مشغول به کارند، حواسشان به این است که داروها در کمتر از 24ساعت از زمان سفارش شده به داروخانه‌ها برسد. تفاوت این فضا با قسمت مرسولات پستی در این است که باید هر چیزی در جا و قفسه خودش گذاشته شود. یک خطای کوچک دردسری بزرگ به بار می‌آورد. شما نمی‌توانید داروی یخچالی را در قفسه داروهای معمولی بگذارید؛ فضایی که تحملش برای ما فقط چند دقیقه است و کمتر از 5دقیقه نمی‌توانیم سرمایش را تحمل کنیم، یا داروهای شیمیایی که مکان نگهداری خاص خودش را دارد